چرا چنین محدودیت هایی متوجه مردان هوسران نمی شود؟ / زنان را محدود کنید تا پای مردان نلغزد!
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در نوامبر 11, 2011 – 8:14 ب.ظ -اخيرا بنا به اعلام برخي رسانه ها پيست هاي اسكي كشور از ورود زنان و دختراني شوند كه بدون والدين و يا محارم شان به اين اماكن مي آيند جلوگیری می کنند.
شايد از نگاه كساني كه اين دستور العمل را صادر كرده اند ورود زنان سال هاست كه به ورزشگاه ها و استاديوم هاي ورزشي ممنوع شده و احتمالا آب هم از آب تكان نخورده و صداي كسي هم درنيامده و حالا پيست اسكي هم روي بقیه محروميت ها مگر چه مي شود؟ به ویژه آن که زنان و دختران علاقه مند به اسکی در قیاس با کلیت جامعه اندک شمارند.
اما در نگاهي جامعه شناختي به موضوع محروم كردن نيمي از بدنه جامعه از يك حق يا مجموعه اي از حقوق شهروندي و اجتماعي و روا داشتن تبعيض جنسيتي عليه نيمي از بدنه جامعه است طبيعتا و قطعا بدون پيامدهاي خاص خود نخواهد بود.
از ياد نبريم وقتي كه امروز از زن و دختر ايراني نام مي بريم منظورمان قريب به دو سوم دانشجويان كشور است كه در ميان آنها ميليون ها دانش آموخته دانشگاهي وجود دارد كه هزاران تن از آنها داراي تخصص و قابليت هايي هستند كه اگر بيش از مردان نباشد قطعا كم از آنها نيست.
زنان امروز جامعه ايراني ديگر حتي قابل مقايسه با زنان يك نسل پيش نيز نيستند ؛ آنها به معنای واقعی کلمه رشد كرده اند و از اين رو طالب حقوق متناسب با شان اجتماعي خود هستند .
وانگهي در بسياري از اين موارد محدوديت ها و تبعيض هاي اعمال شده عليه زنان همواره يك توجيه ظريف جنسيتي ( از زاويه رابطه جنسي) در زير پوست آن وجود دارد كه هر چند ممكن است به زبان واضعان قانون نيايد ، اما در گوشه و كنار توجيهات آنها با ايما و اشاره مورد اشاره قرار مي گيرد و آن اين است كه : جلوگيري از ورود زنان به اماكن عمومي براي ممانعت از اختلاط با مردان و ممانعت از ايجاد مفاسد اخلاقي است .”
به راستي اين توجيه از چه پايه هاي منطقي برخورد دار است ؟ مگر دو سر يك مفسده احتمالی اخلاقي دو انسان نيستند و طبيعتا هر دو طرف در ايجاد و شكل گيري يك رابطه غير اخلاقي به ميزان كمابيش برابر سهم دارند ؛ پس چرا وقتي مي خواهيم نسخه اي براي جلوگيري از مفاسد اخلاقي بپيچيم فقط دامنه محدوديت ها و تبعيض ها زنان جامعه را شامل مي شود .
اگر با محدود کردن یک جنس مشکلات حل می شود(!) چرا چنین محدودیت هایی متوجه مردان هوسراني كه با هزار ايما و اشاره و متلك و كنايه براي زنان و دختران مزاحمت ایجاد كرده و سعي در اغواي آنها دارند اعمال نمی شود؟ آيا از نظر قانون گذاران ما اين اقدامات مردان در ايجاد مفسده اخلاقي تاثيري ندارد؟
به نظر می رسد چون تصمیم گیرندگان عمدتاً مرد هستند ، تنها زنان را با نگاه جنسیتی می سنجند و برای آنها انواع و اقسام تحریم ها را وضع می کنند ؛ گو این که جامعه از آن مردان است و هر جا همراهی مرد و زن احتمالاً و به زعم آنها می تواند مشکل آفرین باشد ، این زن است که باید از صحنه قیچی شود!
كسي منكر ضرورت جلوگيري و پيشگيري از مفاسد اخلاقي نيست ؛ ولي در يك جامعه سالم و مطلوب قانون بايد ضامن حقوق و حدود اجتماعي همه شهروندان باشد ؛ نه اينكه با روشي تبعيض آميز براي نيمي از جامعه هر روز محدوديت هاي بيشتري وضع كنيم تا پاي نيمي از ديگر از جامعه نلغزد!
آيا در اين فقره نيز همانند دهها مورد ديگر ” آسان ترين راه ” به عنوان ” بهترين راه ” انتخاب نشده است و چون ديواري كوتاه تر از زنان و دختران نيست تلاش نشده تا با ايجاد محدوديت براي آنها صورت مساله پاك شود؟
سوال ديگر اينكه نتيجه اين سياست ها و قوانين محدود كننده در جلوگيري از آمارهاي مفاسد اخلاقي چه بوده كه همچنان تلاش مي شود با وضع قوانين مختلف براي نيمي از بدنه جامعه ايجاد محدوديت شود؟
هر چند ما نیز به عنوان کسانی که به همراه خانواده هایمان در این جامعه زندگی می کنیم دغدغه حفظ اخلاق و از جمله اخلاق جنسی را داریم ولی بر آنیم که این روش ها جواب نمی دهند کما این که تا کنون اعمال محدودیت ها و فقدان آموزش ها باعث شده اند بخش بزرگی از جامعه ما اساساً روش درست رفتار با جنس مخالف را نداند و اتفاقاً همین مساله باعث بروز بسیاری از ناهنجاری های اخلاقی و حتی در مراحل بعدی فروپاشی های خانواده هاست.
مطالب مرتبط 40گیس،اخبار اجتماعی،زنان و جامعه،مقاله |
لزوم داشتن دوست در زندگی
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 30, 2011 – 12:50 ب.ظ -حمایت اجتماعی دوستان میتواند در زمان نگرانی و اضطراب باعث احساس ایمنی خوبی در فرد بشود و..
چرا باید ما گروهی از دوستان را در اطراف خود داشته باشیم
مطالعات در زمینه حمایت اجتماعی نشان میدهد داشتن یک یا دو دوست که در مواقع لزوم نقش حمایتی دارند حداقل باعث آرامش عاطفی فرد میشود. یک نفر به جای اینکه مجموعهای از افراد را که با آنها دوستی عمیقی ندارد دور و بر خود جمع کند ، بهتر است دوستان کم اما نزدیک و قابل تکیه برای خود پیدا کند. به هر حال داشتن حمایت اجتماعی از جانب چند دوست حمایت کننده بسیار خوب و مفید است. حتما تصدیق میکنید که اگر کسی یک دوست صمیمی دارد، همواره دلایل خوبی وجود دارد که بخواهد دوستان تازهای داشته باشد تا بتواند با آنها دوران تازهای را تجربه کند.
