جهل گیس طراحی سفره عقد
کارواش خانگی


در تالار گفتگوی چهل گیس عضو شوید و جایزه بگیرید

شایعه غیراخلاقی درگذشت علی نصیریان

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در نوامبر 7, 2010 – 5:30 ب.ظ -

برخی سایت‌های خبری روز شنبه 15 آبان ماه در شیطنتی آشکار با فرستادن مطلبی بر روی فضای وب، با تیتری گمراه کننده خبر از مرگ علی‌نصیریان، بازیگر پیشکسوت و سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران دادند.

به گزارش خبرآنلاین، خبر فوق برای مدتی در صدر خبرهای پر بیننده این سایت‌ها قرار گرفت این تنها ظاهر ماجرا بود زیرا کاربران پس از باز کردن صفحه خبر که با تیتر «علی نصیریان درگذشت» تنظیم شده بود، متوجه می‌شدند منظور از علی نصیریان فردی است که تنها مشابهتی اسمی با این بازیگر دارد و قضیه از اساس جور دیگری است. به این نحوه تنظیم خبر توجه کنید:

«اگر بفهمید علی نصیریان بازیگر زبردست «هزار دستان» در جاده پرخطر اندیمشک – اهواز به همراه زن و فرزند جان خود را از دست داده چه واکنشی نشان می‌دهید؟ واکنش مسئولین نسبت به این خبر چه می‌تواند باشد؟ احتمالاً مسئولان خوزستانی با فشارهای بی‌امان مواجه شده و در نطق‌های غرای خود ضمن تسلیت، خواهند گفت که مقصران را مجازات می‌کنند.

به گزارش فرهنگ جنوب، علی نصیریان واقعا دیروز در تصادف جان خود را از دست داد اما این علی نصیریان آن علی نصیریان بازیگر نیست بلکه استاد دانشگاه آزاد اندیمشک بود که در اثر سانحه رانندگی در جاده اندیمشک به اهواز، مرگ دلخراشی داشت به گونه‌ای که نه جسد او قابل شناسایی بود نه جسد کودک چندساله‌اش و تنها از روی مدرک شناسایی به دست آمده تشخیص هویت شدند. این مرگ دلخراش حتی به گوش مسئولان خوزستانی هم نرسید چه برسد به مجازات عاملین و قاصرین!

آقایان مسئول! حتما باید شخصیت مهم و مشهوری در جاده‌های خوزستان بمیرد که شما اقدامی کنید!»

اتفاقی که در جاده اندیمشک به اهواز افتاد به راستی جگرخراش بود اما دوستان و همکارانی که با این نحوه تنظیم خبر و استفاده از تیترهای گمراه کننده پنجه بر قلب خانواده و دوستداران افرادی چون علی نصیریان می‌کشند مجازات‌شان چیست!؟


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،سينما و تلويزيون،سینمای ایران،فرهنگ و اجتماع،فرهنگ و هنر،فيلم و سينما،هنرپیشه |

«سوسانوی» سریال افسانه جومونگ به ایران می آید

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در اکتبر 18, 2010 – 11:03 ب.ظ -

گروه سازنده فیلم «شش نفر زیر باران» ساخته «علی عطشانی» در حال مذاکره با بازیگر نقش سوسانو برای بازی در این فیلم هستند و در حال حاضر از وی برای بازی در این فیلم دعوت کرده‌اند اما گویا فرد یادشده بازیگر نقش سوسانو نیست.

به گزارش فارس، از بازیگر نقش سوسانو در مجموعه «افسانه جومونگ» برای بازی در فیلم سینمایی ایرانی «شش نفر زیر باران» دعوت شده است.

بر اساس خبری که روابط عمومی فیلم «شش نفر زیر باران» در وبلاگ خبری این فیلم منتشر کرده، آمده است که هم اکنون گروه تولید در حال رایزنی با وی هستند.

پیش‌تر روابط عمومی این فیلم اعلام کرده بود که دومین ساخته بلند سینمایی علی عطشانی، اثری پر بازیگر است و ستارگانی از سینمای ایران در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند.

نام بازیگر نقش سوسانو در «افسانه جومونگ»، «هان های جین» (Han Hye Jin) است و در خبر منتشر شده در وبلاگ فیلم «شش نفر زیر باران» از مذاکره با «هان جی های» به عنوان بازیگر نقش سوسانو خبر داده شده که «هان جی های» (Han Ji Hye ) بازیگر دیگری از سینمای کره جنوبی است که با «هان های جین» تفاوت دارد و مشخص نیست گروه سازنده این فیلم با کدام بازیگر رایزنی کرده‌اند!


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار ایران،اخبار جهان،اخبار درباره افراد مشهور،سينما و تلويزيون،سینمای ایران،سینمای جهان،فرهنگ و هنر،فيلم و سينما |

