جملات زیبا برای فیس بوک
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آوریل 1, 2012 – 12:22 ب.ظ -
درست است که من
همیشه از نگاه نادرست و طعنه تاریک ترسیده ام
درست است که زیر بوته باد سر بر خشت خالی نهاده ام
درست است که طاقت تشنگی در من نیست
اما با این همه گمان مبر که در برودت این بادها خواهم برید !

این بار تو بگو که “دوستت دارم“….
نترس…..
من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید…..

چنگیز می شوم که سلاخی کنم تمام دیروزهای قشنگم را
که بتازم بر تمام قاصدکهای مهاجری که از تو خبر می آورند …
امروز با همه ی دنیا قهرم
اما تو صدایم کن برمی گردم . . .
سادگی کودکانه ام را می بینی؟!!!!!

چه خوش خیال بودم….
که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم…….
به حبس ابد!!
به یکباره جا خوردم…..
وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد….
……هی…
تو….
آزادی!….
و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد…..!!!

بے تـــــو
چشـــــم دیدن
چیــزهایے را که
با تـــــــو
دیده ام را نــــدارم

حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی، به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ، از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه ..
من کجای این نمایشم ؟

هوای تو؛ از دود سیگارم هم مضر تر است…
دود سیگار به سرفهام میاندازد، هوای تو به گریه ام !!!

عاشقانه هایی که برایت مینویسم
مثل آن چای هایی هستند که خورده نمیشوند!
یخ میکنند و باید دور ریخت!
فنجانت را بده دوباره پر کنم..

نمی دونم چرا چیزای تلخ این همه طرفدار دارن
شراب
قهوه
شکلات
زیتون
روزگار
…
تـــــو . . .

