جهل گیس عینک دید در شب
کارواش خانگی


در تالار گفتگوی چهل گیس عضو شوید و جایزه بگیرید

زندگي 5 نفره زير پل بعثت تهران+ عکس

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در جولای 27, 2011 – 3:03 ب.ظ -

اينجا جنوب شهر تهران زير پل بعثت است. يك خانواده 5 نفره در يك چادر مسافرتي بدون هيچگونه امكاناتي گذران عمر مي‌كنند.

به گزارش فارس، چند روزي است در زير پل بعثت يك‌خانواده 5 نفره زير يك چادر كوچك با مقدار كمي وسايل زندگي مي‌كنند.

يك يخچال قديمي، اجاق گاز و مقداري خرده ريز كل وسايل زندگي اين خانواده را كه 2 فرزند دختر و يك پسر دارند را تشكيل داده است.

*به دليل عدم پرداخت كرايه صاحب‌خانه وسايلمان را بيرون ريخت

پسر 14 ساله اين خانواده در خصوص زندگي در زير پل مي‌گويد: در شهرك سجاديه مستاجر بوديم چون پول نداشتيم صاحب خانه تمام اسباب و اثاثيه‌مان را بيرون ريخت.

وي در ادامه مي‌افزايد: پدرم 20 سال در يكي از سازمان‌هاي خدماتي مشغول به كار بود.

وي ادامه داد: پدرم ناراحتي قلبي داشت و بعد از مدتي بنا به دلايل نامعلومي اخراج شد.

وي درخواست كرد كه عكس‌ها آنها منتشر نشود چرا كه نمي‌خواهند دوست و آشنا از وضعيت آنها مطلع شود، ادامه داد: در اين چند روز شهرداري منطقه 15 چندين بار به ما اخطار داده كه اين محوطه را خالي كنيم.

*اصلا من آدم خوبي نيستم زن و بچه من چه گناهي كرده‌اند

پدر اين خانواده مي‌گويد: 42 سال سن دارم. به علت بيماري و يكسري از اتفاقاتي كه نمي‌توانم عنوان كنم 8 ماه در بيمارستان بستري بودم كه پس از ترخيص حكم اخراج از سازماني كه در آن مشغول به فعاليت بودم را ديدم.

وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه آيا بيمه تامين اجتماعي هستيد گفت: 20 سال سابقه حق پرداخت بيمه دارم ولي به دليل آوارگي نتوانسته‌ام دنبال بيمه بيكاري بروم.

پدر اين خانواده مي‌گويد: بنده كارگر بودم چرا مرا اخراج كردند؛ اصلا من آدم خوبي نيستم زن و بچه من چه گناهي كرده‌اند.

وي با تآكيد بر اين موضوع كه من معتاد نيستم، گفت: اما به دليل اعتياد بنده را اخراج كردند.


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار اقتصادی،اخبار ایران |

آیا شوهر من یک احمق است ؟؟؟

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در اکتبر 10, 2010 – 6:15 ب.ظ -

شوهر من یک احمق است ؟؟؟

اگر می خواستیم مسابقه ای برگزار کنیم که در آن تمام خانمهای متأهل را دعوت کنیم تا دلایل بسیاری برای توضیح اینکه چرا شوهرشان احمق است ، تهیه کنیم ، فکر می کنید چند نفر در این ارزیابی شرکت می کردند

اگر می خواستیم مسابقه ای برگزار کنیم که در آن تمام خانمهای متأهل را دعوت کنیم تا دلایل بسیاری برای توضیح اینکه چرا شوهرشان احمق است ، تهیه کنیم ، فکر می کنید چند نفر در این ارزیابی شرکت می کردند و حداقل 5 دلیل برای نادان بودن شوهرهایشان می دادند ؟

مطمئنیم که این ارزیابی بسیار پرطرفدار خواهد بود و احتمالاً تا شبکه ی سی ان ان هم کشیده شود با هزار دلیل . اما واقعاً تا به حال داستان بدبختی های زنان و دوست دخترهای ناامید را شنیده اید ؟ چه کسی بعد از 5 سال ازدواج می فهمد که تفاوت زیادی بین یک پسربچه دست و پا چلفتی و یک مرد کامل است ؟ مثلاً : این شکایات را از برخی دوستان و دانشکده های دختران شنیده ایم : ” شوهرم احمق است ” ……..

·        پس از 5 سال ازدواج و 3 تا بچه ، او هنوز برای من لباس می خرد ، سایز کوچک! آیا سعی دارد چیزی به من بگوید یا اندازه ی من را نمی داند ؟ بعد وقتی لباسی که خریده را در جعبه کادوی اصلی اش می بیند ناراحت می شود .