محمد بهرامی درگذشت

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در جولای 6, 2010 – 5:27 ب.ظ -

http://media.farsnews.com/Media/8804/Images/jpg/A0712/A0712619.jpg

محمود بهرامي كه در بيمارستان لبافي‌نژاد بستري بود به دليل عارضه ريوي دارفاني را وداع گفت.
بنا بر اين گزارش، «محمود بهرامي» كه سابقه پيوند كليه داشته و از اين بابت ناراحتي داشته، به خاطر عفونت ريه سه هفته در بخش‌هاي عمومي بيمارستان شهيد لبافي‌نژاد تحت درمان بوده و ده روز نيز در بخش مراقب‌هاي ويژه اين بيمارستان بستري بوده است.
مرحوم بهرامي، در سال 1316 در شهر تويسركان متولد شد. آغاز فعاليت هنري وي از سال 1334 با قصه نويسي در نشريات مختلف بود. همچنين بازي در سينما را از سال 1350 شروع كرد.
ازدواج در وقت اضافه آخرين كار وي بود كه اخيرا در سينماها اكران شد.
آقاي هفت رنگ، اگه مي توني منو بگير، راننده تاكسي، چند مي‌گيري گريه كني، قلقلك، اسپاگتي در هشت دقيقه، بله برون، سيزده گربه روي شيرواني، گاهي به آسمان نگاه كن، بازيگر، شهردار مدرسه، ماه پيشوني، من زمين را دوست دارم، جيب‌برها به بهشت نمي‌روند، مخترع 2001 ، رنو تهران ـ 29 ، بازي تمام شد، دستمزد، سال‌هاي خاكستري، خارج از محدوده، مسافران مهتاب، مدار بسته، پيك جنگل از كارهاي اين بازيگر در فيلم‌هاي پس از انقلاب به شمار مي‌آيند.
از آخرين فعاليت‌هاي تلويزيوني مي‌توان به تله‌فيلم «جفت پوچ» و سريال‌ «بزنگاه» اشاره كرد.
مراسم تشييع پيكر اين بازيگر پنج‌شنبه 17 تير از ساختمان شماره 2 خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد.


مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،سينما و تلويزيون،سینمای ایران |

مهناز افشار و لادن مستوفی در چین

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 28, 2010 – 10:41 ب.ظ -


مطالب مرتبط سينما و تلويزيون،سینمای ایران،عکس جالب،عکس هنرپیشگان،فرهنگ و هنر،فيلم و سينما،گزارش تصویری |

گلشیفته فراهانی به ایران بازگشته است

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 7, 2010 – 3:52 ب.ظ -


گلشیفته فراهانی به ایران بازگشته است


چهل گیس40gis.com: گلشیفته فراهانی بازیگر سینمای ایران که در سال 87 با بازی در فیلم “یک مشت دروغ” به جمع بازیگران هالیوودی پیوسته بود به ایران بازگشته است. این گزارش می‌افزاید فراهانی در حال پذیرش بازیگر برای فیلم جدید خود می‌باشد. این فیلم اولین فیلمی است که وی خود کارگردانی آن را بر عهده دارد.فراهانی پس از بازگشت گفته است که “شایعاتی” مبنی بر ممنوع‌الورود بودن وی و یا “تحت تعقیب” بودن وی کذب است و وی به راحتی وارد خاک ایران شده است.

گلشیفته فراهانی (شناسنامه : رهاورد فراهانی) متولد 19 تیر 1362 در تهران است و کار خود در سینما را در سال 1376 با فیلم “درخت گلابی” به کارگردانی داریوش مهرجویی آغاز کرد.
وی که فارغ‌التحصیل رشته موسیقی می‌باشد در فیلم‌های دیگری نظیر مانه، بوتیک، اشک سرما، به نام پدر، میم مثل مادر، گیس بریده و سنتوری نیز حضور داشته است.
او جوان‌ترین بازیگری است که سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را در سن 14 سالگی به دلیل بازی در فیلم “درخت گلابی” دریافت کرده ‌است. برای فیلم اشک سرما برنده تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن از هشتمین دوره جشن خانه سینما شد و برای فیلم بوتیک جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره بزرگ سه قاره (در نانت فرانسه) را بدست آورد.


مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،سينما و تلويزيون،سینمای ایران،سینمای جهان |

داریوش اسد زاده بازیگر سینما و تئاتر درگذشت

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در می 23, 2010 – 11:16 ب.ظ -

داریوش اسدزاده متولد ۳۰ آبانماه ۱۳۰۲ کرمانشاه، فارغ التحصیل از دانشکده بازرگانی و دارایی بود.وی فعالیت هنری خود را سال ۱۳۲۴ در تئاتر تهران آغاز کرد و از طرف مرکز هنرهای ملی به جشنواره تئاتر پاریس اعزام شد… و بعد از مراجعت به کارگردانی تئاتر مشغول شد و در سال ۱۳۴۶ بنا به دعوت یکی از استودیوهای فیلمبرداری عازم مینالوتا آمریکا شد و در فیلم «در آمریکا اتفاق افتاد» به عنوان نویسنده و بازیگر فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد.

وی در سال ۱۳۶۵ به وطن بازگشت و درسینما و تلویزیون ایران مشغول شد. از دیگر فعالیت های وی می توان به سمت ریاست انجمن بازیگران سینمای ایران و در سه دوره جزء اعضای داوران فیلم های ایرانی خانه سینما اشاره کرد. او همچنین ریاست هیأت مدیره مؤسسه فرهنگی هنری «کیمیا» را عهده دار بود.