- اگر کسی فقط یک دوست داشته باشد که در مواقع لزوم بتواند به او تکیه کند و روی حمایت او حساب کند ممکن است روزی این فرد خسته شود یا به هر دلیلی در دسترس نباشد، پس بهتر است که هر کس چند دوست نزدیک و قابل اعتماد داشته باشد.
- طبیعی است که انسانهای مختلف، کارها و خدمات متفاوتی میتوانند ارایه کنند، مثلا داشتن یک دوست که از درایت و منطق خوبی برخوردار است و در موقع لزوم مشاوره فکری مناسبی میتواند ارایه کند، در کنار داشتن دوستی مهربان و دلسوز که میتواند در شرایط سخت شنونده خوبی باشد و … میتواند ترکیبی از حمایتهای اجتماعی را فراهم آورد که ممکن است ارایه تمام آنها ازعهده یک نفر بر نیاید.
- دوستان شما هم میتوانند برای یکدیگر مفید باشند. به عنوان مثال ممکن است یکی از دوستان شما بتواند دوست دیگرشما را که خجالتی است از پوسته خود خارج کند و شاید سه نفر شما که در یک مهمانی شرکت کنید مکمل همدیگر باشید.
مطالعات نشان میدهد که احساس تعلق برای سلامت عاطفی بسیار مهم است؛ کسانیکه حمایت اجتماعی دارند اما فاقد حس تعلق هستند از این حس عدم تعلق، بیشتر از افسردگی رنج میبرند.
چطور میتوان دوستان جدید پیدا کرد؟
اگر کسی برای یک شرکت بزرگ با یک ساختار اجتماعی وسیع و فرصتهای بسیار برای ملاقات با افراد جدید کار کند، ایجاد دوستیهای تازه بسیار آسان است. با این حال در ادامه چند راه ملاقات با افراد جدید را با هم بررسی میکنیم:
به یک گروه ورزشی بپیوندید
اگر شما از آن دسته افرادی هستید که آغاز گفت و گو با افراد برایتان آسان نیست کلاسهای مختلف ورزشی مانند بدنسازی، یوگا، ایروبیک یا حتی ورزشهای رزمی که فضایی صمیمی دارند میتواند فرصت مناسبی برای ملاقات افراد تازه ایجاد کند که شاید از بین آنان بشود یک دوست واقعی پیدا کرد.
یک سرگرمی گروهی برای خود انتخاب کنید
اگر شما فردی علاقمند به کارهای دستی و هنری هستید، میتوانید در یک کلاس هنری ثبت نام کنید. اگر علاقمند نویسندگی هستید، شرکت در یک کارگاه نویسندگی، فرصت بزرگی را برای شما ایجاد میکند تا هم مهارت خود را در نوشتن ارتقا دهید، هم فرصت آشنایی با نویسندههای دیگر برای شما مهیا شود. شرکت در یک کلاس که در راستای علایق شما باشد هم میتواند باعث رشد و ارتقای مهارت شما شود هم امکان آشنایی با افرادی را برایتان فراهم میکند که اشتراکاتی با شما دارند.
داوطلب شوید
همکاری با موسسات خیریهای که به آنها اعتماد دارید، علاوه بر اینکه به شما احساس مثبت بودن میدهد، خود این فعالیت راه موثری برای کاهش استرس است ضمن اینکه میتوانید با افرادی ملاقات کنید که با قلبهای بزرگ، اشتیاق و علاقه شدید به کمک کردن دارند.
مهمانی بگیرید یا در مهمانی شرکت کنید
اگر شما دوستان خود را به یک مهمانی دعوت کنید و از آنها بخواهید که هر کدام یکی از دوستان خود را همراه بیاورد، شما با گروه بزرگی از افراد تازه ملاقات خواهید کرد. یا شاید شما در مهمانی دوستان خود بتوانید با گروه انبوهی از افراد تازه ملاقات کرده و آشنا شوید.
لبخند بزنید
این راه ممکن است خیلی ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد، اما اگر شما از خودتان حرکتی ساده ،که همان لبخند زدن است، نشان دهید که نشانگر تمایل شما به نزدیک شدن به دیگر افراد باشد، میتواند باب یک گفت و گو با افراد جدید را باز کند و الزاما تمام این گفت و گوها نباید به دوستی تازهای ختم شود بلکه ممکن است فقط یکی از آنها تبدیل به یک دوستی نزدیک و صمیمی شود و همین یک دوستی زندگی شما را دچار تحول کند.
ارتباط مثبت
مثبت بودن یک مهارت است که به ازدواج و ارتباط با افرادی که با ازدواج به مجموعه ارتباطی ما اضافه میشوند،کمک میکنددر عین حال میتواند موجب کاهش استرس بشود ضمنا در ایجاد بالانس رفتاری بیشتر ما در محیط خانه، محل کار و زندگی موثر است.
مطالب مرتبط روانشناسی،مسائل زندگی |
آیا شوهر من یک احمق است ؟؟؟
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در اکتبر 10, 2010 – 6:15 ب.ظ -اگر می خواستیم مسابقه ای برگزار کنیم که در آن تمام خانمهای متأهل را دعوت کنیم تا دلایل بسیاری برای توضیح اینکه چرا شوهرشان احمق است ، تهیه کنیم ، فکر می کنید چند نفر در این ارزیابی شرکت می کردند
اگر می خواستیم مسابقه ای برگزار کنیم که در آن تمام خانمهای متأهل را دعوت کنیم تا دلایل بسیاری برای توضیح اینکه چرا شوهرشان احمق است ، تهیه کنیم ، فکر می کنید چند نفر در این ارزیابی شرکت می کردند و حداقل 5 دلیل برای نادان بودن شوهرهایشان می دادند ؟
مطمئنیم که این ارزیابی بسیار پرطرفدار خواهد بود و احتمالاً تا شبکه ی سی ان ان هم کشیده شود با هزار دلیل . اما واقعاً تا به حال داستان بدبختی های زنان و دوست دخترهای ناامید را شنیده اید ؟ چه کسی بعد از 5 سال ازدواج می فهمد که تفاوت زیادی بین یک پسربچه دست و پا چلفتی و یک مرد کامل است ؟ مثلاً : این شکایات را از برخی دوستان و دانشکده های دختران شنیده ایم : ” شوهرم احمق است ” ……..
· پس از 5 سال ازدواج و 3 تا بچه ، او هنوز برای من لباس می خرد ، سایز کوچک! آیا سعی دارد چیزی به من بگوید یا اندازه ی من را نمی داند ؟ بعد وقتی لباسی که خریده را در جعبه کادوی اصلی اش می بیند ناراحت می شود .