·        چند روز پیش اصرار کرد که به بانک بروم و پیشنهاد داد مقداری پول سپرده بگذارم . من شماره حساب را با خط درشت روی تکه ای کاغذ نوشتم و بهش دادم . او چکار می کند ؟ پولها را اشتباهی به حساب یک نفر دیگر می ریزد . به جای عدد 6 ، 9 را می زند .

·        می خواست با بردن من به یک دهکده ی زیبا در شمال کانادا ، من را غافلگیر کند . گفت : من فروشگاههای عتیقه فروشی را دوست دارم . ما داریم آن مسیر را با ماشین طی می کنیم و او فراموش می کند بپیچد . گفتم : بگذار پمپ بنزین پیاده شویم و آدرس بپرسیم . می گوید : نه . بعد غرور خودش را زیر پا گذاشت و قبول کرد که مسیر را گم کرده . ما هرگز به آن شهر قدیمی نرفتیم . آنقدر خل شده بودم که تبدیل به یک عتیقه شده بودم . فرض کنید که یک روز تمام در جاده بچرخید ، گم و سرگردان .

·        یکدفعه بهش تلفن می شود و ازش می خواهند که به آسیا سفر کند . لپ تاپش کار نمی کرد و لپ تاپ جدید دخترمان را قرض گرفت و به او قول داد که خوب ازش مراقبت می کند . وقتی به آسیا می رود ، آن را به پریز برق 220 ولت می زند ، مشتاق اینکه برای ما ایمیل بزند و بگوید که سالم رسیده . لپ تاپ سوخت و دخترمان کلی گریه کرد . او طرح مدرسه اش را روی یک هارد دیسک ریخته بود و هیچ کپی هم از آن نداشت .

·        او همیشه به دوستانش می گوید که به خاطر پولم با من ازدواج کرده .

آیا این شکایات به نظرتان آشنا نیستند ؟

یک مطالعه ای بود که می گفت خانمها باهوشترند و همیشه در مدرسه موفق ترند . آیا این صحت دارد ؟

اگر شوهرم احمق است پس من باهوشم ؟

این به خاطر این است که وقتی از مردان سؤالی را می پرسند پاسخ های ساده و مستقیم می دهند درحالیکه خانمها پاسخ های پژوهشی می دهند یعنی درست یک محقق هستند . برخی از خانمها دانشجویان خوبی هستند . مثال : اگر مردی در یک کفش فروشی قدم می زند و فروشنده می پرسد ، شماره ی کفشتان چیست آقا ؟ او پاسخ می دهد ، 11 یا 5/10 نه چیز دیگر. به عبارت دیگر اگر یک خانم در کفش فروشی باشد ، شماره ی کفشش را مستقیم به شما نمی گوید . ممکن است بپرسد :

جنس کفش چیست ؟پاشنه اش چقدر است ؟کفی نرم دارد ؟ چرم اصل است یا غیر اصل ؟چند رنگ دارد ؟چرا انقدر سگکش بزرگ است ؟آیا رنگ روشن تر آن را ندارید ؟چطوری تمیزش کنم ؟اگر شب آن ها را بیرون بگذارد چی ؟ آیا بادوام ، راحت ، اصل و طبیعی هستند ؟

سعی کنید با چرب زبانی چیزی را به خانمها بفروشید . این خبر می گفت که یک مرد تفاوت بین رنگ سیاه و سفید را می داند . یک زن ؟ او قادر است تفاوت بین رنگ سفید استخوانی ، سفید یخچالی ، سفید معمولی ، سفید پوست تخم مرغی را به شما بگوید . اگر آنها انقدر به جزئیات توجه می کنند تعجبی ندارد که فکر کنند مردها تا این حد ساده لوح و احمقند . اگر مغز مردها نیمکت نشین باشد ، مغز خانمها ورزشهای سنگین و قلبی انجام می دهد .

یکبار یک دوست خوب داشت شکایت می کرد که ” من بهت زده شده ام ” ” شوهرم هر نوع مدرکی که بگویید دارد . 2 تا دکترا گرفته . اما چرا نمی توانم به او حتی مسائل عمده را بفهمانم ؟
ما تئوریهای جالبی در مورد مغز مردان داریم . اگر از روابط زناشویی محروم بشوند ، اکسیژن به مغزشان نمی رسد و گردش خونشان کند می شود . شاید به خاطر همین است که مستقیم فکر نمی کنند . ذهنشان جای دیگر است .
نمی توانید مردی را فقط با غذا دادن به او خوشحال کنید . ناچارید نیازهای اصلی اش را به او بدهید . یک نویسنده می گفت که مردها باهوشتر از زنها هستند اما 2 برابر احمق ترند . آیا این متناقض است یا حقیقت دارد ؟ چه کسی می داند ؟ زنها مردان را دوست دارند ، از آنها متنفر می شوند ، دوباره عاشق آنها می شوند و احتمالاً نمی توانند بدون مردها زندگی کنند . مهم نیست که سلولهای خاکستری آنها به حد کافی نیست . چیزی که بسیار خوب است این است که اگر شوهرتان احمق باشد حداقل زباله ها را بیرون می برد ، پنچری ماشینتان را می گیرد و در بطری نوشابه را برایتان باز می کند .
مترجم مینا کوهی کار

مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،روانشناسی،زنان ونوسی مردان مریخی،مسائل زندگی |

شوهر خسیسم ماهی فقط یک میلیون تومان خرجی به من میدهد!

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 14, 2010 – 12:50 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com: همسر یک فوتبالیست لیگ برتري به‌خاطر اینکه وی ماهانه تنها یک میلیون تومان نفقه و خرجی می‌پردازد به دادسرا شکایت کرد. این زن ناراحت است که شوهر ورزشکارش برای وی خودروی گرانقیمت نخریده در حالی‌که قول داده بود این کار را بکند.

زن جوان با حضور در شعبه پنجم دادسرای شمیرانات به اتهام ترک انفاق از شوهر فوتبالیستش به طرح شکایت عجیبی دست زد و به بازپرس نیک صفت گفت: شوهرم در یکی از تیم‌های سرشناس فوتبال بازی می‌کند و در سال 200 میلیون تومان قرارداد می‌بندد.

وی افزود: با توجه به درآمدی که همسرم دارد، تنها ماهی یک میلیون تومان به من خرجی می‌دهد! این در حالی است که با توجه به حقوق سالانه و پاداش‌هایش باید ماهانه 3 میلیون تومان به من نفقه بدهد! همسر این بازیکن سرشناس ادامه داد: شوهرم مرد خسیسی است وهرچه درآمدش بالا می‌رود کمتر خرج من و خانه می‌کند. پیش از این قرارداد هر سال به سفرهای اروپایی می‌رفتیم اما اکنون مرا به یک سفر کوچک هم نبرده است.

خانه مجللی در شمال پایتخت داریم اما همسرم قول داده بود که بزودی برایم یک خودروی شاسی بلند می‌خرد. من هم به همه دوستان و فامیل گفته بودم که شوهرم بزودی یک خودروی گرانقیمت برایم می‌خرد اما شوهرم فقط یک پراید برایم خرید! آبرویم نزد همه رفته است و دیگران فکر می‌کنند شوهرم خسیس است و برای دیگران خرج می‌کند. نمی‌دانم با پول‌هایش چه کار می‌کند، به همین خاطر تصمیم گرفتم از شوهرم به اتهام ترک انفاق شکایت کنم.

بعد از شکایت عجیب این زن، بازپرس دستور احضار فوتبالیست جوان را صادر کرد و وی که باور نداشت همسرش از او شکایت کرده است، گفت: قرارداد من در سال 100 میلیون است که علاوه بر اینکه ماهی یک میلیون تومان به همسرم می‌دهم. خرج زندگی و خرج کلاس‌هایش را هم می‌پردازم. نمی‌دانم چرا همسرم می‌گوید من خسیس هستم.

هرچه می‌خواهد برایش فراهم می‌کنم. در این مدت هم که به سفر نرفتیم، من هم تمرین داشتم و هم مسابقه به همین خاطر فرصت نکردیم به سفر برویم. بازپرس با شنیدن اظهارات فوتبالیست جوان و همسرش، شکایت عجیب زن جوان مبنی بر ترک انفاق را نپذیرفت.

http://irupload.ir/images/f9c908609lcfyi6dx4nz.gif


مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،خانواده،مسائل زندگی |

چرا خانم ها قدم اول را بر نميداند؟

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آوریل 16, 2010 – 12:08 ق.ظ -

http://up.iranblog.com/Files/86f8b05969744d21b8ec.gif

چهل گیس40gis.com: آيـا مـا در دورانـي زنـدگي نـمي کنـيـم کـه بايد به مادرهاي مجردي که به تنهايي فرزندانشان را بزرگ مي کنند و خانم هـايـي که مـقـامـات شــغلي بالايي را از آن خود کرده اند، تـبـريک بـگويــيم؟ از آنجايي که جنس مونث پيشرفت هاي چـشمگيري داشته عده اي از افراد ممکن است تصور کنند که آنها در دنياي قرارهاي ملاقات نيز مانند ساير جنبه هاي
زنـدگي پـرتـکاپو هستند و ترجيح مي دهند خودشان همه چيز را هدايت کنند.

