جهل گیس طراحی سفره عقد
کارواش خانگی


در تالار گفتگوی چهل گیس عضو شوید و جایزه بگیرید

چهار مرحله مرگ عاطفی در روابط زناشویی

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در می 11, 2009 – 2:53 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com : زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفقند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند ؛ به خواسته های هم ارج می نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می رسند. این طرز فکر شما ، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می ریزد. هر چه فکر می کنید نمی توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. همه گوشه و زوایای مغزتان را می کاوید تا نشانه ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید. اما به نتیجه خاصی نمی رسید .
چه اتفاقی می افتد که روابط عاطفی و پیوند های خانوادگی و اجتماعی از بین می روند و جدایی جای آنها را می گیرد ؟ حتما دلیلی هست . ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید.

مراحل چهار گانه مرگ عاطفی
زوال و مرگ روابط عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد :

1- مخالفت
2- رنجش و عصبانیت
3- عدم پذیرش و طرد
4- سرکوبی

در اینجا به سیر و روند این فرایند نابود کننده روابط عاطفی خواهیم پرداخت :

1-مخالفت
در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضادهای فکری و رفتاری جزیی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند.
اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد. مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار. صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حال تعریف خاطره ای از شما می باشد که اصلا دوست ندارید دیگران چیزی درباره آن بدانند ؛ مضاف بر اینکه این چندمین باری است که همسرتان این داستان را با آب و تاب تعریف می کند. شما شروع به خودخوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان توسط وی نیستید. این درجه خفیفی از مخالفت است در برابر اینکه شما با صدای بلند وی را از گفتن داستان منع کنید. راه دیگری هم وجود دارد ؛ سعی می کنید خود را آدم متمدنی نشان بدهید که این موضوعات کوچک برایش مهم نیست و از مطرح شدن آنها در جمع حتی لذت هم می برد !!
اگر کمی به زندگی روزانه خود دقت کنید متوجه می شوید که در زمینه ابراز مخالفت های بجا و به موقع تا چه حد فعال هستید. آیا حفظ ظاهر می کنید و در درون خود خوری ؟ آیا مستقیما ناراحتی خود را به شخص مقابل انتقال می دهید ؟
بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند. آنچه در اینگونه موارد افراد به خود می گویند این است : « این مسأله بزرگی نیست ، اینقدر ایرادگیر نباش ، هیچکس کامل نیست ، فراموش کن چرا دردسر درست می کنی ؟ »
در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله مخالفت به کرات اتفاق می افتد. زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است.
اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده ، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید ، این مخالفت های کوچک جمع شده و کم کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود. حال کمی به زندگی با شریک عاطفی خود فکر کنید و اتفاقات هفته گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختلاف داشتید بیاد آورید.
طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است ؟ طرز برخورد شما با این مخالفت ها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد.

2-رنجش و عصبانیت
عصبانیت و رنجش ، نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می شود . در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آنرا باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید.
از اثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد. عصبانیت با فشار روحی زیادی همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد.
اگر رنجش و عصبانیت ، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیرنده آن ، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید.

3- عدم پذیرش و طرد
بعد از یک دعوای مفصل ، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید در حالیکه احساس یاس و پوچی سراسر وجودتان را فرا گرفته است . این در حالی است که از جار و جنجال و دعوا هم خسته اید و منزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید . در حقیقت از همسر خود فرار کرده اید. این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید. در واقع وی را هم از دیده و هم از دل بیرون می کنید. این مرحله می تواند یک ساعت به طول بیانجامد و لی تا چند روز و چند هفته هم ممکن است طول بکشد. بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می باشد.
در طرد و عدم پذیرش ، آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می کند و اینگونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده ، میدان مبارزه را ترک می کند در حالیکه پیوندهای عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد.
اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی ، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد.