فیلم شناسی:
▪ نویسنده:
ـ در آمریکا اتفاق افتاد (۱۳۵۰)
▪ به عنوان بازیگر:
ـ جعبه موسیقی (۱۳۸۶)
ـ این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴)
ـ ستاره ها (جلد ۳: ستاره بود) (۱۳۸۴)
ـ آبادان (۱۳۸۱)
ـ کفش های جیرجیرک دار (۱۳۸۱)
ـ بوی کافور، عطر یاس (۱۳۷۸)
ـ روز شیطان (۱۳۷۳)
ـ سفر بخیر (۱۳۷۳)
ـ بلوف (۱۳۷۲)
ـ شاهین طلایی (۱۳۷۲)
ـ همسر (۱۳۷۲)
ـ رابطه پنهانی (۱۳۷۱)
ـ دو نیمه سیب (۱۳۷۰)
ـ زمان از دست رفته (۱۳۶۸)
ـ آخرین لحظه (۱۳۶۷)
ـ ارثیه (۱۳۶۷)
ـ گل مریم (۱۳۶۶)
ـ زن و زمین/خوش غیرت (۱۳۵۷)
ـ تیرانداز (۱۳۵۴)
ـ رفیق (۱۳۵۴)
ـ ممل آمریکایی (۱۳۵۴)
ـ حسین آژدان (۱۳۵۳)
ـ دروغگوی کوچولو (۱۳۵۳)
ـ سازش (۱۳۵۳)
ـ عروس پابرهنه (۱۳۵۳)
ـ مرغ همسایه (۱۳۵۳)
ـ جعفر جنی و محبوبه اش (۱۳۵۲)
ـ خوشگذران (۱۳۵۲)
ـ زنجیری (۱۳۵۲)
ـ شلاق (۱۳۵۲)
ـ علی کنکوری (۱۳۵۲)
ـ قربون زن ایرونی (۱۳۵۲)
ـ کی دسته گل به آب داده؟ (۱۳۵۲)
ـ ناخدا باخدا (۱۳۵۲)
ـ خردجال (۱۳۵۱)
ـ فتانه (۱۳۵۱)
ـ در آمریکا اتفاق افتاد (۱۳۵۰)
ـ راز درخت سنجد (۱۳۵۰)
ـ مبارزه با شیطان (۱۳۵۰)
ـ وحشی جنگل (۱۳۵۰)
ـ دور دنیا با جیب خالی (۱۳۴۹)
ـ میوه گناه (۱۳۴۹)
ـ پهلوان پهلوانان (۱۳۴۸)
ـ تونل (۱۳۴۷)
ـ دختر شاه پریون (۱۳۴۷)
ـ دلاور دوران (۱۳۴۷)
ـ لوطی قرن بیستم (۱۳۴۷)
ـ من شوهر می خواهم (۱۳۴۷)
ـ آشیانه خورشید (۱۳۴۶)
ـ حقه بازان (۱۳۴۶)
ـ دنیای قهرمانان (۱۳۴۶)
ـ سوغات فرنگ (۱۳۴۶)
ـ عمو سبزی فروش (۱۳۴۶)
ـ مرد بی ستاره (۱۳۴۶)
ـ یکه بزن (۱۳۴۶)
ـ آقا دزده (۱۳۴۵)
ـ دختر کدخدا (۱۳۴۵)
ـ دو انسان (۱۳۴۵)
ـ شوخی نکن دلخور می شم (۱۳۴۵)
ـ لیلاج (۱۳۴۵)
ـ مرد نامرئی (۱۳۴۵)
ـ مومیایی (۱۳۴۵)
ـ پاسداران دریا (۱۳۴۴)
ـ دزد بانک (۱۳۴۴)
ـ سه تا بزن بهادر (۱۳۴۴)
ـ آقای قرن بیستم (۱۳۴۳)
ـ جاهل ها و ژیگول ها (۱۳۴۳)
ـ چهار تا شیطون (۱۳۴۳)
ـ صفرعلی (۱۳۳۹)
ـ آقای شانس (۱۳۳۸)
ـ کلاه غیبی (۱۳۳۵)
ـ همسر مزاحم (۱۳۳۳)


مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،سينما و تلويزيون،سینمای ایران |

پارسا پیروزفر به ایران بازگشت

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در می 3, 2010 – 11:00 ب.ظ -

http://650.ir/upload/img/1001/1261-15-7422772i109-26179.jpg

چهل گیس40gis.com: پارسا پیروزفر بازیگر مجموعه «درچشم باد» برخلاف اخباری که در روزهای گذشته منتشر شده بود، به ایران بازگشت.

به گزارش باني فيلم در خبرها آمده بود این بازیگر برای ادامه تحصیلات خود، با پایان بازی​اش در مجموعه «در چشم باد» در آمریکا مانده بود، پس از به انجام رساندن مقدمات تحصیلات خود طی روزهای گذشته به ایران بازگشت.

این بازیگر که تاکنون در فیلم​هایی چون «شیدا»، «مهمان مامان» و «ضیافت» حضور یافته، پس از پایان بازی در «در چشم باد» درهیچ فیلمی حضور نیافت.

http://650.ir/upload/img/g1001/1262-03-7422772i109-152071.gif


مطالب مرتبط اخبار ایران،سينما و تلويزيون،سینمای ایران،سینمای جهان،فرهنگ و هنر،گزارش |

مهین شهابی در کما+عکس

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آوریل 25, 2010 – 2:06 ب.ظ -

http://650.ir/upload/img/g1001/1254-09-7422779i109-93652.gif
چهل گیس40gis.com: مهين شهابي بازيگر پيشکسوت سينماي ايران در بخش مراقبت هاي ويژه يكي از بيمارستان هاي تهران همچنان در کما به سر مي برد.