شايد عده اي کمي از اين نوع خانم ها وجود داشته باشد که شما اصلا نميتوانيد سر به سر آنها بگذاريد و دستشان بيـنـدازيـد امـا بـايـد قــبول کنيم که تعداد آنها محدود است. عليرغم وجود پشتکاري که خانم ها در وجوه ديگر زندگي از خود نشان مي دهند در مورد قرار هاي ملاقات کمي خجالتي مي باشند و ترجيح مي دهند اين مطلب را طرف مقابل بازگو کند. پس زماني که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات مي رسد اين نوبت مردهاست که دست به کار شوند.

کيش و مات
چرا خانم ها اگر قرار باشد، 10 سال هم صبر مي کنند اما حرفي از قرار ملاقات به زبان نمي آورند؟ اگر واقعا اين کار مردهاست پس چطور مثل ساير کارهاي ديگري که روزي تنها به آقايون تعلق داشته خانم ها در آن “پيشرفت” نمي کنند و پشتکار بالايي خود را نشان نمي دهند؟

زماني که صحبت از قرار ملاقات به ميان مي آيد شکي وجود ندارد که اولين حرکت دشوار است. من در اين يک موضوع طرف آقايون را مي گيرم. اين کار هم درست مثل ساير شغل هايي مي ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها نبايد براي گذاشتن قرار ملاقات پيش قدم شوند و چرا نبايد خانم ها به آقايون را پيشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاري آنها روند. چنين کارهايي هميشه جزء وظايف مردها بوده است.

در اين قسمت دلايلي وجود دارد که چرا خانم ها هيچ گاه در اين امر پيشقدمي نميکنند و هميشه مردها بايد جور اين کار را به گردن بگيرند.

درست مثل يک امتحان
با روشي که يک مرد به يک زن نزديک مي شود، قضاوت هاي بيشماري مي توان در مورد او برداشت کرد؛ آيا او اعتماد به نفس دارد يا داراي شخصيت متزلزلي است؟ شايد بيش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقايون براي انجام اين کار ترفند هاي بيشماري دارند (که من تمام آنها را به عينه ديده ام و ديگر غافلگير نخواهم شد) که برخي از آنها به خوبي جواب مي دهند و متاسفانه سايرين باعث ايجاد بدبختي براي فرد مي شوند. اين روش ها چه کار کنند يا نه بايد هميشه توجه داشته باشيد که نشان دهنده شخصيت درونيتان هستند.
خانم ها دوست دارند مردها را در يک چالش قرار دهند و ببينند مردها براي رسيدن به آنها چگونه تلاش مي کنند، به همين دليل است که هيچ گاه خودشان پيش قدم نميشوند و اين کار را به عهده آقايون مي گذارند. اگر مردي در رستوران به خانمي برسد و حوصله او را با تعريف از خود سر ببرد و به 1001 دليل مختلف خانم را راضي کند که کس بهتري از او پيدا نخواهد کرد؛ اين امر گوياي دو مطلب مي باشد (که هر دو به شدت ناخوشايند مي باشند): عدم اعتماد به نفس يا/و اعتماد به نفس بيش از اندازه.

مردي که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستي تقديمش کند (نه اينکه فقط شماره را به او بدهد بلکه تقديم کند) بايد اعتماد به نفس بيش از حدي داشته باشد.

اگر مردي بتواند از اين امتحان سربلند بيرون آيد اين شانس را پيدا مي کند که خانم يکي دو مرتبه ديگر نيز با او قرار بگذارد و اين بار به طور حتم خانم پيش قدم خواهد شد.

مردهاي قابل تحسين
مردي که از خود احساسات نشان دهد چيزي جز موفقيت انتظار او را نخواهد کشيد.

مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چيزي شبيه به اين است: شما زمانيکه از کسي تقاضاي بيرون رفتن مي کنيد چيزهايي مضاف بر آنچه که بايد را به او تقديم کرده ايد و اگر يک چنين کارهايي را انجام ندهيد درست مثل يک جلودار صف جنگ هستيد که هيچ گونه مهماتي را با خود حمل نمي کند. اگر بدون هيچ سلاح و مهماتي بخواهيد به خط مقدم برويد بدون شک شکست مي خويريد. آقايون مي بايست تمايل خود را به انجام چنين کارهايي بيشتر کرده و تمايلات احساسي خود را بيش از پيش براي خانم ها باز گو کنند.