· چند روز پیش اصرار کرد که به بانک بروم و پیشنهاد داد مقداری پول سپرده بگذارم . من شماره حساب را با خط درشت روی تکه ای کاغذ نوشتم و بهش دادم . او چکار می کند ؟ پولها را اشتباهی به حساب یک نفر دیگر می ریزد . به جای عدد 6 ، 9 را می زند .
· می خواست با بردن من به یک دهکده ی زیبا در شمال کانادا ، من را غافلگیر کند . گفت : من فروشگاههای عتیقه فروشی را دوست دارم . ما داریم آن مسیر را با ماشین طی می کنیم و او فراموش می کند بپیچد . گفتم : بگذار پمپ بنزین پیاده شویم و آدرس بپرسیم . می گوید : نه . بعد غرور خودش را زیر پا گذاشت و قبول کرد که مسیر را گم کرده . ما هرگز به آن شهر قدیمی نرفتیم . آنقدر خل شده بودم که تبدیل به یک عتیقه شده بودم . فرض کنید که یک روز تمام در جاده بچرخید ، گم و سرگردان .
· یکدفعه بهش تلفن می شود و ازش می خواهند که به آسیا سفر کند . لپ تاپش کار نمی کرد و لپ تاپ جدید دخترمان را قرض گرفت و به او قول داد که خوب ازش مراقبت می کند . وقتی به آسیا می رود ، آن را به پریز برق 220 ولت می زند ، مشتاق اینکه برای ما ایمیل بزند و بگوید که سالم رسیده . لپ تاپ سوخت و دخترمان کلی گریه کرد . او طرح مدرسه اش را روی یک هارد دیسک ریخته بود و هیچ کپی هم از آن نداشت .
آیا این شکایات به نظرتان آشنا نیستند ؟
یک مطالعه ای بود که می گفت خانمها باهوشترند و همیشه در مدرسه موفق ترند . آیا این صحت دارد ؟
اگر شوهرم احمق است پس من باهوشم ؟
این به خاطر این است که وقتی از مردان سؤالی را می پرسند پاسخ های ساده و مستقیم می دهند درحالیکه خانمها پاسخ های پژوهشی می دهند یعنی درست یک محقق هستند . برخی از خانمها دانشجویان خوبی هستند . مثال : اگر مردی در یک کفش فروشی قدم می زند و فروشنده می پرسد ، شماره ی کفشتان چیست آقا ؟ او پاسخ می دهد ، 11 یا 5/10 نه چیز دیگر. به عبارت دیگر اگر یک خانم در کفش فروشی باشد ، شماره ی کفشش را مستقیم به شما نمی گوید . ممکن است بپرسد :
جنس کفش چیست ؟پاشنه اش چقدر است ؟کفی نرم دارد ؟ چرم اصل است یا غیر اصل ؟چند رنگ دارد ؟چرا انقدر سگکش بزرگ است ؟آیا رنگ روشن تر آن را ندارید ؟چطوری تمیزش کنم ؟اگر شب آن ها را بیرون بگذارد چی ؟ آیا بادوام ، راحت ، اصل و طبیعی هستند ؟
سعی کنید با چرب زبانی چیزی را به خانمها بفروشید . این خبر می گفت که یک مرد تفاوت بین رنگ سیاه و سفید را می داند . یک زن ؟ او قادر است تفاوت بین رنگ سفید استخوانی ، سفید یخچالی ، سفید معمولی ، سفید پوست تخم مرغی را به شما بگوید . اگر آنها انقدر به جزئیات توجه می کنند تعجبی ندارد که فکر کنند مردها تا این حد ساده لوح و احمقند . اگر مغز مردها نیمکت نشین باشد ، مغز خانمها ورزشهای سنگین و قلبی انجام می دهد .
مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،روانشناسی،زنان ونوسی مردان مریخی،مسائل زندگی |
امتناع از برقرای رابطه زناشویی به عنوان مجازات همسر!
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در اکتبر 10, 2010 – 6:00 ب.ظ -رابطه زناشویی به منزله ی نوعی گذرگاه احساسی به شمار می رود که به واسطه ی آن می توانید هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی با شریک زندگی خود ارتباط عاطفی برقرا کنید.
در آغـاز همسرتـان خیـلی جـذاب و فریبنده جلوه می کنـد. شما نمی توانید برای یک لحظه هم دوری او را تحمل کنید و تـمایـل داریـد کـه همـواره در کـنـار او بـاقی بـمـانـیـد. با او احساس آرامش، و امنیت می کنید و تصور میکنـید کسـی هسـت کـه از صمیـم قلب دوستـتان بـدارد؛ اما چیزی نمی گذرد که یک دفـعه هـمه چیز تغییر می کند.
پس از گذشت مـدت زمـان کـمی احسـاس مـی کنـید که همسرتان سرد شده و علاقه ی خود را به برقرای ارتـباط زناشویی با شما از دسـت داده اسـت. شمـا هـنوز هـم هـمـان احساس اولیه را نسبت به او دارید و می خواهید با هم همانگونه مهربان باشید، اما احساس می کنید که تغییراتی در وجود او رخ داده و دیگر مانند روزهای گذشته به گرمی از شما استقبال نمی کند. در این حالت با تعجب از خودتان سوال می کنید: “چه اتفاقی افتاده؟”
نقش رابطه ی زناشویی در زندگی مشترک
رابطه زناشویی به منزله ی نوعی گذرگاه احساسی به شمار می رود که به واسطه ی آن می توانید هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی با شریک زندگی خود ارتباط عاطفی برقرا کنید. با اتکا به آن پیوندهای عاطفی میان شما دو نفر عمیق تر شده و نزدیکی و صمیمیت بیشتری احساس خواهید کرد. حتی می توان گفت که رابطه زناشویی مانند چسبی است که سبب بهم متصل نگه داشتن زوجین می شود. شاید برخی از افراد مخالف نظر من باشند، اما من معتقدم که اگر هر دو نفر در رابطه زناشویی به اوج لذت خود دست پیدا کنند، همین عامل سبب می شود که احساس نزدیکی بیشتری پیدا کرده و نه تنها حس زناشویی در میان آنها قدرت بیشتری پیدا می کند، بلکه احساس دوستی نیز به اوج خود برسد.
رشد یک چنین رابطه ی دوستانه ای میان خانم و آقا سبب می شود که ارتباط آنها از ثبات و دوام بیشتری برخوردار شود. به مرور زمان که سن افرا بالاتر می رود، و نیازهای جسمانی آنها تغییر پیدا می کند، همین پیوند دوستانه است که سودمند واقع شده و از زوال رابطه جلوگیری بعمل می آورد. سکس تنها عاملی است که ارتباط زناشویی را از سایر روابط دیگر مجزا می سازد. زندگی مشترک بدون وجود صمیمت جنسی دیری نمی پاید و به مرور زمان کمرنگ و کمرنگ تر شده و نهایتاً نیز از بین خواهد رفت.