4- سرکوب
گوشه ای از رستوران ، ساکت و تنها و عبوس نشسته اید و زندگی خود را مرور می کنید. به زندگی مشترک با همسرتان و تمام زحماتی که برای این زندگی مشترک متحمل شده اید فکر می کنید. تمام لحظات شیرین زندگی زناشویی خود و نظرات خانواده و فامیل درباره زندگیتان را از خاطر عبور می دهید و به حرف های آنها بعد از جدایی خود فکر می کنید. در این لحظه در یک عکس العمل طبیعی ، شما نمی خواهید در نظر دیگران آدم شکست خورده ای به نظر برسید. پس باید کاری بکنید و همه این زندگی خوب را نجات دهید. به یکباره همه چیز مرتب می شود و کدورت ها از وجودتان رخت می بندند.
اینجاست که شما در دام سرکوبی افتادید و همه احساسات منفی و عصبانیت و رنجش و طردهای مداوم خود را سرکوب کردید تا آبرویتان حفظ شود و خانوادتان پابرجا بماند. در این لحظات شما با خود می گویید : « بیشتر از این ارزش جنگیدن ندارد ؛ بگذار همه چیز را فراموش کنم ؛ خسته تر از آنم که بتوانم با موضوع سر و کله بزنم.»
سرکوبی نوعی احساس کرخی و بی حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید. اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر ، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت آور زندگی خود ادامه می دهید. ماسکی از لبخندها و احترامات ساختگی به چهره می زنید و دیگر شور و نشاط سابق را ندارید. زندگیتان قابل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستگی مزمن جسمی به سراغتان می آید.
آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند ؛ اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت های عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و خبر بد این است که در این مرحله خود فرد هم احساس می کند که خوشبخت است و زندگی خوبی دارد ، غافل از اینکه بسیاری از قسمت های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد . هر دو طرف در این مرحله یاد گرفته اند چه انتظاراتی داشته باشند و چه انتظاراتی را نداشته باشند.
در انتهای سخن
عده زیادی از ما در مراحلی یا در همه زندگی خود درگیر این مرگ عاطفی می شویم. اما علاج کار در کجاست ؟
مسلما در روراست بودن با خود و دیگران و بیام مخالفت ها در همان زمان شکل گیری و ابراز ناراحتی و رنجش ها در مرحله بعد. در کنار پرورش این عادت پسندیده ، فراگیری و تمرین مهارت های حل مسأله و گفتگوی معطوف به نتیجه عینی و مؤثر نیز باید در دستور کار قرار گیرد. اگر در حال حاضر در گیر این مرحل هستید ، وضعیت خود را کامل تشریح کنید و با در نظر گرفتن هدف های کوچک و دست یافتنی قدم به قدم از مرگ عاطفی خود فاصله بگیرید. مهمترین قدم ، پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگیتان است. زیرا بزرگی می گوید : « زمانی که آگاهی به وجود می آید ، تغییر آغاز می شود . »


مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،روانشناسی،زنان،زنان و جامعه،عشق،مسائل زندگی،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی،مسائل مربوط به زنان و دختران |

چرا از رابطه جنسی خود لذت نمیبرم؟

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در می 10, 2009 – 2:16 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com : امروزه زنان زمان کمتری را صرف رابطه جنسی خود میکنند.اما این را هم باید بدانند که رابطه جنسی ی منظم برای سلامتشان بسیار خوب است چرا که رابطه جنسی منظم میتواند چه از نظر احساسی و چه از نظر جسمی صمیمیتی را که برای زندگی مشترکشان احتیاج دارند تامین کند .

پروفسور انیتا کلایتون استاد دانشگاه ویرجینیا در این زمینه میگوید بیشتر احساس نارضایتی از زندگی خود را در تختخواب خود و در رابطه جنسی خود جستجو کنید.
بررسی عوامل زیر میتواند کمکی در بهبود این رابطه باشد.

• تختخواب شما مناسب رابطه جنسی نیست
شاید بارها شنیده باشید که تختخواب شما تنها باید برای رابطه جنسی و خواب باشد.پس چرا بسیاری از مردم از ان برای صحبت با موبایل و یا کار با لپ تاپ استفاده میکنند؟
دلیل بیشتر حواس پرتیها و بیخوابیها را باید در این مورد جستجو کرد.شروع یک زندگی جنسی خارق العاده بعد از تماشای تلوزیون در تختخواب یا خواندن روزنامه بسیار مشکل است.

• شما افسرده هستید
این مشکل بیشتر در مورد زنان اتفاق میافتد چرا که آنها بعد از مدتی احساس نارضایتی پیدا کرده و خودشان را از شما دور میکنند . این جدائی در دراز مدت عواقب بدی را برای زندگی مشترک شما به ارمغان خواهد آورد. این مسئله ممکن است از آنجا ناشی شود که او در زندگی جنسی خود به رضایت کامل نرسیده است.