اين قسمت جايي است که امتياز به دست خانم هاست. آنها به خوبي مي دانند که اگر کسي از همان ابتداي کار احساسات خود را بيش از اندازه بروز دهد و علاقه خاصي به نمايش گذارد فرد آسيب پذيري است و شريک خوبي براي زندگي نخواهد بود. اما زمانيکه يک مرد با اعتماد به نفس براي گذاشتن اولين قرار ملاقات گام بر مي دارد در نظر خانم ها خيلي بهتر از شخص اول جلوه مي کند. هر کس بتواند بيشترين تاثير را بر روي خانم بگذارد، قابل تحسين بوده و به نتايج بهتري در اين رابطه دست پيدا خواهد کرد. اين امر در مسائل عشقي و عاطفي جايگاه ويژه اي دارد و شما نيز بايد هميشه اهميت آنها را در ذهن خود نگاه داريد.
خانم ها چه از روي عمد و يا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پيشنهاد را از فرد مقابل دريافت کنند و ترجيح مي دهند براي برقراري قرار ملاقات پيشقدمي نکنند.

گاهي اوقات ارزش هاي قديمي و از مد افتاده (که در فيلم هايي نظير کازابلانکا و بر باد رفته به درستي به تصوير کشيده شده اند) از مردها انتظار مي رود که به خانم ها نزديک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند. اين موارد به صورت يک قانون در ذهن ما (به ويژه خانم ها) حک شده است و زن ها هميشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع يک رابطه بر دارند.

در حاليکه امروزه خانم ها ديگر انتظار ندارند که آقايون به شيشيه اتاق آنها سنگ پرتاب کنند و يا از درخت بالا بيايند تا بتوانند به آنها برسند اما از فضاي رمانتيک بدشان نمي آيد. حداقل طوري برخورد کنيد که احساس کنند شما در حال تعقيب کردنشان هستيد.

به طور قطع رسانه هاي امروزي و همچنين فرهنگ حاکم بر جامعه طوري پيش مي رود که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلي هستند و به هيچ مردي نياز ندارند. شايد به همين دليل باشد که خانمها دوست دارند آن فضاي کلاسيک و مردانه را در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسي تعقيبشان کند، از آنها قدرداني کند، و با گلبرگ هاي گل سرخ دوش بگيرند….. خوب شايد اين آخري يک کمي زياده روي باشد!
خوب، فکر مي کنم آقايون تا اين لحظه متوجه شده باشند که چرا بايد روش هاي برقراري روابط خود را باز سازي کنند. ممکن است دختري که براي ازدواج در نظر داريد شما را به بهترين ها برساند به همين دليل بايد بدانيد که براي رسيدن به موفقيت رفتاري کاملا طبيعي از خود نشان دهيد، با او دوستانه برخورد کنيد و خودتان را بيش از اندازه دست نيافتني نشان ندهيد. همين که او تلاش شما را براي رسيدن به خودش مشاهده مي کند متوجه مي شود که شما به اندازه کافي اعتماد به نفس داشته ايد که اين کار را انجام داده ايد بنابراين ديگر نيازي نداريد که اطمينان بيش از اندازه از خودتان نشان دهيد. اگر او نيز در رسيدن به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر .


مطالب مرتبط عشق،مسائل زندگی،مسائل مربوط به زنان و دختران |

مجرد هاي عاشق ، بخوانند!

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آوریل 12, 2010 – 10:09 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com: ازدواج ، يکي از موضوع‌هاي اساسي زندگي هر فرد است و در اين ميان، افرادي که با تدبيري مناسب به ‌اين سنت الهي عمل مي‌کنند ‌، شاهد پيامدهاي بسيار مثبتي در زندگي خواهند بود و آرامشي عميق در زندگي‌شان جاري مي‌گردد. اما متأسفانه بايد بگوييم که براساس آمار و ارقام رسمي کشورمان در سال1386 ، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعه‌ي ما اتفاق افتاده ‌که هر شنونده‌اي را بي‌درنگ به تأمل در اين‌خصوص ، وا‌مي‌دارد. آيا اين افراد، قبل از ازدواج فکر مي‌کردند روزي با دنيايي از اندوه ، مي‌بايست از هم جدا شوند؟

‌با بررسي بسيار ساده و گذرا در زندگي بسياري از زوج‌هاي جوان که به‌ظاهر روزي عاشق يکديگر بودند و اينک از هم نفرت دارند ، در‌مي‌يابيم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان ، تعبير کرده و بر‌اساس اين اشتباه ، تصوير رنگي و زيبايي از طرف مقابل در ذهن‌شان ترسيم و زندگي مشترک خود را بدون هيچ پشتوانه‌ي منطقي و عقلي آغاز نموده‌اند.