مثل کشیدن کبریت در باد دیدنت دشوار است؛من به معجزه عشق ایمان دارم می کشم آخرین دانه کبریتم را هر چه بادا باد!
مطالب مرتبط sms،شعر،عاشقانه ها |
عکس کتاب فارسی اول دبستان هفتاد سال پیش
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در دسامبر 13, 2011 – 1:36 ب.ظ -کتاب اول دبستان هفتاد سال پیش شامل شعرهایی زیادی بود؛ حکایتهایی چون شب مهتاب، بوسه مادر، عید نوروز و پیشی پیشی ملوسم در این کتاب وجود داشت.
استفاده از کتاب یادشده به سالهای دهه 1320 مربوط میشود و نوع خط به کار بردهشده در آن به صورت نستعلیق و نسخ است. در آن دوران که دانشآموزان با این کتاب تحصیل میکردند، اواخر جنگ جهانی دوم بود.
این کتاب متعلق به یک معلم کرمانشاهی است که از حدود 70 سال پیش آن را نگه داشته است.
مطالب مرتبط ادبیات،تاریخی،گزارش تصویری |
به جای کافی نت بگویید “نت سرا”!و به جای کافی شاپ بگویید “قهوه سرا”!
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در نوامبر 21, 2011 – 3:32 ب.ظ -يكي از فعاليتهاي اصلي فرهنگستان زبان و ادب فارسي، معادلسازي براي واژههاي بيگانهاي است كه به زبان فارسي وارد ميشوند.
به گزاش ایسنا، مروري دارد بر برخي واژههاي مصوب فرهنگستان كه به اين شرحاند: «ردي ميل»: «غذاي آماده»؛ «فستفود»: «غذاي آماده»؛ «رومينگ»: «فراگردي»؛ «اسپم»: «فرستادن هرزنامه»؛ «كافيشاپ»: «قهوهسرا»؛ «كارتابل»: «كارپوشه»؛ «كوپه»: «كوپه»؛ «تُن»: «كيفيت صدا»؛ «تور»: «گشت»؛ «ملودي»: «لحن».
تعداد ديگري از واژههاي مصوب فرهنگستان هم در ادامه ميآيد: «بلندر»: «مخلوطكن»؛ «بوكس»: «مشتزني»؛ «پانچ»: «منگنه»، «كافينت»: «نتسرا»؛ «پيركس»: «نسوز»؛ «آرم»: «نشانه»؛ «چارت و مپ»: «نقشه»؛ «پست و رول»: «نقش»؛ «شات و پلان»: «نما»، «ويو»: «نما»؛ «مونيتور»: «نمايشگر»؛ «ايندكس»: «نمايه»؛ «شيفت»: «نوبت»؛ «شيفتي»: «نوبتكار يا نوبتي».
مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،ادبیات |
گویند مرا چو زاد مادر (ورژن جدید)
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در نوامبر 4, 2011 – 4:52 ب.ظ -
نسخه قدیم :
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن اموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
نسخه جدید :
گویند مرا چو زاد مادر
روی کاناپه لمیدن آموخت
شبها بر ماهواره تا صبح
بنشست و کلیپ دیدن آموخت
بر چهره سبوس و ماست مالید
تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت
بنمود تتو دو ابروی خویش
تا رسم کمان کشیدن آموخت
هر ماه برفت نزد جراح
آیین چروک چیدن آموخت
دستم بگرفت و برد بازار
همواره طلا خریدن آموخت
با قوم خودش همیشه پیوند
از قوم شوهر بریدن آموخت
آسوده نشست و با اس ام اس
جکهای خفن چتیدن آموخت
چون سوخت غذای ما شب و روز
از پیک مدد رسیدن آموخت
پای تلفن دو ساعت و نیم
گل گفتن و گل شنیدن آموخت
بابام چو آمد از سر کار
بیماری و قد خمیدن آموخت !!
مطالب مرتبط خانواده،شعر،طنز |
دانلود حسنی نگو بلا بگو
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آگوست 19, 2011 – 8:02 ب.ظ -
انيميشن حسنی نگو بلا بگو – فرمت 3gp – حجم 3.100 كيلو بايت : لينك دانلود
مطالب مرتبط دانلود،دانلود کتاب،سرگرمی و داستان،شعر |
دختری که چشاش آبی بود…
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آگوست 17, 2011 – 4:33 ب.ظ -
تو جوونیم کسی رو دوست داشتم، دختری که چشاش آبی بود
پدرش تو اورکت آمریکایی، پشتِ ته ریشِ انقلابی بود
مادرش مرز کفر و ایمان بود، شب دعای کمیل گوش می داد
روزا که مردِ خونه بیرون بود، دل به آهنگای گوگوش می داد
کوچه مون زخم جیره بندی داشت، بخشی از روزمون توی صف بود
گاهی موشک به خوابمون می خورد، حال و روز همه مزخرف بود
فکر و ذکرم چشای اون بودن، علت رویاهای قبل از خواب
شوق دررفتن از دبیرستان، میل جادو شدن به سحرِ کتاب
من پر از شعر شاملو بودم، تا مبادا شریعتی خون شم
تا مبادا تکاملم کم شه، تا مبادا دوباره میمون شم
و جلال اسم یه اتوبان بود، یه اتوبان به سمتِ بدبختی
پس مصدق، ولی عصر شد و شهرنو شد خیابونِ تختی