به گزارش ايرنا ، داود رشيدي رئيس انجمن بازيگران روز شنبه با تاييد اين خبر گفت: مهين شهابي هم اکنون در بخش مراقبت هاي ويژه يکي از بيمارستان هاي تهران در کما به سر مي برد.به نظر مي رسد بايد براي بازيگران پيشکسوت کاري کرد و از آنان حمايت کرد.

اين بازيگر سينما خاطرنشان کرد: اميدوارم با طرح موضوع بازيگران پيشکسوت در شوراي مرکزي سينما ، تصميمي مناسب در اين باره اتخاذ شود.

مهين شهابي در خانواده اي ارتشي به دنيا آمد. وي بازيگري را در گروه اسکوئي ها که تازه به ايران آمده بودند فراگرفت و سپس به دعوت دکتر فروغ رئيس اداره دراماتيک به آنجا رفت که بعد از بازي در چند نمايشنامه استخدام رسمي وزارت فرهنگ – هنر آن زمان شد و بعد از آن هنر تئاتر و سينما و تلويزيون تواما حرفه او شد البته او در صدها پيش صحنه در تئاتر سنگلج و تلويزيون بازي کرد و درفيلم هاي «گاو» ، «سازش» ، «قيامت عشق» ، «بيتا» ، پيش از انقلاب نيز به عنوان بازيگر حضور داشت و بعد از به ثمر رسيدن انقلاب نيز در فيلم هاي بسياري همچون: «شيلات» ، «مزدوران» ، «مأموريت» ، «پنجره» ، «روز ديدار» ، «شهر لاجوردي» ، «بگذار زندگي کنم» و «گل مريم» ايفاي نقش نمود.

وي مدتي هم گوينده راديو بود.


مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،خبر،سينما و تلويزيون،سینمای ایران،هنرپیشه زن ایرانی |

گفتگوی منتشر نشده با پيمان ابدی

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در می 10, 2009 – 10:00 ق.ظ -

چهل گیس40gis.com : پيمان ابدي، كه ديروز در حين فيلمبرداري جان باخت، معتقد بود كارش بدلكاري نيست و در واقع طراحي و كارگرداني حركات اكشن است. او مي‌گفت: من خودم بازيگر هستم و از خود بازيگر بهتر بازي مي‌كنم به طوريكه كارگردان مي‌گويد دقيقا مثل «پيمان ابدي» بازي كن.
حدودا سه سال قبل بود كه در برنامه به خانه بر ميگرديم ناگهان مردم چهره كسي را ديدند كه كارگردان حركات اكشن يكي از پرمخاطب‌ترين سريال‌هاي خارجي پخش شده از تلويزيون بود.
«پيمان ابدي» كسي كه آن صحنه‌هاي عجيب و غريب را طراحي كرده به ايران آمده بود و حالا سه سال از آن ماجرا گذشته است، و او ديگر در ميان ما نيست.
سه سالي كه اگر چه توام با سختي‌ها، شايعه‌سازي‌ها و بعضاً با حسادت ها همراه بوده اما باعث شده تا پيمان ابدي در طي اين سه سال به عنوان كسي مطرح شود كه حتي براي ساده‌ترين صحنه‌هاي اكشن يا در فيلم‌ها حضور دارد و يا از او مشاوره مي‌گيرند.

گفت وگويي را با «پيمان ابدي» به مناسبت حضورش در سينماي ايران، تأسيس آموزشگاه بازيگري اكشن، دلخوري‌هايش از برخي افراديكه اگر چه آنها را رقيب خود نمي‌داند اما با ايجاد شايعه سعي در تخريب موقعيتش داشته‌اند، انجام داده بوديم كه ماحصل آنرا در زير مي‌خوانيد:

*براي شروع بگو كه چه شد تصميم گرفتي با وجود اينكه كارت در آلمان گرفته بود به ايران بيايي و در سينماي ايران كار كني؟

كبرا 11 سريالي بود كه همه مردم مي ديدند و آنرا دوست داشتند اما يك نفر بود كه اصلا صدايش در نيامد كه در اين كار حضور دارد نه به خاطر اينكه خجالت بكشم، بيشتر به دليل اينكه دوست نداشتم اين موضوع به گوش پدر و مادرم برسد. بالاخره آنها از من دور بودند و نمي خواستم نگران شوند. وقتي كه آقاي اسلامي از طرف جام جم آمده در مورد كبرا 11 تحقيق كند آن موقع بود كه همه فهميدند داستان چي است و يك ايراني دارد به عنوان طراح حركات اكشن اين فيلم كار مي كند.
در واقع نقطه اصلي اين خبر كه يك ايراني دارد اينكار را مي كند از طرف من نبود و كسي كه آمد جنجال درست كرد و گفت من آمده ام و گفته ام به من كار بدهيد ادعايش بي اساس است. ولي مساله اصلي اين است كه من را از طرف صداو سيما و سفارت ايران در آلمان به ايران آوردند و شخص من هيچ دخالتي در اين كار نداشتم.

* در مورد اين جار و جنجال هايي كه بعد از آمدنت به ايران راه افتاد بيشتر توضيح بده.