در اين مقاله سعي مي‌شود برخي از مشکل‌هاي عشق‌هاي زودگذر و سطحي بيان شود تا دست‌کم افرادي که گرفتار چنين عشق‌هايي شده‌اند ، با بررسي اين نکته‌ها ، نگاه عميق‌تر و عاقلانه‌تري به موضوع ازدواج داشته باشند:

چهره‌هاي تکراري:
‌يکي از جذابيت‌هايي که در عشق‌هاي زودگذر وجود دارد ، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شيفته‌ي زيبايي ظاهرهم ‌مي‌شوند و با گفتن کلمه‌هاي عاطفي و عاشقانه ، تظاهر به علاقه‌مندي به خصلت‌هاي ارزشي يکديگر مي‌کنند اما بعد از گذشت مدتي از ازدواج ، با فروکش کردن هيجان‌هاي کاذب‌‌ از درون ، به سراغ ارزش‌هاي فرد مقابل مي‌روند چرا‌که در اين زمان ، چهر‌ه‌ي او ديگر عادي و شايد هم تکراري شده است و اکنون ويژگي‌هاي دروني و معنوي همسر براي‌شان مهم و جدي گشته و در صورتي‌که با نظام ارزشيِ مورد قبول آنان سازگار نباشد ،‌ شروع به بهانه‌گيري و پرخاشگري مي‌کنند و زندگي را تبديل به جهنمي سوزان و پراضطراب مي‌نمايند.

جوانان عزيز تبياني، يادتان باشد که‌: «چهره و ظاهرِ مورد پسند ، در ازدواج مهم است اما شرط کافي براي يک زندگيِ خوب نيست.»

‌سوء‌ظن‌هاي مکرر:
از آسيب‌هاي بسيار جدي عشق‌هاي زودگذري که منجر به ازدواج مي‌شود ‌، سوء‌ظن‌هاي مکرر در زندگي زناشويي ‌مي‌باشد. افرادي که به‌راحتي با يک لبخند و يا با يک گفت‌وگوي ساده در يک ميهماني و بدون هيچ پشتوانه‌ي منطقي ، دل به هم مي‌سپارند ،‌ پس از زماني اندک بعد از ازدواج ، دچار ترديد مي‌شوند که چنين فردي‌که به اين راحتي با من بناي دوستي و محبت را گذاشت ، ممکن است با فرد ديگري هم چنين بوده باشد و يا در آينده‌اي نزديک ، چنين رابطه‌اي را با ديگري داشته باشد. بنابراين ، مدام دچار ترديد و بدبيني نسبت به همسر شده و هميشه به ديده‌ي يک متهم به او ‌مي‌نگرد و همين سوء‌ظن‌هاي مکرر ، زندگي را آشفته و دچار بحران مي‌کند. هر چه‌قدر يک خانم در ارتباط‌ها و محاوراتش با مردان غريبه ، راحت‌تر باشد ، به همان ميزان ، ارزش و قيمتش ‌نزد آنان پايين‌تر مي‌آيد و فقط زيبايي‌هاي ظاهري آن زن براي آنان جلب توجه مي‌کند و جوهر وجودي و ارزشي آن زن ، مورد بي‌مهري قرار‌مي‌گيرد.

دختر خانم‌هاي عزيز تبياني ، يادتان باشد که‌: «مردان خوب و مهربان، دنبال تشکيل خانواده با دختراني هستند که به‌راحتي در دسترس نباشند.»
‌عدم پشتوانه‌ي خانواده‌:
يکي از معضل‌هاي بيش‌تر زوج‌هايي که با عشق‌هاي خياباني ، زندگي مشترک‌ خود را آغاز مي‌کنند ‌، عدم حمايت خانواده‌هاي‌شان مي‌باشد. پدر و مادر که سال‌ها فرزندان را در چتر حمايتي خود قرارداده‌اند و آرزوي يک زندگي خوب را براي فرزندان‌شان داشته‌اند ، ناگهان ‌‌با انتخابي از طرف فرزندشان مواجه مي‌شوند که شايد به هيچ‌وجه تناسبي با خانواده‌ي آنان نداشته باشد. بنابراين ، تنها با اصرار و پا‌فشاري فرزندشان ، تن به رضايت به ‌اين ازدواج مي‌دهند و گاهي هم هيچ‌و‌قت چنين ازدواجي را حتي به‌ظاهر ، تأييد نمي‌کنند.

چنين زوج‌هايي که مورد حمايت مادي و معنوي خانواده قرار‌نمي‌گيرند ‌، به‌طور معمول ، بعد از زمان کوتاهي از زندگي مشترک ، دچار طوفان‌هاي شديدي در عرصه‌ي زندگي مي‌شوند و چون تکيه‌گاه محکمي ندارند ، گاهي بادبان‌هاي کشتي زندگي‌شان در اين بحران‌ها مي‌شکند و بازسازي اين بادبان شکسته ، شايد بسيار سخت و گاهي هم غير‌ممکن باشد.