چرا نباید از ارتباط جنسی به عنوان ابزاری برای مجازات استفاده کرد؟
امتناع از برقرای رابطه زناشویی در حقیقت بیانگر نوعی اعمال قدرت است. می توان گفت که زوج یا زوجه این کار را به دلیل حس خشونت و عصبانیت زیادی که احساس میکند، انجام می دهد. کسی که برای مجازات طرف مقابل از برقراری رابطه ی جنسی خودداری می کند، در واقع قصد دارد اثبات کند که چیزهای زیادی برای گفتن دارد. البته با وجود تمام کارهایی که انجام می دهد، نه تنها نمی تواند طرف مقابل را مجاب به پذیرش خواست هایش نماید، بلکه در وجود او تخم کینه، کدورت، و نفرت نیز می کارد.
این قبیل افراد تصور می کنند که اگر در زمینه جنسی دست بالاتری داشته باشند، در نتیجه قدرتشان نیز در کل رابطه به طرف مقابل می چربد. در این حالت شما در مقام کسی قرار می گیرید که همیشه باید شروع ارتباط جنسی را از طرف مقابل طلب کند. در یک چنین شرایطی همسرتان هیچ کاری انجام نمی دهد جز خودنمایی. آنوقت تمام الزامات برای ایجاد ارتباط صمیمی و دوستانه می افتد به گردن شما. در این حالت کسیکه از سکس خودداری می کند، نسبت به سایر مسائل نیز بی اهمیت می شود و مسئولیت هیچ یک از مشکلاتی را که در رابطه با زندگی مشترک اتفاق می افتد، به عهده نمی گیرند؛ و اگر نهایتاً هم ازدواج شما به مشکل برخورد کرده و به پایان برسد، وی انگشت اتهامش را به سوی شما نشانه رفته و بجز شما شخص دیگری را به عنوان مقصر اصلی این نابودی نمی شناسد.
عواقب خودداری از رابطه زناشویی
خودداری از برقراری ارتباط جنسی به ویژه از سوی کسی که در ابتدای رابطه با شما عهد بسته که تا آخر عمر دوستتان بدارد و موجبات آرامش و امنیتتان را فراهم آورد غیر قابل تحمل بوده و سبب ویران شدن بنیان ارتباط می شود. شاید طرف مقابل احساس کند که به اندازه کافی خوب نیست که همسرش تمایلی به برقراری ارتباط جنسی با او ندارد، شاید تصور کند به اندازه کافی زیبا، جذاب، گرم و رضایت بخش نیست. یک چنین کاری سبب رشد عقاید منفی در ذهن او می شود و ارزش های انسانی اش را زیرسوال می برد
در برخی موارد حتی احتمال افسردگی، و ناامید ی نیز وجود دارد. گاهی اوقات فرد خیلی پیش از آنکه موعدش از راه برسد پیر می شود و احساس شرمندگی سراسر وجودش را در بر می گیرد. حس بدی به او دست می دهد چراکه احساس می کند حتی همسرش هم هیچ گونه تمایلی به او ندارد. همین حزن و اندوه باطنی و حس شرمندگی سبب می شود که او نتواند مشکلاتش را با کس دیگری درمیان بگذارد. او به جایی می رسد که خودش را در دریای مشکلات، غرق شده فرض می کند و هچ گونه پشتیبانی را نیز در کنار خود نمی بیند و احساس می کند حتماً خودش یک مشکلی دارد.
نجات زدگی مشترک عاری از ارتباط جنسی
تنها راه نجات فرار از یک چنین رابطه ای است. من به ندرت به افراد توصیه می کنم که طلاق تنها گزینه ای است که می تواند مشکلات آنها را حل نماید. در این مورد خاص، تجربه به من اثبات کرده که باز هم جای امیدواری وجود دارد. ابتدا می بایست هر گونه اعتقاد بدی که نسبت به خودتان دارید، مانند: شرمندگی، ناامیدی، افسردگی و … را دور بریزید و از دایره ی منفی بافی ها فرار کنید. زمانی که موفق شدید با خودتان کنار بیایید، یک رواندرمانگر پیدا کنید تا در طی جلسات مشاوره ی دوره ای، قدرت از دست رفته تان در زندگی مشترک را مجدداً به شما بازگرداند. شاید انجام این کار قدری دشوار باشد اما با صرف وقت و همچنین تلاش مکرر، دو مرتبه می توانید حس تمایل جنسی را در شریک زندگی خود ایجاد کنید و گرمای گذشته را به رابطه باز گردانده و عشق آتشین روزهای اول را از سر بگیرید.
مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،روانشناسی،مسائل زندگی،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی |
چرا شما هنوز مجردید؟
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در اکتبر 6, 2010 – 5:35 ب.ظ -آیا مردی که به آن فکر می کنید از شما فرار می کند؟توجه داشته باشید که بعضی عادت ها و رفتاری بد شماست که رابطه تان را خراب کرده. حال باید ببینید چگونه می شود این عادات رفتاری را شکست و از بین برد؟
6 راه که ارتباط خانم ها را خراب می کند
آیا پسری که به آن فکر می کنید از شما فرار می کند؟ ناامید نباشید. موقعیتی که دارید ناامید کننده نیست. و فقط شما درگیر این موضوع نیستید. اما توجه داشته باشید که بعضی عادت ها و رفتاری بد شماست که رابطه تان را خراب کرده. حال باید ببینید چگونه می شود این عادات رفتاری را شکست و از بین برد؟
با وجود یک سری مسائل امیدوار کننده، شما هنوز شریک و یار همدیگر نشده اید. مطمئنا این موضوع می تواند رابطه شما را خراب کند.
بیشتر مواردی که خانمها به آن فکر می کنند این است: من پیر شدم، چاق شدم، و آنقدر ها که باید پولدار نیستم. اما فقط اینها نیست.
پس چیست؟ مقاله زیر را بخوانید تا با 9 نبایدهایی که رابطه عاشقانه شما را خراب می کند آشنا شوید.
1. لیست آیتم های شما برای انتخاب همسر زیاد است
از نظر خودتان مرد رویایی شما باید یک پزشک قدبلندی باشد که هرگز سالگرد ازدواجتان را فراموش نکند و از خرید رفتن با شما لذت ببرد. اگر مرد آینده تان این خصوصیات را داشت با آن مرد خوشبخت می شوید.
وقتی پتانسیل های همسر آینده تان را برآورد می کنید، تصور شما از مرد ایده ال می تواند چشمان شما را بر روی یک مرد خوب ببندد حتی اگر تمامی شرایط شما را نداشته باشد.