با ورود من به ايرن اين مسايل شروع شد و متاسفانه برخي ادعا كرده اند كه من گفته‌ام دكتر روانشناس هستم، من هيچوقت چنين چيزي را نگفتم. من فقط گفتم درس روانشناسي ورزشي خواندم اما براي اينكه دكترا بگيرم مثل ايران بايد مداركم را تكميل كنم و من هم به دليل علاقه اي كه به اين كار داشتم موفق نشدم بروم و مداركم را تحويل بدهم بنابراين من دكتر نيستم اما درس روانشناسي ورزشي را خوانده ام و اين باعث شده است كه من امروز بتوانم باعث شوم كه بازيگراني مثل مهراوه شريفي نيا،پوريا پورسرخ،محمدرضا گلزار،شهاب حسيني و تمام بازيگراني كه امروزه مي بينيم در سينماي ايران دارند كار اكشن انجام مي دهند بيايند جلوي ماشين بايستند و ماشين به سمتشان بيايد.مثل مرحوم خسرو شكيبايي كه من در فيلم بختك با سرعت 80 كيلومتر جلويش ترمز كردم و ايشان هم بدون هيچ مشكلي بازي خودش را انجام داد.
چه طور من مي توانم بدون هيچ تجربه اي بروم بگويم فلاني هستم و شما به من اطمينان كنيد تا من اين كار را برايتان انجام بدهم.اين يك دورغي است كه بالاخره در اين سه‌سال و نيم كه من كار كرده ام گفته شده است‏،چون «پيمان ابدي» ارزان مي گيرد همه با او كار مي كنند اما اتفاقا من خيلي هم دستمزد بالايي مي گيرم. مثل قضيه بانجي جامبينگ كه من خودم رفتم وسايلش را به اسم خودم و با امضاي خودم خريدم و در گمرك هم به اسم من بار ترخيص شد، و آموزش دادم و حتي دو نفر از اعضاي تيمم را هم براي مسايل امنيتي بالاي سر كار گذاشتم اما وقتي مي بينم كه فهم اين قضيه وجود ندارد كه به عنوان يك ورزش مردم بيايند و از آن استفاده كنند و يك نفر تنها به فكر منافع مالي خودش است مسلم است كه به من برمي خورد و خودم را كنار مي كشم و بعدش هم به همين راحتي مي گويند اين وسايل را من خريدم و ابدي هيچكاري نكرده است.
من نمي دانم چه كار بدي در ايران انجام داده ام كه هنوز هم يك خبرگزاري يا يك روزنامه مثل البرز حرف هاي بي اساس يك نفر را در مورد من مي نويسد، و يا اينكه مي نويسند پيمان ابدي يك نفر را كتك زده است! من كه از صبح تا شب سر كار هستم يعني اينقدر بي كارم كه بخواهم يك نفر را بزنم؟ آن هم آدمي را كه عقل درست و حسابي ندارد.

* تاحالا خواسته اي كه از طريق مراجع قانوني پيگير اين قضايا باشي؟

من چند بار بايد بروم و خواهش كنم كه از طرف فلان آدم چيزي در مورد من ننويسيد. او با من خصومت شخصي دارد؟ من مي توانم ثابت كنم اين حرف هايي را كه مي زند دروغ است اما باز هم همان حرف ها را مي نويسند و واقعا خسته شدم از بس كه گفتم و اصلا بخواهم به چه كسي شكايت كنم. جالب اين است كه اين آدم آمد و خودش را به عنوان دوست من معرفي كرد، البته توانايي‌هاي خوبي داشت اما وقتي من ديدم كه فقط منافع خودش را مي بينيد و من نوعي برايش مهم نيستم و وسيله اي براي رسيدن به هدفش هستم، ارتباطم را قطع مي كنم.
يا مثلا برگشته اند و گفته اند كه من به درفيلم ها خسارت وارد مي كنم اما هيچوقت نتوانسته اند اين را ثابت كنند چرا كه من حتي هزينه ها را هم پائين مي آورم بنابراين در يك چنين جايي كه حتي قانون كپي رايت هم وجود ندارد به كجا بخواهم شكايت كنم؟.حتي عنوان مي كنند تا عضو خانه سينما نشوم به من جايزه نمي دهند در حاليكه كسي با يك فيلم مي رود و آبروي كشور ما را در خارج از كشور مي برد به او جايزه مي دهند اما من كه صحنه هايي را اجرا مي كنم كه كسي حتي نمي توانست خوابش را ببيند بيايم و بروم زير مجوعه جايي كه حاضر نيست هيچ كاري برايم انجام دهد قرا گيرم.
به خاطر يك تهمتي كه به من زده بودند پليس امنيت ملي من را خواست و تمام مدراك من را گرفت فرستاد آلمان تاييد شد و گفتند شما هيچ مشكلي براي كار در ايران نداريد حالا من بروم و از چه كسي شكايت كنم.

* براي اينكه از بحث اصلي دور نشويم رابطه ات با كارگردانان چطور است؟

همين آدم‌هايي كه مي گويم پشت سر من حرف مي زنند روز اول آمدند و پشت سر همه كارگردانان حرف زدند كه فلاني اصلا كار بلد نيست و… اما وقتي من رفتم سر كار ديدم برخي واقعا درك بالايي نسبت به كار دارند مثل «سيروس مقدم» كه در سريال «روز حسرت» آمد و تمام صحنه تصادف را در اختيار من قرار داد حالا اينكه در تدوين به مشكل بر مي خورند و يا وقت ندارند تا از صحنه اصلي استافده شود دلايل ديگري دارد.
مثلا در سريال «ترانه مادري» صحنه اصلي در فيلم استفاده نشد اما وقتي مردم پشت صحنه را ديدند گفتند عجب كاري بوده، اما مملكت ما جمهوري اسلامي است و صدا و سيما يكسري قوانيني دارد كه مثلا ما هيچوقت نمي توانيم ببنينيم كه يك ماشين به بازيگر زن مي خورد و او هم كاملا طبيعي به هوا مي رود اينها را نمي شود در فيلم‌ها نشان داد و گرنه دليلي ندارد رابطه من با كارگردانان خوب نباشد.