• روز بسیار پرتلاش و سختی را پشت سر گذاشته اید.
اگر تمام روز خود را صرف کار و تلاش در خانه و خارج از خانه کرده اید توقع نداشته باشید که زندگی جنسی شادمان و پرانرژی داشته باشید.

• از بدن خود احساس رضایت نمیکنید.
گاهی زنان به رجوع به خودشان احساس میکنند که چاق شده اند و دیگر از نشر رابطه جنسی ی جذاب نیستند.این پیام برای این دسته از افراد است :
این نگاه یقینا شما را به سمت زندگی جنسی مطلوب خود هدایت میکند

• همسر شما احساس میکند که شما علاقه ای به این کار ندارید و از شما تقاضا میکند که پرهیجان تر رفتار کنید

بیشتر مشکلاتی که بین زن و شوهر ایجاد میشود (مخصوصا شوهر) از این مسئله ناشی میشود که بعضی افراد طالب رفتارها و اعمال پر هیجان تری هستند

• شما خسته و مریض هستید
مطالعه بین 10 تا 15 زن نشان داده است که عدم تحریک شهوانی میتواند به دلائلی نظیر دیابت ، روماتیسم و یا ورم مفاصل باشد.


مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،روانشناسی،زنان،مسائل زندگی،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی،مسائل مربوط به زنان و دختران |

اختلافهای کوچک مانند فتیله دینامیت عمل میکنند

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آوریل 25, 2009 – 12:49 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com : اتفاقات بزرگ به ندرت مانعی در سر راه عشق می شوند , مسایل کوچک و بی اهمیت ، بیشترین ضربه را می زنند. زن دوست دارد خمیر دندان را از وسط فشار دهد ، مرد آدم مرتبی است می خواهد خمیر دندان را از ته فشار بدهد و مصرف کند . هرچند این عمل کمی آزار دهنده است ، ولی نباید آن را تهدیدی جدی برای روابط خانوادگی دانست .

مرد هنگامی که از محل کار به منزل بر می گردد ، دوست دارد لباسهایش را روی صندلی بیندازد و زن از او می خواهد که آنها را آویزان کند و منظم باشد . زن دوست دارد برنامه منظمی داشته باشد ، شبهای خاصی مهمانی بروند و فقط آخر هفته مهمان بیاید ، اما مرد دوست دارد هر وقت دلش خواست بیرون برود و هیشه آماده پذیرایی از مهمانها باشد. مرد دوست دارد ، تعطیلاتش را هر سال در همان جای قبلی بگذراند و زن می خواهد مکانهای تازه ای ببیند و اتفاقات متفاوتی را شاهد باشد.

هیچ یک از این اختلافات نمی تواند اساس به هم ریختن یک رابطه شود ، اما جالب توجه است بگوییم که این مسائل کوچک تا چه اندازه تشدید کننده است و می تواند در نهایت به اختلافاتی چاره ناپذیر تبدیل شود.

جالب اینجاست ، که همیشه دو نفر با تمام نیرو برای غلبه بر مشکلات اصلی تلاش می کنند ، ولی سرانجام مشکلات کوچک آنان را مغلوب می سازد ؛ چیزهای بی اهمیتی که فرصت وخیم تر شدن یافته است.
و علت این مسئله نادیده گرفتن بسیاری از اختلافهای کوچک در زندگی است که منجر به انزجار از یکدیگر میشود.
و در اینجا هم به معنی مثال معروف میرسیم که :
قطره قطره جمع گردد
وانگهی دریا شود

برای مثال خیلی وقتها میبینید به خاطر یک مسئله کوچک با هم اختلاف پیدا میکنید و از همین اختلاف کوچک کار به جاهای باریک میرسد، در بسیاری از موارد علت این کش مکشها بی اعتنایی به مسائل پیش پا افتاده است که به خاطر اهمیت ندادن مانند غذای هر روز اگر بحث نکنید فکر میکنید روز بدی را پشت سر گذاشته اید و یا یک چیزی کم دارید و کاری را فراموش کرده اید.