اشتباه رایج بین خانم ها این است که تصورات خیالی و غیر واقعی از مردآینده شان دارند.
وقتی شخصی انتظارات و گزینه های زیادی درباره همسرش درنظر بگیرد، این شخص مطمئنا تنها و مجرد می ماند.
شما نمی توانید با کسی که مواد مخدر استفاده می کند زندگی کنید؟ بسیار خب. این منطقی است اما اگر او قد مورد دلخواه شما را نداشت این مورد چیزی نیست که نتوان با ان زندگی کرد.
بر روی نکاتی تاکید کنید که غیرقابل معامله باشند. سپس در زندگی تان عشق بورزید و درمورد بقیه زندگی تان خیالتان راحت باشد.
2. شما هنوز نگران رابطه قبلی تان هستید
اگر هنوز فکر و خیال دوست قبلی تان در سرتان است در ازدواج تان و در ارتباط با همسرتان از همان ابتدا دچار مشکل می شوید.
عصبانیت و تندخویی ناشی از آن یک اشتباه بزرگ است و مانع شما از آمادگی برای ازدواج می شود.
اگر هنوز شخص دیگری فکرتان را مشغول کرده، بدانید که شما هنوز از لحاظ روانی با او ارتباط دارید.
حتی اگر به نامزد یا دوست قبلی تان فکر نمی کنید، در ابتدای آشنایی از صحبت کردن درمورد او با همسرتان پرهیز کنید و به موضوعات دیگری مانند ورزش، فیلم و… بپردازید.
بعد از آن، از دید آقایان به موقعیت نگاه کنید: این اشتباه او نیست که شما هنوز دست از سر رابطه قبلی تان برنداشته اید. او می خواهد با شما باشد نه اینکه وارد بازی سه نفره ای بین شما، دوست قبلی تان و خودش بشود.
3. خیلی زود سفره دلتان را برای طرف مقابل باز می کنید
درست است که کسی که بیشترین قسمت زندگی تان را تشکیل می دهد باید همه چیز شما شامل بیماری، مسائل کاری، و بچه دار شدن و… را بداند اما قبل از آنکه از رابطه تان مطمئن شوید فاش کردن اسرار زندگی تان و گفتن رمز و راز زندگی تان به او کار اشتباهی است.این یک نگرش اشتباه است و پسرها را از دخترها فراری می دهد. پس در اولین دیدار، سفره دلتان را باز نکنید.
اجازه دهید که طرف مقابل شما را به عنوان یک دختر احساساتی، شاد و پرهیجان بشناسد. هرچه بیشتر از شما بداند بیشتر از شما فاصله می گیرد.
4. معمولا عاشق پسرهایی می شوید که در دسترس نیستند و دست نیافتنی اند
دخترهایی که هنوز عاشق پسری هستند که رابطه شان با او تمام شده یا ازدواج کرده و غیرقابل دسترس است، بدانند که هیچ وقت این افراد باعث خوشحالی تان و برگرداندن شادی به زندگی تان نمی شوند.
جیل مرای، روان درمانگر، می گوید زن ها همیشه فکر می کنند که می توانند طرف مقابلشان را عوض کنند.
اگر پسرهایی که غیر قابل دسترس هستند یک الگو برایتان محسوب می شوند، این شما هستید که باید درگیر آن شوید نه همسر آینده تان.
اگر به غیر از او نمی توانید شخص دیگری را برای زندگی تان انتخاب کنید، شما واقعا نباید با شخص دیگری ازدواج کنید.از یک مشاور کمک بگیرید تا شما را راهنمایی کند.
5. مثل کنه به او می چسبید
اگر از آن دسته دخترهایی هستید که شما بیشتر به طرف مقابلتان زنگ می زنید یا به خاطر اینکه از او خبر نداشتید با او بحث می کنید حواستان باشد: مردها از این کار شما احساس ناامنی و ناامیدی می کنند.
اگر نسبت به احساس تنهایی حس خوبی ندارید و همین حس تنهایی شما باعث این رفتارهایتان شده بدانید که مردها نسبت به این رفتارهای شما حس ناامنی می کنند و رابطه تان را عاری از هرگونه جذابیت و کششی می بینند.
6. فکر می کنید که می توانید او را عوض کنید
شاید شما نیت خیری داشته باشید تا او را از سیگار کشیدن ترک دهید، رژیم غذایی برایش درنظر بگیرید، یا شغل بهتری برایش انتخاب کنید. اگر شما او را به سمت تغییر و تحول هل دهید و او را مجبور کنید، شما آسیب می بینید.
در این صورت او یا نسبت به کارهای شما متنفر می شود، منصرف می شود یا تسلیم می شود.
اگر او اظهار تنفر کرد، بدانید که پایان رابطه تان است.
اگر از آن کار صرف نظر کرد شما متعجب می شوید که چرا با شما مهربان نیست و ابراز عشق و علاقه نمی کند. و این به خاطر این است که شما او را مغلوب کردید.
حتی اگر او تسلیم شما شد، شما باید علاقه کم او را به موضوع متوجه شوید.
در اصل او در نقش عروسکی می شود که شما او را به بازی گرفته اید. شما روح او را کشته اید، و او را از خودتان متنفر می کنید.
با همسر آینده تان درمورد تغییراتی که دوست دارید در او انجام شود صحبت کنید مانند ترک سیگار و حالا نتیجه آن را ببینید.
به او فرصت بدهید تا درمورد راه و روشی که پیش گرفته و علت آن و همچنین علت تغییر آن صحبت کند. اما کمی زمان می برد.
اگر از شیوه ای که پیش گرفته راضی است و احساس خوشحالی می کند، درمورد چگونگی کنار آمدن با آن تصمیم گیری کنید. اگر می توانید از سرزنش کردن دست بردارید.
آیا طلاق گرفته اید یا به طلاق فکر می کنید؟ حتی اگر تصمیم شما تصمیم درستی باشد، این کار یکی از آسیب پذیرترین تجربیات زندگی تان می شود.
هرچیزی که در زندگی شما باید تغییر کند شامل رابطه شما با فرزندانتان و اعضای خانواده و حتی دوستانتان است. همچنین شما باید در حس امیدواری برای ازدواج تان هم تغییراتی ایجاد کنید. بنابراین، قبل از اینکه زندگی تان را بهتر کنید باید این تغییرات را اعمال کنید. طلاق یک راه حل ناخوشایند برای یک مشکل ناخوشایند است.
مطالب مرتبط 40گیس،خانواده،روانشناسی،روش های موفقیت،زنان،زنان و جامعه،زنان ونوسی مردان مریخی،عشق،مسائل زندگی،مقاله،چهل گیس |
ازدواج خانم های زیبا با مردهای بدقیافه
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در جولای 10, 2010 – 2:58 ب.ظ -تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند.
محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن، و بیبی فیس بودن و یک نسبت خاص برای دورسینه و دور لگن.
تحقیقات گذشته نشان داده است که افراد با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم رابطه برقرار می کنند، رابطه شان بسیار عالی خواهد شد. اما این تحقیقات عموماً مبنی بر زوج های جوان است و نشان می دهد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش جذابیت ظاهری در ارتباطات رسمی تر و باقاعده تر مثل ازدواج تقریباً یک راز است.
یک تحقیق جدید نشان می دهد که ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.
زوج های …
این تیم تحقیقاتی 82 زوج که طی شش ماه قبل ازدواج کرده بودند و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم رابطه داشتند را ارزیابی کرد. شرکت کننده های تحقیق بین 20 تا 25 سال سن داشتند.
محققان گفتگوی هر زوج درمورد یک مشکل شخصی را به مدت 10 دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعداً از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه. این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالمتر، شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد.
یک شوهر منفی احتمالاً در چنین موقعیتی می گوید، “این مشکل توست و خودت باید حلش کنی”. اما یک شوهر مثبت خواهد گفت، “من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟”
یک گروه از محققان جذابیت های ظاهری هر زوج را بین 1 تا 10 کدگذاری کردند که عدد 10 بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریباً در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم جذابیت مرد بیشتر بوده و سایر زو ج ها ظاهری تقریباً هم ردیف داشتند.
به طور کل، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند.
نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد. مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند. زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند.
در زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولاً درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس می کنند. مردی که ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه که انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین خاطر همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد.
مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارد، طبیعتاً به زن هایی زیباتر از همسر کنونیشان دسترسی دارند و ایده مرغ همسایه غازه ممکن است باعث کمتر کردن تعهد آنها نسبت به ازدواجشان شود.
محققان عقیده دارند که جذابیت ظاهری شوهرها برای خانم ها اهمیت چندانی ندارد، درعوض زن ها به دنبال مردهایی هستند که بتوانند به خوبی از آنها حمایت کنند.
پس به نظر می رسد که آن ازدواج ناجور و نابرابر ازدواج عالی باشد.
مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،زنان،زنان و جامعه،زنان ونوسی مردان مریخی،عشق،مسائل زندگی |
5 قانون براي شروع يك رابطه کاملا عاشقانه و مداوم
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 8, 2010 – 10:30 ب.ظ -چهل گیس40gis.com: درسهايي درباره اينكه چگونه اسرارآميز باشيم و روابط عاشقانه زيباتر و طولاني تري داشته باشيم.
نوشته مارگوت كارميچل لستر
اجازه بدهيد با ان مواجه شويم: تجربه نشان داده است كه براي به دست آوردن يك همراه هميشگي و يك رابطه پايدار نبايد خيلي از خود اشتياق نشان بدهيد. شما بايد در ابتداي رابطه عاشقانه خود اندكي پر رمز و راز به نظر برسيد. درست حدس زديد هدف من اينست كه بتوانيد طرفداران خود را وادار كنيد براي به دست آوردن شما به خود تكاني بدهند. در نهايت تنها آنچه كه به دست آورده ايد قابل تقدير است. بنابراين با يك روش قديمي پارتنر آينده خود را وادار كنيد جايش را در دل شما باز كند; او را به دست آوريد.
با به خاطر سپردن اينها 5 قانون زير را به شما ارائه مي دهيم تا با وارد شدن در يك بازي سرسختانه حريف را از آن خود كنيد.
1. از شگرد ماهيگيري –همان تور كردن قديمي- استفاده كنيد.
كاپيتان گوردون چرچيل رهبر ماهيگيران كاروليناي شمالي مي گويد: “اگر مي خواهيد ماهي در دام بيافتد آرام طعمه را حركت دهيد تا بتوانيد توجه او را به خود جلب كنيد بهترين روش جلب توجه، غير قابل پيش بيني بودن است. يك ماهي گرسنه هرگز نمي تواند در برابر حركت دارت مانند طعمه در دستان يك ماهيگير حرفه اي مقاومت كند … و سرانجام شما هدف را به چنگ خواهيد آورد.”
2.حرفهاي محرمانه را پيش خود نگاه داريد.
ماريل جانسون مي گويد: “من عادت داشتم همه جزييات رو راجع به خودم بگم. وقتي همه چيز رو مي گفتم ديگه در طرف مقابل هيچ جاي كنجكاوي براي شناخت من باقي نمي موند.”. راهكار اشتباه. در حال حاضر جزييات مهم را براي خودش نگه مي دارد و آنها را عنوان نمي كند و اين باعث مي شود براي مردان مورد علاقه اش جذابتر جلوه كند.
اخطار: گفته هاي بالا به اين معني نيست كه دروغ بگوييد يا خبرها و حرفهاي مهم را نگوييد. بلكه منظور اين است كه در مورد حرفهايي كه مي خواهيد بگوييد و زمان گفتن آنها هوشمندي بيشتري به خرج دهيد.
3.براي بردن بازي كنيد.
ايزابل مرسير بازيكن حرفه اي پوكر مي گويد: ”در هنگام بازي ترس و انفعال را كنار بگذاريد. امان ندهيد. تمام قدرت خود را به نمايش بگذاريد.” اگر براي پيروزي بازي مي كنيد دلسوزي و مهرباني را بگذاريد براي بعد. “اگر ترديد داريد و از بابت پيروز شدن خود مطمئن نيستيد اصلا وارد بازي نشويد.”
4. هميشه در دسترس نباشيد.
اين را به عنوان يك اصل هميشه به خاطر داشته باشيد در مراحل ابتدايي شروع يك رابطه هرگز خود را زياد در دسترس قرار ندهيد. خانم موري مي گويد:”من نمي خوام اون فكر كنه من كاري بهتر از وقت گذراني با او ندارم حتي اگر واقعا اينطور نباشه. اين باعث ميشه اون احساس كنه كه براي كسب توجه و نگه داشتن علاقه من بايد انرژي بيشتري صرف كنه.”
اخطار: توجه داشته باشيد كه قرار نيست شما بي علاقه و كناره گير به نظر بياييد بلكه لازم است فعال به نظر بياييد و در مواقع لزوم در دسترس باشيد.
5.سكسي باشيد اما سكس ندهيد.
بليندا سو مي گويد: “مادربزرگ من هميشه مي گويد او را در حالتي قرار بده كه مشتاقانه تو را بخواهد. من كاملا با او موافقم. من دلم مي خواد هميشه لباسهاي خاص بپوشم و جذاب به نظر برسم ولي اين موقعيت اكيدا يك موقعيت “نگاه كن اما دست نزن “ است تا هنگامي كه از علاقه مندي او به خودم كاملا مطمئن بشم.”