غرق بودم تو فیلمای بتاماکس، تو هالیوود دروغ راوی بود
وقتی دلتنگ اون چشا بودم، بهترین فیلم ماوی ماوی بود
پدرش سایه مو با تیر می زد، جای اسمم صدا می زد: کمونیست
می گفت هر کس زنت شه تا دینِ زنده گیشو یه لحظه راحت نیست
شرطش این بود برم به سربازی، بلکه یه آدم حسابی شم
بلکه نور خدا بتابه بهم، بی خیال چشای آبی شم
روز و شب پای پنجره ش بودم، یه محل راز ما رو می دونست
هر کی می خواست یه جور خیال اونو از سرم بندازه، نمی تونست
سر من بوی قرمه سبزی داشت، بوی ممنوع ساز و فیلم و کتاب
مملکت بوی دیگه ای می داد، میکسِ بوی جوراب و عطر گلاب
آخرش کار من به حبس کشید، آخرش فکرم از سرش افتاد
زبون سُرخِ من تو اون روزا، سر سبزو به بادِ زندان داد
تو جوونیم کسی رو دوست داشتم، دختری که چشاش آبی بود
اون که یک هفته قبل از آزادیم، زن یه آدم حسابی بود
يغما گلرويي
مطالب مرتبط شعر |
سانسور منظومه «خسرو و شیرین» بعد از گذشت 9 قرن
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آگوست 15, 2011 – 4:43 ب.ظ -مدیر فرهنگی انتشارات پیدایش، اشکالاتی که بر منظومه «خسرو و شیرین» (سروده نظامی گنجوی) این ناشر آن هم در چاپ هشتم و پس از 9 قرن از خلق این منظومه از سوی اداره کتاب وزارت ارشاد وارد شده را غیر اصولی دانست.
فریبا نباتی مدیر بخش فرهنگی انتشارات پیدایش در گفتگو با خبرنگار مهر از برخی ممیزیها که از سوی وزارت ارشاد به کتابها وارد میشود، گله کرده و گفت: برخی اتفاقها و مسائل باعث میشود حال و حوصله کار فرهنگی برایمان باقی نماند. از مسائل اجتماعی و آلودگی هوا که ما نیز مثل همه مردم درگیر آنها هستیم که بگذریم، مشکلات حرفه خودمان و این مساله ممیزی کتابها خیلی روحیه کار را از بین میبرد.
وی ادامه داد: ما در انتشارات پیدایش کتاب «خسرو و شیرین» را 7 بار منتشر کردهایم که برای چاپ هشتم تصمیم بر این شد قطع کتاب عوض شود و تنها با همین تغییر ظاهری کتاب برای دریافت مجوز به ارشاد رفت که وقتی کتاب را برگرداندند، چندین و چند مورد اصلاحیه هم بدان وارد کردهاند.
مدیر بخش فرهنگی نشر پیدایش درباره یکی از اصلاحیههایی که به این منظومه نظامی گنجهای وارد شده، توضیح داد: بخشی از داستان با این بیتها نقل میشود «شکر لب داشت با خود ساغری شیر/ به دستش داد کاین بر یاد من گیر / ستد شیر از کف شیرین جوانمرد/ به شیرینی چه گویم چون شکر خورد / چو شیرین ساقیای باشد هم آغوش/ نه شیر ار زهر باشد هم شود نوش / چو مست از جام می نگذاشت باقی/ ز مجلس عزم رفتن کرد ساقی» که گفتهاند مصرع «چو مست از جام می نگذاشت باقی» باید حذف شود.
نباتی افزود: همچنین در صفحه 135 کتاب سطر 14 گفتهاند «در آغوش کشیدن» حذف شود. که این بخش از داستان درباره این است که خسرو را در خواب کشتهاند و حال شیرین زانو میزند و جسد خسرو را در آغوش میکشد. و یا در صفحه 45 سطر اول تا سوم تاکید کردهاند واژه رقصزنان حذف شود که جالب اینجاست که چنین کلمهای در متن نیست.
وی درباره برخی دیگر از اصلاحاتی که برای کتاب در نظر گرفتهاند، بیان کرد: در صفحات 62، 81 و 82 کتاب هم چنین حذفیاتی اعلام کردهاند که باز هم موضوعاتی چون به خلوت رفتن، آغوش، گرفتن دست و از اینگونه موارد مورد نظر بوده است.
این نویسنده در پایان اشاره کرد: همچنین یک کتاب با نام «علوم ترسناک» ویژه گروه سنی الف را برای مجوز فرستاده بودیم که این کتاب مسائل علمی را به زبان طنز برای گروه سنی خردسال آموزش میدهد که اینجاها هم ایرادهایی وارد کردهاند که به نظر منطقی نمیآید و قالب طنز و مخاطب کتاب را در نظر نگرفتهاند.
مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،ادبیات،فرهنگ و هنر |
حتما قبل خواب ببوسیدش !
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آگوست 7, 2011 – 12:23 ق.ظ -حتما ً قبـل ِ خواب ببـوسیـدش !…
حتی اگه با هم دعوای ِ بـدی کرده باشیـد . ببوسیدش !
حتی اگه بهتـون گفته باشه از این زنـدگی ِ کوفتـی خسته شـده .. ببـوسیـدش !
حتی اگه برچسـب ِ ” بد اخـلاق ” بهـتون چسبـونده باشه . ببـوسیـدش !
حتی اگه بهتـون گیر ِ بیخـود داده باشه .. ببـوسیـدش !