پس منطقی فکر کنید و نگذارید مسائل و اختلافات کوچک در زندگی مانند فتیله دینامیت یواش یواش زندگی شما را از بین ببرد.
راه از بین بردن این دینامیت تفاهم و فکر منطقی است.
خود را جای همسرتان بگذارید و ببینید اگر مسائلی را که شما دوست دارید انجام بدهد آیا شما هم طبق خواسته او پیش نمیروید ؟

عاقلانه است ، هرچند یک بار خانه دل را از مسائل پیش پا افتاده و کوچک که اگر متوجه نباشیم به اژدهایی آتشین تبدیل خواهد شد پاکسازی کنیم.


مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،روانشناسی،زنان ونوسی مردان مریخی،فرهنگ و اجتماع،مسائل زندگی،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی |

قاتلین بالفطره روابط زناشویی

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در مارس 14, 2009 – 5:11 ب.ظ -

بقا و یا از هم پاشیدگی یک رابطه به تک تک افرادی بستگی دارد که در آن رابطه قرار گرفته اند. شاید مسئله ای که در نظر یکی از طرفین به عنوان قاتل بالفطره رابطه قلمداد می شود، در نظر طرف مقابل چالش بزرگی به حساب نیاید.

مثلاً مبحث خیانت را در نظر بگیرید. اکثر روابط با خیانت نابود می شوند، اما با این حال روابطی هم وجود دارند که وقتی یکی از طرفین متوجه می شود شریک زندگی اش در خارج از رابطه به دنبال ارضای نیاز های خود می باشد، بیش از پیش به زندگی مشترک خود اهمیت می دهد و ارتباط آنها استحکام بیشتری پیدا کند.

چند روز پیش دختر خانمی در رادیو مشغول صحبت کردن بود؛ او می گفت بقای ارتباط آنها به این مطلب بستگی دارد که همسرش بتواند تمام سوال هایی که در مورد او پرسیده می شود را درست پاسخ دهد. شما را نمی دانم اما اگر من از همان ابتدا و پیش از ازدواج از شوهرم انتظار داشتم که تمام علایق و نیازهای مرا بداند، ارتباط ما در همان ابتدا نابود شده بود. اگر یک چنین انتظاراتی داشتم، زندگی مشترک ما برای 20 سال دوام پیدا نمی کرد.

اگر یکی از طرفین روز تولد و یا سالگرد خاصی را فراموش کند، باز هم احتمال از بین رفتن زندگی زناشویی وجود دارد. مسئله ای که حائز اهمیت می باشد طرز برخورد دو نفر در تمام روزهای سال است، نه یکی دو روز خاص در کل سال. همانطور که مشاهده می کنید دلایل از هم پاشیده شدن بنیان های خانوادگی متفاوت است و این امر مستقیماً به شخصیت و خصوصیات اخلاقی دو نفری که در ارتباط قرار گرفته اند، بستگی دارد. در برخی مواقع زمان وقوع اتفاقات هم مهم است.

  • یکی از بزرگترین قاتل های هر رابطه ای خیانت است. بسیاری از افراد در حال کشمکش و تقلا برای درک مقوله ی “خیانت” هستند. تلاش برای بازگرداندن اعتماد یکی از سخت ترین کارها در روابط است.

  • سوء استفاده و آزار و اذیت هم چیزی نیست که بتوان راحت از آن گذشت. هیچ کس نباید در معرض هیچ گونه آزار و اذیت فیزیکی، احساسی و یا اقتصادی قرار بگیرد. تنها پیشنهاد من به کسانی که مورد سوء استفاده قرار می گیرند خروج از ارتباط است، حتی اگر سوء استفاده ضمنی و موقتی باشد. آزار و اذیت های موقتی هم غیر قابل قبول هستند و به مرو زمان بد و بدتر می شوند. شما در صورتی می توانید به رابطه ادامه دهید که فرد رفتار خود را 100% ترک کرده باشد. بسیاری از افراد قول می دهند که کارهای غیر اخلاقی خود را کنار بگذارند، اما مطمئن باشید که باز هم آنرا تکرار می کنند؛ مگر اینکه شما یک موضع محکم گرفته و به شدت در مقابل آنها بایستید.

  • عدم توانایی در برقراری ارتباط کلامی و ناتوانی در مکالمه مناسب هم به عنوان یکی دیگر از قاتل های روابط به شمار می رود. بسیاری از زندگی های زناشویی به دلیل عدم وجود درک متقابل و عدم توانایی کافی در برقراری ارتباط کلامی سودمند از میان رفته اند. زوج ها باید یاد بگیرند که چگونه می توانند به حرف های یکدیگر گوش بدهند. با اتکا به این شیوه بسیاری از روابط خوب از خطر مرگ نجات پیدا خواهند کرد.