بازي سرسختانه براي به دست آوردن اصلا سخت نيست اما اين بازي با روحيه ضعيف سازگار نيست ممكن است براي به دست آوردن هدف، لازم باشد انرژي زيادي بگذاريد. به هر حال با دنبال كردن اين 5 قانون سودمند مي توانيد شرايط مساعد خود را حفظ كنيد و توجه پارتنر خود را جلب كنيد. فقط حواستان باشد كه به اندازه كافي به او توجه كنيد مبادا كه او اين سردي اسرارآميز شما را به عنوان نشانه اي از بي علاقگي شما تعبير كند.
مارگوت كارميچل لستر، نويسنده مستقل كارولينايي نه تنها به لحاظ تئوري بر هنر خوب بازي كردن تسلط دارد بلكه او ماهي بزرگي را تور كرده است.
برگرفته از وبلاگ فانوس
مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،زنان ونوسی مردان مریخی،مسائل زندگی،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی،چهل گیس |
چرا خانم ها نباید با آقایون متاهل ارتباط برقرار کنند؟
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 28, 2009 – 8:18 ب.ظ -چرا خانم ها نباید با آقایون متاهل ارتباط برقرار کنند؟
برخی از خانم ها تمایل دارند که با مردهای متاهل ارتباط برقرار کنند و این کار را تنها به خاطر ریسک و هیجانی که در بردارد انجام می دهند. واقعاً تاسف آور است. گاهی اوقات این افراد اصلاً متوجه نیستند که تا چه اندازه ضرر و زیان به بار می آورند. بعضی وقت ها یک چنین خانم هایی تنها به برقراری رابطه ی ج ن س ی و پول فکر می کنند. در برخی موارد دیگر هم کار به جایی می رسد که یکی از طرفین نسبت به دیگری احساس پیدا کرده و به او علاقمند می شود. این برای همسر اول انصاف نیست که یک نفر دیگر از راه برسد و شوهر او را با خود ببرد. همسر اول در کل این ارتباط بی گناه است.
این حق خانم نیست که آسیب های عاطفی شدیدی را تحمل کند و شاهد آن باشد که همسرش با زن دیگری ارتباط برقرار کرده. زمانیکه یک زن با احتساب به این امر که طرف مقابل دارای زن و زندگی می باشد، باز هم با او ارتباط برقرار می کند، فقط در پی رسیدن به نیات پلید و شیطانی خودش است. اصلاً برایش اهمیتی ندارد که ممکن است همسر اول این آقا چه آسیب هایی را متحمل شود. این زن فقط نیتش این است که زندگی او را از هم بپاشاند. یک چنین زن هایی معمولاً سعی می کنند رفتارهای خودشان را به طرق مختلف توجیه کنند و خیانت موجود را پیش برده و زندگی زن و شوهر را از هم بپاشند.
اکثر خانم هایی که خیانت پیشه می کنند و با مردهایی که دارای همسر هستند ارتباط برقرار می کنند این کار را تنها به دلیل احساس قدرت انجام می دهند. با این کار احساس می کنند که قدرت آن را دارند تا مرد را از همسرش جدا سازند. البته گاهی اوقات این کار جواب نمی دهد و در اکثر موارد مرد از همسر اولش جدا نمی شود. در چنین حالتی معمولاً مرد دوباره با احساس شرمندگی به سوی همسر اولش باز میگرد
مطالب مرتبط اخبار ایران،ازدواج و خانواده،خانواده،زنان،زنان و جامعه،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی،مسائل مربوط به زنان و دختران |
اصول برقراري ارتباط با افراد مشكلدار
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 1, 2009 – 7:46 ب.ظ -![]() |
اين مقاله اصولي را ارائه ميدهد كه روابط غيرممكن اين افراد را به نكاتي براي ارتباط مؤثر تبديل ميكند. دنيا پر از افراد مشكلدار است كه البته اين افراد هم ممكن است كه فكر كنند شما هم افراد مشكلداري هستيد. نكاتي كه در ادامه آمده است به شما كمك ميكند تا در زندگي روزمره خود با اين افراد ارتباط برقرار كنيد.
چه روشهايي در ارتباط با افراد مشكلدار مؤثر نيست؟
راه حل دادن: عبارت معمولي كه نشاندهنده راهحل هستند، شامل: چه ميشود اگر تو…
اين كار را نكن…و اين كار را بكن…
و اينكه به افراد بگويي چه بايد بكني مؤثر نيست. خود اين راهحلها ايجاد مشكل ميكند. هرچه بيشتر به افراد راه حل بدهيد، از شما و پيشنهادات شما بيشتر دور ميشوند.
موعظه كردن: عبارت معمولي كه موعظه كردن را نشان ميدهد مانند: تو ميبايست…
براي تو خوب است كه…
اين عبارات را ميتوان چنين تعريف كرد: كاربرد آنچه درست و غلط است، خوب وبد، سياه و سفيد، براي كمك و ترغيب ديگران.
البته احساس گناه و ديگر احساساتي كه در نتيجه عبارات موعظهكننده حاصل ميشود، افراد مشكلدار را تغيير نميدهد (حتي يك نفر را )
شكايات: كاشكي او آنقدر مزاحم نبود.
انتقاد: از انتقاد پرهيز كنيد زيرا كه ترغيب برانگيزانندهاي نيست. انتقاد تعارض را تشديد ميكند. افرادي كه مورد انتقاد قرار ميگيرند احساس نقصان، بيارزشي و بياهميتي ميكنند.
10 اصل در ارتباط با افراد مشكلدار
1- جهان را همانطور كه خودتان ميخواهيد ميبينيد. اكثر مقالاتي كه نكاتي را براي ارتباط با افراد مشكل دار ارائه دادهاند، متمركز بر افراد هستند، بنابر اين مشكل اصلي را ناديده گرفتهاند. آنها خود، مشكل هستند. اما شما نقش مؤثري را در رفتار اين افراد بازي ميكنيد. مشكلات از ادراك شما ماهيت ميگيرند. سپس از عكسالعمل شما. كارل يونگ معتقد است كه ما شخصيتهاي مورد تنفر خود را سركوب ميكنيم، كه اين امر با از خود راندن افراد نمايان ميشود.