* برخي فكر مي كنند كار تو بدلكاري است در حاليكه خودت مي گويي طراحي و كارگرداني حركات اكشن دراين مورد بيشتر توضيح بده.

من اصلا كارم بدلكار نيست و در واقع همانطور كه گفتم كارم طراحي و كارگرداني حركات اكشن است. من خودم بازيگر هستم و اگر شما پشت صحنه‌ها را ببينيد وقتي من دارم به يك بازيگر آموزش مي‌دهم از خود بازيگر بهتر بازي مي‌كنم به طوريكه كارگردان مي‌گويد دقيقا مثال «پيمان ابدي» بازي كن. پس نمي توانم برم و الكي بگويم كه بدلكار هستم من الان سه سال است كه تنها دارم آموزش مي دهم و به 40- 50 نفر هرچيزي را كه بلد هستم ياد مي‌دهم، آن هم نه آموزش‌هاي الكي.
من در مجله‌هاي مختلف مثل «صنعت سينما» و «مجله فيلم» در مورد طراحي حركات اكشن مطلب نوشته‌ام، چه كتابي وجود دارد كه من بخواهم از روي آن اين چيزها را بنويسم؟ و اگرهست چرا تاحالا كسي چيزي نگفته؟ يعني كارگردانان و فيلمسازان ما اينقدر خوش باورند كه بي دليل فيلمشان را به من بدهند.

* در اين چند وقت اخير از طرف خانه سينما بارها گفته شده كه «پيمان ابدي» بيايد و يك انجمن مستقل براي كار تاسيس كند تا هم زير نظر خانه سينما باشي و هم بتواني از امكانات آنجا استفاده كني. خودت به اين فكر افتادي؟

اتفاقا بارها از طرف خانه سينما به من زنگ زدند و من را تهديد كرده اند كه بايد بروم و عضو خانه سينما بشوم،حتي من يك چنين انجمني را درست كردم اما نمي گذارم كه از من سوء استفاده بشود.شما زماني انجمن تاسيس مي‌كنيد و مي‌رويد زير نظر يك مجموعه كه آن مجموعه براي شما ارزش قايل بشود.اما وقتي كه مجموعه براي شما ارزش قايل نيست به اين نتيجه مي‌رسيد طرفي كه در اين خصوص اظهار نظر مي‌كند آدم بي‌سواد و بي شخصيتي است و چه دليل دارد كه من بروم زير مجموعه ايشان قرار بگيرم.

* يعني خانه سينما انتظار دارد شما زير نظر جلوه هاي ويژه كار كنيد؟

دقيقا، در حاليكه وقتي قرار است كه يك صحنه اكشن بوجود بيايد من هستم كه بايد بگويم چي كجا باشد يعني من كارگردان بخش اكشن هستم و ويژوال افكت اسپشيال افكت در واقع در ارتباط با من بايد مشتركا صحنه اي را طراحي كنيم.ما يونيت 2 هستيم. يعني هر فيلمي شامل 2 گروه مي شود گروه اول كه گروه درام است كه بازيگران و كساني هستند كه صحنه هاي درام را فيلمبرداري مي كنند و يونيت 2 هم ما هستيم كه بخش اكشن كار برعهده ما است كه كارگردان خودش را جداگانه دارد و حتي گروه فيلمبرداري و عكاس جدا هم دارد و تنها واژه مشترك بازيگران هستند كه دو كارگردان مي نشينند و با هم صحبت مي كنند.
دقيقا مساله اي كه در دوسال گذشته با من و كارگردانان ايراني افتاده است.و در اين شرايط صحبت مي كنند زير مجموعه اسپشيال افكت قرار بگيريم درحاليكه كاري كه انها مي كنند چيست و كاري كه ما طراحي مي كنيم چيست.من اصلا نمي خواهم بچه ها جلوه هاي ويژه را خراب كنند چون انها رقيب من نيستند رفيقان من هستند اما متاسفانه برخي اين را نمي فهمند، اينها همكاران من براي بوجود آوردن يك صحنه بسيار زيبا و هيجان انگيز هستند اما كسي كه مي تواند تصميم بگيرد اين صحنه خوب است يا خير كارگردان حركات اكشن است و مسول جلوه هاي ويژه نمي تواند به من بگويد كه مثلا از طبقه پنجم بپرم پائين.
من از خدام است كه بروم و در خانه سينما اين انجمن را بوجود بياورم اما همه چير بايد بر اساس يك اصولي باشد و نه اينكه من تنها زير مجموعه خانه سينما باشم.