گفته باشه از لباسی که شما عاشقشین متنفـره ! .. نفهمیـده باشه شما موهاتون رو مِش کردین !ببوسیدش ..
حتی اگه بـوی ِ عرق و خستگی میـده .. ببـوسیـدش !
حتی اگه یـادش میـره جواب سلام ِ شما رو بـده .. ببوسیدش !
حتی اگه خیلی وقته براتـون گُـل نخـریده . ببـوسیـدش !.
وقتی زیرپیـرهنی سفیـد ِ حلقه ای پوشیـده و بـازوهای ِ سفیـدش رو با اون پیـچ ِ ماهیچه ای ِ مردونه انداخته بیـرون ..
وقتی صورتش ته ریش ِ جذابی داره .. وقتی صداش خسته ُ خمار ِ خوابه . ببـوسیـدش !
حتی اگه شما رو رنجـونده و غـرورش نمیذاره دلجـویی کنه .. ببـوسیـدش !
حتی اگه گرسنه اس و با شما مثل ِ آشپـز ِ دربـارش برخـورد می کنه .. ببـوسیـدش !
حتی اگه یادش میـره ازتـون تشـکر کنه . ببـوسیـدش !
وقتی براتـون یه آهنگ ِ جدیـد میذاره و می گه : ” اینـو برای تـو آوردم ! ” .. وقتی تو چشـاش پـُر ِ خواستنه ..
وقتی دست های ِ ظریـف ِ دختـرونه تـون میـون ِ دستای ِ زمخت و مردونه اش گم می شن .. ببـوسیـدش !
حتی اگه از عصبانیت داریـد دیوونه می شید .. ببـوسیـدش !
حتی اگه شما رو با مادرش مقایسه می کنه .. ببـوسیـدش !
حتی اگه با حرص می خوایید از خونه بزنیـد بیـرون و اون محـکم بـازوهاش رو دورتـون حلقه می کنه و
وسـط ِ جیـغ های ِ شما با خنـده می گه : ” عزیـزم ؛ کجا می خـوای بـری این وقته شب ؟ . ببـوسیـدش !
وقتی ناغافلی لباسـی رو خریـده که هفته ی پیش ، پشت ِ ویتریـن دیدین و فقـط یه کلمه گفتین این چه خوشگله ! ..
وقتی دست هاش پـُر از خریـد خونه هست و درُ با پـاش می بنـده ..
وقتی با نگاهـی پـُر از تحسین سر تا پاتـون رو برانـداز می کنه .. ببـوسیـدش !
حتی اگه تـوی ِ شرکـت پیـاز خورده و تا موهاش بـو میدن .. ببـوسیـدش !
حتی اگه با دوست هاش تلفنـی یک ساعـت حرف می زنه و شامتـون سـرد شده ..
حتی اگه رو دنـده ی ” نه ” گفتن افتـاده .. ببـوسیـدش !
وقتی شمـا رو وسط ِ آرایش کردن می بوسه .. وقتی باهاتـون کُشتـی می گیـره و مثل ِ پـَر از رو زمین بلنـدتون می کنه .. !
وقتی تو دلتنگی هاتون داوطلبانه می بردتـون بیـرون و شما رو تو شهـر می گردونه .. ببـوسیـدش !
حتماً قبـل خـواب ببـوسیـدش .. !
مطالب مرتبط خانواده،شعر،عاشقانه ها،مسائل زندگی |
شعر سردار «نقدی» درباره توییتر و فیسبوک
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در جولای 21, 2011 – 4:15 ب.ظ -سردار محمدرضا نقدی، رییس سازمان بسیج مستضعفین درباره “جوان و جنگ نرم” شعری را سروده است که در پایگاه اطلاع رسانی این سازمان منتشر شده است.
این شعر در روز ۲۱تیرماه و همزمان با سالروز ولادت حضرت علی اکبر(ع) منتشر شده است. که در آن سردار نقدی به اینترنت و برخی شبکههای اجتماعی اشاره کرده است.
باتفنگش نتوانسته شکارم بکند *** رفته با مطرب و اینترنت وسازآمده است
ناوگانش نتوانسته مهارم بکند *** رفته با لُعبتک چشم نواز آمده است
بمب وموشک نتوانسته بترسانندم *** فیس بوک و توییتر شایعه ساز آمده است
شیمیایی زد ومن باز عقب ننشستم *** با کراک و هروئین تاخت و تاز آمده است
چون لگن شد اثر ناو هواپیمابر *** پخش مه پاره زمه واره به ناز آمده است
بس که از نغمه قرآن و دعا می ترسد *** با رپ و عربده و تپ تپ جاز آمده است
فتنه هایش به بصیرت همه خنثی کردم *** رفته با ساحر و با شعبده بازآمده است
ایسم ها شرقی وغربی همه رسوا گشتند *** فرقه پردازی وعرفان مجازآمده است
من جوانم چوعلی اکبری الگوی من است *** مشق و تدبیرم از او روح نواز آمده است
گر بحقیم، ازانبوه عدوباکی نیست *** مرگ خونین وسعادت به ترازآمده است
من به یک ضربه کنم، چاره ی مکر دشمن *** مبطل منکر و فحشاء نماز آمده است
دشمنی کو به دوصدحیله ز در بیرون شد *** گرکه غفلت کنی از پنجره باز آمده است
جز دو روزی دگر از دولت او باقی نیست *** استقامت کنی آن محرم راز آمده است
بینم آنروز شودبمب ومسلسل خاموش *** بانگ «مَن مهدی ام» ازسوی حجاز آمده است
بنگر، چشم جهان رو به حقیقت واشد *** موج اسلام محمد به فراز آمده است
مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،اخبار سیاسی،ادبیات،اینترنت،تکنولوژی و فن آوری،شعر |















