ادوارد ويتمونت يكي از روانشناسان و دستيار يونگ، مينويسد: از چند نفر بخواهيد كه توضيحي در مورد نوع شخصيتي كه براي آنها غيرقابل تحمل، مورد نفرت و مطرود آنها بوده و نميتوانند با او ارتباط برقرار كنند، ارائه دهند. مطمئنا آنها توصيفي از خصوصيات شخصيتي سركوب شده خود را ارائه خواهند داد. يك توصيف از خود كه كاملا ناآگاهانه است و بنابراين همواره و همه جا به اين دليل كه اثر آنرا از ديگران دريافت ميكنند، عذاب خواهند كشيد.
اين خصوصيات براي آنها غيرقابلقبول هستند زيرا كه بخش سركوب شده وجود آنها را نشان ميدهد. در واقع تصوير خود شما افراد را سرسخت و مشكلدار ميكند. قويا شما را تشويق ميكنيم تا در حد امكان به آنچه در خود انكار ميكنيد، توجه كنيد زيرا كه ميتواند تصوير سركوب شده خود شما باشد. سايهاي كه در ديگران ميبينيد، آن چيزي است كه در گذشته از آن غافل بودهايد.
2- فكر كامل بودن و درست بودن خود را كنار بگذاريد. هنگامي كه با كسي وارد گفتوگو ميشويد اين فكر را كه او را درست كنيد باعث مشكلدار شدن خود شما ميشود.
3- قلب خود را پاك كنيد، ذهن خود را بگشاييد. اغلب، تجربيات گذشته ما در مورد افراد باعث ميشود كه در رفتار كنوني خود نيز با آنها برخورد داشته باشيم (حتي اگر آنها تغيير كرده باشند). ممكن است شخصي كه در ذهن شما فردي منفي تلقي ميشده، به مرور زمان به فردي مثبت تغيير كند. ببخشيد؛ قلب خود را به روي ديگران بگشاييد، آنگاه ذهن خود را در مورد چرايي مشكل ديگران پاك كنيد.از نتيجهگيري رفتار ديگران بهعنوان فرد مشكلدار بپرهيزيد. شما حقيقت واقعي را نميدانيد و حقيقت را با قضاوتها و ترس از خودتحليلي، سد ميكنيد.
4- از افراد مشكلدار درخواستهايي بكنيد. اين ترسناك است، اما درخواست كردن از افراد سرسخت و آزاردهنده به شما كمك ميكند و تعارضي كه در آنها وجود دارد در شما ايجاد تغيير ميكند. اگر موجودات زنده با چالشها مواجه نشوند، رشد نمييابند. اينگونه افراد موجب چالش شما شده و باعث رشد در شما ميشوند.
5- فعال باشيد، نه منفعل. افراد منفعل از كليه شرايط موجود مينالند. و رفتارهاي بد را مقابله به مثل ميكنند. و سعي در تغيير ديگران دارند. گوناگوني طبيعت آدمي باعث سر سختي و مشكل دار شدن آنها ميشود. افرادي كه فعال هستند بدون توجه به محدوديت شرايط آنچه را ميخواهند ايجاد ميكنند.
6- مسئوليت احساسي را كه داريد، بپذيريد، قرباني نباشيد. افراد را به خاطر احساس بدي كه در شما ايجاد كردهاند سرزنش نكنيد. جلوي ورود و خروج افراد به حالات احساسي و عاطفي خود را بگيريد. دست از سرزنش كردن برداريد تا خود را از رفتار مشكلدار افراد رها كنيد. شما نبايد بار مشكلات و رفتارهاي افراد را به دوش بكشيد. هنگامي كه از فكر كردن در مورد افراد بهعنوان افراد پست و بد ذات دست برميداريد و ذهنيت قرباني بودن را رها ميكنيد، سريعتر روي راه حل فكر كرده و كمتر از لحاظ احساسي خشمگين ميشويد.
7- مشكل مدار باشيد نه فردمدار. افراد مشكل دار، يك مشكل سخت دارند و تلاش ميكنند تا از تنها راه ممكن، آن را حل كنند. خود افراد مشكل نيستند. بر مشكل تمركز كنيد، نه بر فرد. يك نكته اساسي جدا كردن مشكل از فرد است. رفتار آنها، حتي رفتار شما، يا مسئله ديگر مشكل است.
8- نيازهاي بر آورده نشده را پيدا كنيد. اين افراد نيازهاي برآورده نشدهاي دارند وقتي فردي عصباني، ناراحت، افسرده، يا عصبي است، تلاش ميكند تا نيازي را بر آورده سازد، اگرچه اغلب به خوبي بر آورده نميشود. به نياز نهفته اين افراد توجه كنيد در اين حالت شما انسان ديگري خواهيد يافت اين شما را قادر خواهد ساخت كه با دلسوزي با او ارتباط برقرار كنيد.
9- مستقل باشيد وابستگي نوعي بيماري است. در اكثر افراد، استقلال، آزادي و قدرت وجود دارد. افرادي كه در موضع قدرت قرار دارند، خوشبختي و موفقيت خود را با استقلال آشكار و بيش از حد، از بين ميبرند. چنين افرادي همه كارهاي خود را انجام ميدهند، وسواس زيادي به خرج ميدهند و برايشان دشوار است كه به كار فكر نكنند، و به راحتي از مخالفت ديگران با تصميمگيريهايشان عصباني ميشوند.
10- انعطاف پذير باشيد. اگر از نكات و اصول ذكر شده شكست خورديد اين به اين معنا نيست كه اين اصول مؤثر نيستند. بلكه به اين دليل است كه به خوبي به آنها عمل نكردهايد. اين اصول و نكاتي كه براي شما ارائه شده شكست نميخورند زيرا كه اصول ارتباط مؤثر هستند. اغلب افراد كه با افراد مشكلدار وارد گفتوگو ميشوند، احساسي حق بهجانب دارند ( اصل2 ) و يا اينكه سعي دارند فرد را تغيير دهند.
شروع مذاكره با اين نيت كه من ميتوانم فرد را تغيير دهم شكست را تضمين ميكند. ميبايست خود را از پيامدها جدا بدانيد و منتظر نتايج خاصي نباشيد. اگر اين اصول و نكات باعث نتايج مطلوب شما نشد، بيشتر به مشكل فكر كنيد. با انجام اين كار شما قلب خود را پاك كرده و ذهن خود را ميگشاييد، ايجادكننده وقايع بوده و مشكلمدار ميباشيد.
مشكلات سخت ديرتر حل ميشوند. هر روز احتمالات مختلفي از وقايع وجود دارد. احساسات، تفكرات و نگرشها طي زمان تغيير ميكنند. يك اقدام ناموفق در ارتباط با افراد مشكلدار ممكن است مشكل را حادتر كند، اما پيروي از اين اصول و نكات در برقراري با اين افراد مشكل را راحتتر ميكند
مطالب مرتبط روانشناسی،مسائل زندگی |












