* براي اينكه بخواهي عضو «خانه سينما» بشوي چه انتظاري داري؟

«خانه سينما» اصلا چه چيزي است و چه كاري براي جامعه سينمايي انجام مي دهد؟ در يك سال گذشته تازه يك كارهايي براي بيمه كردن اهالي سينما دارد انجام مي‌شود. بنابراين اول بيائيم و ببينيم «خانه سينما» چيست و چه كاري مي تواند براي من انجام بدهد، بعد من بيايم بگويم با همه تشكيلات و امكاناتم حاضرم بروم زير مجموعه «خانه سينما».حتي وزارت ارشاد براي من چه كاري انجام مي‌دهد به جز اينكه به من مجوز بدهد كه من تمام مراحل را پله پله براي گرفتن مجوز طي كرده ام، شخصي مثل آقاي محبي در وزارت ارشاد براي اينكه من بتوانم مجوز بگيرم جنگيد و من اين آدم را تاج سرم قرار مي دهم.
«خانه سينما» فقط براي اينكه من را خراب كند از وزارت ارشاد در مورد من استعلام گرفت، 40 فيلم كار كردن در طي حدود سه‌سال اصلا شوخي نيست. اما مسولان «خانه سينما» مي‌آيند مي‌گويند ما از «پيمان ابدي» فقط يك سكانس بزن بزن در «راه بي پايان»ديده ايم.آيا اين موضوع خجالت ندارد؟

* تو سال‌ها در آلمان كار كردي و آنجا هم خيلي موفق بودي اما آيا در فيلم‌هاي هاليوودي هم حضور داشتي؟

براي فيلم «كازينو رويال» از سري فيلم هاي «جيمزباند»، بازيگرش «دانيل كريك» آمد آلمان و سه ماه پيش ما دوره ديد و يك بخشي از تمرينات ايشان را من انجام دادم كه براي اولين بار دارم به آن اشاره مي كنم.
من حتي هنوز هم با سينماي آلمان و خارج از كشور ارتباط دارم، به عنوان مثال چند وقت ديگر قرار است بروم و يكي دو كار در لبنان و تركيه انجام بدهم. اما مساله اين است كه متاسفانه مردم ما نمي توانند از بعضي از خبرها مطلع شوند، من پشت صحنه همه فيلم‌هايي كه كار كردم را دارم ولي به اين دليل كه مثلا در گرماي 45 درجه با شلوار كوتاه هستم و اين براي جامعه ما قابل قبول نيست نمي‌توانم آنها را نشان بدهم.

* در سري جديد «كبرا 11» كه دارد پخش مي شود كه هم حضور داشتي؟

در 4 قمست اول كار بودم كه بعد آمدم ايران.البته اين سري جديد كه در ايران دارد پخش مي شود براي 4 سال پيش است.و اتفاقا رنه اشتايگر كه نقش تام را بازي مي كند چند روز پيش به من زنگ زد و تولدم را تبريك گفت و تقريبا با همه اعضاي گروه ارتباط دارم چرا كه 7 – 8 سال با هم زندگي كرديم.

* بعد از حدود سه‌‌ سال كار در ايران الان چه چيزهايي برايت مهم شده است؟

من تازه بعد از سه‌سال آن هم به توصيه بقيه ياد گرفته ام كه بخواهم اسم من را در تيتراژ بنويسيد. هر چند در برخي فيلم ها مثل «ريسمان باز» اسم و من اعضاي گروهم نه در تيتراژ ابتدايي آمد و نه در تيتراژ انتهاي فيلم در حالي كه اگر ما نبوديم معلوم نبود چه بلايي سر مردم مي‌آمد، ول كردن يك گاو آن هم در شهرك غرب كه شوخي نبود اما ما توانستيم اين صحنه‌ها را جوري كنترل كنيم كه اصلا كسي متوجه اين موضوع نشد كه همه چيز كنترل شده بوده است.

* قطعا بسياري از مردم ان موضوع را نمي‌دانند اما در چند كار براي گرفتن حق و حقوقت به مشكل خوردي. در اين مورد بيشتر توضيح بده.

من تاحالا اين موضوع را جايي نگفته بودم اما آقاي امير حسن شريفي متاسفانه نه تنها در فيلم«خواب زده» پول من را نداد حتي سر من را كلاه هم گذاشت و به دروغ از قول من خطم را جعل كرد كه بنده سر صحنه به يك ماشين 206 هشتصد هزار تومان خسارت وارد كردم. اين‌ها چيزهايي است كه بعد از اين سه‌سال برايم مهم شده و دوست ندارم كسي از من سوء استفاده كند. حالا اگر «خانه سينما» در مقابل اين اتفاقات مي آيد و از من و گروهم مواظبت مي كند حاضرم و بروم زير مجموعه «خانه سينما» قرار بگيرم در حاليكه كسي را كه مي خواهد من را خراب كند عضو خودش مي كند.

* اعضاي گروهت چند نفر هستند؟

38 نفر كه 14 نفر آنها دختر هستند. اين خانم‌هايي كه من به آنها تعليم دادم وقتي آنها را مي بينيد اصلا باورتان نمي شود آنها بتوانند چنين كارهايي را انجام دهند اما از طبقه سوم- چهارم خودشان را پرت مي كنند پائين، و حتي ماشين در حركت خودشان را مي اندازند بيرون كه البته بعد از يكسال كار مداوم به اين درجه رسيده اند اما متاسفانه اجازه حضور اينها در فيلم‌ها وجود ندارد.
من فكر مي‌كنم واقعا توانسته‌ام كار مهمي را انجام بدهم چرا كه 40 نفر آدم را كه مي‌توانستند دنبال هر خلافي بروند را كاري كرده‌ام كه نه لب به سيگار مي زنند و نه مشروبات الكي و كاملا سالم زندگي مي كنند.