  • اعتماد در هر رابطه ای مهم است. اگر اعتمادی در کار نباشد زنده نگه داشتن ارتباط دشوار و تقریباً غیر ممکن است. خیانت، قمار، شرابخواری، اعتیاد، و تنگناهای اقتصادی همه و همه به عنوان دلایل محکمی برای اعتماد نکردن به شریک زندگی محسوب می شوند. زندگی مشترک معمولاً تنها به این دلیل دوام پیدا می کند که هر دو طرف به هم اعتماد داشته باشند، به راحتی از اشتباهات یکدیگر بگذرند، ببخشند و فراموش کنند. تا زمانیکه نتوانید گذشته ی خود را فراموش کنید، توانایی نگاه کردن به آینده را پیدا نمی کنید.

  • حسادت زمانی ایجاد می شود که یکی از طرفین همچنان با خواستگارهای قبلی ارتباط داشته باشد. همچنین زمانیکه پای “فرزند” به زندگی باز شود این حالت پدید می آید. در این شرایط زندگی خوب دو نفره گذشته از میان می رود. در برخی موارد نمی توان منبع ایجاد حسادت را از میان برد. شاید بتوانید ارتباط خود را با دوستان و یا خواستگارها کم کنید اما نمی توانید فرزندتان را از پنجره بیرون بیندازید. رفع حسادت بر می گردد به نحوه ایجاد ارتباط کلامی مناسب. طرفین باید مشکلات خود را با یکدیگر در میان بگذارند و در مورد آن با هم بحث کنند و دلایل ایجاد حسادت را تشخیص داده و با هم راه حلی برای برطرف کردن آن پیدا کنند.

  • معمولاً زیاد اتفاق می افتد که فضای رمانتیک و عاشقانه ی ابتدایی هر ارتباط قدرت تشخیص افراد را از آنها می گیرد. و به مثابه آن نمی توانند تشخیص صحیحی در مورد این مطلب که از زندگی و از شریکشان چه می خواهند داشته باشند. چه تعداد از خانم ها تن به ازدواج می دهند بدون اینکه در مورد این مسئله که بچه می خواهند یا نمی خواهند با همسرانشان صحبت می کنند. خیلی لازم است که طرفین رک و راست حرف های خود را به یکدیگر بزنند. زمانیکه جاه طلبی ها و بلند پروازی های یکی از افراد با دیگری همخوانی نداشته باشد و طرف دیگر انتظارات متفاوتی از زندگی داشته باشد آنوقت مشکلات بسیار زیاد دیگری هم پیدا می شوند. اینجاست که بازی شما در زمین دلخواه تبدیل به شرکت در بازی فاجعه آفرین زندگی می شود. زوجین می بایست به طور کامل صادق باشند: هم قبل از ازدواج و هم بعد از ازدواج؛ تا مطمئن شوند که کلیه ی آرزوها و خواسته هایشان برآورده می گردد.

  • مسائل مالی فشار بسیار زیادی را بر روابط وارد می آورند. برخی از زن و شوهرها به جای اینکه بنشینند و مشکلات پایه ای خود را حل نمایند تنها به دلیل مسائل و مشکلات مالی از هم جدا می شوند. تحقیقات آماری گویای این مطلب هستند که پس از جدایی مسائل مالی برای افراد اهمیت اولیه را ندارند. چند وقت پیش در یک برنامه تلویزیونی زوجی را نشان می دادند که مدت 15 سال نزد مادر و پدرشان زندگی کرده بودند تا نهایتاً موفق به خرید خانه شده بودند. به نظر من شرایط آنها طوری بوده که حتماً فشار زیادی را تحمل می کردند. این را هم باید اضافه کنم که آنها 3 فرزند داشتند و اولین بچه خیلی زود به دنیا آمد و به همین دلیل خانم ترک کار کرد مجبور به مراقبت از او شد. با خودم فکر می کردم که اگر کمی دیرتر صاحب فرزند می شدند و هر دو برای خرید خانه تلاش می کردند، بهتر نبود؟ با این وجود آنها حتی از این شرایط سخت هم به راحتی بیرون آمدند و به اهداف خود رسیدند. اما چند تا زوج را می شناسید که با این وضعیت موفق به حفظ رابطه ی زناشویی خود می شوند؟

  • شاید کمی عجیب باشد، اما تعداد بسیار زیادی از افراد متاهل هستند که احساس تنهایی می کنند به وی‍ژه زمانی که همسرشان مجبور باشد ساعات زیادی را کار کند و دور از خانه باشد. اگر همسرشان پس از اتمام ساعات کاری به باشگاه، و یا خانه ی دوستان هم برود که فشار بیشتری بر روی طرف مقابل وارد می گردد. به هر حال باید تعادل میان مدت زمان کار، تنهایی، و با هم بودن برقرار باشد.