جوانان عزيزتبياني ، يادتان باشد که: «خانواده ،مهم‌ترين پشتوانه‌ي يک زوج جوان در عرصه‌ي زندگي خواهد بود‌. سعي کنيد همواره از حمايت آنان در تصميم‌ها برخوردار باشيد.»
‌کاهش احساس‌هاي عاشقانه:
زوج‌هايي که با عشقي کاذب و بدون منطق ، زندگي مشترک خود را آغاز مي‌کنند ، به دليل طغيان بي‌اساس احساس‌‌هاي‌‌شان در ابراز علاقه در ابتداي آشنايي ، پس از ازدواج ، به‌طور طبيعي اين معاشقه و فوران احساس‌ها، رو به تنزل مي‌رود و اين در حالي‌ست که انتظارها و توقع‌هاي گذشته هم‌چنان باقي‌ست و در اين شرايط ، طرفين احساس‌هاي خود را با قبل از ازدواج مقايسه کرده و دچار تناقض مي‌شوند و چنين برداشت مي‌کنند که طرف مقابل ، تمام آن‌چه را که در گذشته بيان داشته ، دروغ گفته است. در زندگي منطقي، اين نکته قابل توجه است که زوجين هر روز نسبت به يکديگر عاشق‌تر مي‌شوند و حرارت احساس‌ها و عواطف‌شان نسبت به هم بيش‌تر و عاشقانه‌تر مي‌شود ‌، در صورتي‌که در زندگي غير‌منطقي ، زندگي روز‌به‌روز غير‌قابل‌ تحمل‌تر مي‌شود و زن و شوهر از يکديگر دورتر مي‌شوند.

‌به‌راحتي دل داده و به راحتي دل از دست مي‌دهند:
ازدواج‌هاي بي‌منطقي که بر پايه‌ي تدبير بنا نشده و زوجين به‌راحتي به يکديگر دل مي‌سپارند و مسير مشترک يک زندگي را آغاز مي‌کنند ، بعد از گذشت مدتي ، دچار بحران‌هاي شديد عاطفي ، روحي و خانوادگي مي‌شوند. آنان تازه به سراغ ارزش‌ها مي‌روند و متوجه مي‌شوند اصول مهمي در زندگي هست که مي‌بايست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آن‌هاست. اين‌گونه افراد به‌طور معمول بدون هيچ منطقي ، ساز جدايي را سر مي‌دهند و به‌راحتي دم از طلاق‌ مي‌زنند. آنان که در فاصله‌اي نه چندان دور، به‌راحتي دل به محبوب‌شان دادند ، اينک نيز به‌ همان راحتي از او مي‌گذرند و عشق خويش را در جايي ديگر جست‌وجو و به‌سادگي ، يک زندگي مشترک را نابود مي‌کنند.

جوانان عزيز تبياني : به‌طور حتم بايد توجه داشته باشند که زندگي مشترک‌، يک شوخي نيست و طرفين مي‌بايست با يک بررسي دقيق و مشاوره‌هاي مختلف ، اين مسير را آغاز نمايند و افراد قبل از اين‌که گرفتار احساس‌هاي عاطفي با کسي شوند‌، معيارها و ويژگي‌هاي مورد‌ نظرشان را در زندگي ، مشخص و بر آن اساس ، اقدام نمايند تا لحظه‌هاي زيبايي در زندگي براي‌شان رقم بخورد.