* بعد از سه‌سال كار در سينماي ايران بيشترين مشكل سينماي اكشن را چه چيزي مي بيني؟

يك مساله اصلي تهيه كنندكان هستند كه متاسفانه برخي واقعا تخصص لازم را در اين زمينه ندارند، نه من هر كسي ديگري كه جاي من باشد دوست دارد در سينماي ايران فيلمي ببيند كه واقعا پول درست و حسابي در آن خرج شود نه اينكه كلي پول را به چهار تا بازيگر بدهيم و آخر سر هم يك فيلم خشك و خالي كه نه هيچ هيجاني دارد و نه چيز ديگري را نگاه كنيم.
چشمك زدن يك پسر جوون به يك دختر يا دو زنه بودن فلاني كه نشد فيلم،چقدر ما بايد فيلم‌هاي تكراري ببينيم،چرا ما نبايد در مورد تاريخ خودمان با آن صحنه‌هاي عظيمي كه مي‌شود توليد كرد فيلم بسازيم.
شما در طي اين دو سه سال اخير كه ما كارمان را شروع كرديم ببينيد كه چقدر فضاي فيلم‌ها و سريال‌ها عوض شده و حتي در بدترين فيلم‌ها هم چند اتفاق وجود دارد، يعني مردم دوست دارند انگزيه ببيند و ديگر خسته شده اند از بس كه ياس و نااميدي در فيلم هايمان نشان داديم.مردم خودشان هزار و يك مشكل دارند و به جاي اينكه بخواهيم چهار تا بازيگر بياوريم 150 ميليون، بيائيد يك «بي ام و» بزنيم داغون كنيد بعد ببينيد مردم براي ديدن اين صحنه چه كار مي‌كنند اما تهيه كننده ترجيح مي دهد «بي ام و» را بگذارد زير پايش و «پرايد» داغون كند.
كاري نكنيم كه بازيگران ما اينقدر سر فيلم‌ها آسيب ببينند كه كار كردن با آنها سخت شود مثل «محمدرضا فروتن» سر صحنه «پست چي سه بار در نمي زند» كه اينقدر در كارهاي قبلي آسيب ديده بود كه راضي نمي شد صحنه‌ها را بازي كند. نيائيم از فيلم‌هايمان همش ايراد بگيريم تا مردم مجبور شوند فيلم هاي خارجي ببينند بيائيم خودمان فيلم‌هاي درست و حسابي درست كنيم كه سينماها شلوغ شود.

* 40 فيلم را كار كرده اي اما فكر مي‌كني كداميك از كارگردانان ما واقعا اكشن كار هستند؟

«بهروز افخمي» كه واقعا دلش مي خواهد كار متفاوت اكشن كند و در قمست دوم «عمليات 125» كارهاي اكشن عجيب و غريبي خواهيد ديد.و «مهدي فخيم زاده» كه به اعتقاد من تنها كارگرداني است كه واقعا درك درستي از اكشن دارد و مي داند دنبال چه چيزي از اكشن در فيلم‌هايش مي‌گردد. البته من تاحالا با آقاي «فخيم زاده» كار نكرده ام اما از كارهايي كه از ايشان ديدم متوجه شدم واقعا علاقه‌مند است تا سينماي اكشن يك تحولي پيدا كند.من فكر مي كنم «فخيم زاده» تنها كارگرداني است كه واقعا دلسوزانه كار اكشن مي كند اما مابقي كارگردانان واقعا هنوز ذهنيت اكشن ندارند.

* استقبال از آموزشگاهت چه طور بوده است؟

خيلي خوب و اينقدر علاقه مند بوده است كه من منتظرم آموزش گروه فعلي كامل شود و مدارك اين گروه را به آنها بدهم تا آموزش گروه بعدي را شروع كنم. من يك باشگاه اختصاصي با همه امكانات در حد خارج از كشور در حدود يك سال است كه در جاجرود تدارك ديدم و كاملا مخصوص به اين حرفه است.

* در اين آموزشگاه قرار است دانشجوها چه چيزي آموزش ببينند؟

قرار است بازيگري اكشن را ياد بگيرند مثلا ياد بگيرند بدون اينكه آسيبي به خودشان بزنند از يك پله خودشان را پرت كنند. مثل همين كاريكه در فيلم‌ها به شهاب حسيني، محمدرضا فروتن، پژمان بازغي و … ياد داديم كه در عين اينكه بتوانند ديالوگ خودشان را بگويند يك صحنه اكشن را هم واقعي بازي كنند.

* از بين همه بازيگراني كه با آنها كار كردي كدام بازيگر است كه واقعا استعداد كار اكشن را دارد؟

ما بازيگران را داريم كه واقعا از لحاظ چهره و فيزيك تبديل شدن به يك ستاره اكشن را داشته باشند مثل شهرام حقيقت دوست، پژمان بازغي، پوريا پورسرخ و … چند بازيگر ديگر كه متاسفانه اسمشان را الان يادم نمي آيد حتي محمدرضا گلزار هم مي تواند اما گلزار خودش در اين چند سال گذشته به عنوان بازيگر در سطحي قرار داده كه تصور بازي اكشن برايش سخت است.

و صحبت پاياني…

من اميدورام روزي برسد كه در سينماي ما هيچ كس فقط منافع خودش را نبيند و اينقدر راحت به آدم‌هاي مختلف مارك و برچسب نچسبانيم. اين مارك چسباندن‌ها من را خيلي اذيت كرد.


مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار جهان،اخبار درباره افراد مشهور،حوادث،سينما و تلويزيون،سینمای ایران،سینمای جهان،فرهنگ و هنر،فيلم و سينما،مصاحبه |

خرید سریال همسان