  • کمبود صمیمت باعث میشود که یکی از طرفین احساس کند دیگری او را به اندازه کافی نمی خواهد، دوستش ندارد و برایش بی ارزش است. حتی اگر زن و شوهر به جایی رسیده باشند که ارتباط جنسی هم نداشته باشند، هنوز راههای دیگری برای نجات رابطه وجود دارد. آنها می توانند کارهایی مثل بوسیدن، نوازش کردن، و در آغوش گرفتن را امتحان کنند. هنگامیکه صمیمت به طور کامل از میان می رود، طرفین احساس می کنند که طرف مقابل خواهان آنها نیست و به همین دلیل در جای دیگری به دنبال جبران این محبت می گردند.

  • بسیاری از افراد تصور می کنند که ارتباط زناشویی آنها زمانیکه تصور می کنند برای همسرشان خاص ترین فرد روی زمین نیستند تمام می شود. وقتی دو نفر وارد یک ارتباط جدی می شوند، تا حدی از فضای عاشقانه و رمانتیک ابتدای آشنایی کاسته می شود. دیگر خبری از دسته گل های رمانتیک، شام های دو نفره در بهترین رستوران ها، و گفتگوهای صمیمی پایان ناپذیر نخواهد بود. بچه هم که وارد رابطه می شود دیگر شرایط به طور کلی تغییر پیدا خواهد کرد. به همین دلیل به جای اینکه در این شرایط یکمرتبه روانه دادگاه خانوادگی شوید، سعی کنید مدت زمان بیشتری را در کنار هم سپری کنید و دوران خوش گذشته را باز آفرینی نمایید.

  • یکی دیگر از دلایل برهم خوردن ازدواج های چندین و چند ساله ازدواج بچه ها و رفتن آنها از خانه است. این زوج ها آنقدر زود صاحب فرزند شده اند که عمده وقت خود را بر روی بزرگ کردن بچه ها متمرکز نموده اند. زمانیکه بچه ها بزرگ شدند و خانه را ترک گفتند، زن و شوهر با هم احساس غریبگی می کنند، و نمی دانند که باید در کنار هم چه کاری انجام دهند. هنگامیکه بچه ها بزرگتر می شوند زوج ها باید سعی کنند که زمان بیشتری را در کنار هم بگذرانند، از با هم بودن لذت ببرند و زندگی دو نفره جدیدشان را امتحان کنند.

  • بی توجهی به خود هم می تواند یکی دیگر از دلایل بر هم خوردن روابط باشد به ویژه اگر فرد پیش از ازدواج خوش تیپ بوده باشد. بسیاری از افراد هستند که بعد از ازدواج بیش از اندازه احساس راحتی می کنند و هیچ تلاشی برای زیبا کردن خود نمی کنند.

این لیست مختصری بود از مسائلی که ممکن است اساس زندگی مشترک را بر هم بزنند. همانطور که افراد متفاوت هستند، زندگی های مشترک هم متفاوت هستند و اگر یکی از موارد ذکر شده در لیست بالا باعث بهم خوردن یک رابطه شود لزوماً دلیل برهم خوردن ارتباط دیگری هم نیست. بهترین راه برای نجات هر رابطه ای این است که دلیل مشکلات را پیدا کره و آنها را مرتفع سازید. البته شرط اول در این راه اراده و میل باطنی برای حل مشکل است.

برای نجات هر رابطه گفتگو و برقراری ارتباط کلامی مناسب ضروری است. اگر با تمام وجود بخواهید رابطه ی خود را حفظ کنید مطمئن باشید که می توانید این کار ا انجام دهید.


مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،زنان،زنان ونوسی مردان مریخی،عشق،مسائل زندگی،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی |

خرید سریال همسان