با آرزوي خوشبختي براي همه‌ي دخترها‌ و پسرهاي ايراني


مطالب مرتبط خانواده،روانشناسی،زنان ونوسی مردان مریخی،عشق،مسائل زندگی |

پاسخ سوال‌هاي زندگي‌تان درون شماست

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آوریل 12, 2010 – 9:59 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com: باورهاي ما پنجره‌اي هستند که ما از آن به دنيا نگاه مي‌کنيم. آن‌ها تمام زمينه‌هاي زندگي‌مان را شکل مي‌دهند.
اگر تصميم بگيريد با نظر مثبت به زندگي نگاه کنيد، ديدگاه شما خوش‌بينانه و قدرتمند مي‌شود و خيلي زود از اين طرز برخورد با دنياي اطرافتان بهره مي‌بريد.
خودتان بهتر از هر کسي خودتان را مي‌شناسيد. مردي يک شب کليد خانه‌اش را گم کرده بود و نمي‌توانست وارد خانه شود. او بيرون منزل در نور چراغ کوچه دنبال کليدش مي‌گشت. کمي بعد همسايه‌اش او را ديد و به کمک او آمد تا با هم کليد را پيدا کنند. اما بي‌فايده بود. پس از کلي جستجو همسايه از او پرسيد: اگر تو کليد را در منزل گم کرده‌اي،‌ چرا در خيابان دنبال آن مي‌گردي؟ مرد پاسخ داد: چون در خيابان نور بيشتر است!
حالا تصور کنيد شما جهت و معناي زندگي را گم کرده‌ايد. اگر از مردم بپرسيد اهداف شما در زندگي چه بايد باشد، درست مثل اين است که در خيابان دنبال کليدي بگرديد که درخانه جا گذاشته‌ايد. هيچ‌کس به شما نمي‌تواند بگويد چطور به زندگي‌تان معنا ببخشيد.
روش ديگران به درد شما نمي‌خورد. شما بايد درون خودتان را جستجو کنيد. حتي اگر يک عمر براي يافتن پاسخ‌هاي خود جاي ديگري را جستجو کرده‌ايد، به محض اينکه به درون خودتان رجوع کنيد، مي‌بينيد که پاسخ سوال‌هاي زندگي براي شما روشن مي‌شود.


مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،روانشناسی،مسائل زندگی |

پايان يك زندگي مشترك نود روزه

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 3, 2009 – 12:28 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com : آنها يك ازدواج عاشقانه و رومانتيك داشتند. دامادي عاشق‌پيشه و عروسي كه به ماديات هيچ توجهي نداشت و حتي مهريه‌اش را شاخه گل تعيين كرد. هيلدا و شوهرش در عشق ورزيدن به يكديگر شهره فاميل بودند اما اين عشق رويايي، 90 روز بيشتر دوام نياورد و حالا براي جدايي به دادگاه خانواده شعبه 268 نزد قاضي عموزادي رفته‌اند.

تو و شوهرت مدت بسيار كوتاهي با هم زندگي كرديد، چرا نتوانستيد در كنار هم باشيد؟

شوهرم جانم را به لبم رسانده بود. او مرد شكاك و بسيار بددلي است. ديگر نمي‌توانم رفتارهاي خشن و پر از شك و ترديد او را تحمل كنم.

او را از قبل مي‌شناختي؟

بهنام از اقوام ما بود و همين شناخت و فاميل بودن باعث شد تا گول بخورم و با او ازدواج كنم. نمي‌دانستم كه آنچه در ظاهر دارد با خصوصيات باطني‌اش تا اين حد متفاوت است.

نظر خانواده‌ات در مورد اين ازدواج چه بود؟

آنها بسيار خوشحال بودند، حتي قبل از من به داماد جواب مثبت دادند. پدرم مي‌گفت خانواده بهنام بسيار شريف و خوب هستند و به لحاظ مالي هم وضعيت بسيار مناسبي دارند و تو را خوشبخت مي‌كنند.

آيا بهنام واقعا خودش تو را انتخاب كرده بود؟

به گفته خودش من انتخاب او بودم و كسي در اين تصميم دخالت نكرده بود. بهنام به من مي‌گفت زماني كه از مادرش خواسته به خواستگاري من بيايد او هم قبول كرده و همه اعضاي خانواده‌اش راضي بودند. هم خانواده من و هم خانواده بهنام به اين ازدواج به طور كامل رضايت داشتند.

دوران نامزدي شما چقدر طول كشيد؟

بسيار اندك بود. ما فقط به اندازه اين‌كه بتوانيم جهيزيه را كامل كنيم نامزد بوديم. شايد اين نامزدي به 2 ماه هم كشيده نشد.

در مدتي كه با شوهرت نامزد بودي متوجه اختلافات رفتاري كه با هم داشتيد نشدي؟

در 2 ماهي كه نامزد بوديم بيشتر به دنبال خريد و انجام كارهاي عروسي بوديم و فرصتي براي اين‌كه بتوانيم در مورد خصوصيات هم بيشتر بدانيم نداشتيم. البته روابط خانوادگي ما آنقدر خوب بود كه مادر بهنام بيشتر روزهاي نامزدي ما را در خانه ما بود و به مادرم كمك مي‌كرد كه جهيزيه را آماده كند. ما هم فكر مي‌كرديم اين رابطه خوب هميشه وجود دارد و خوشبخت خواهيم بود.

قبل ازدواجتان و بعد از مراسم خواستگاري با بهنام صحبت نكردي؟

من با اصرار زياد يك روز از پدرم خواستم تا اجازه دهد قبل از هر چيز با بهنام صحبت كنم و او قبول كرد و‌‌از بهنام خواستم تا درمورد خصوصيات اخلاقي‌اش با من حرف بزند اما او طفره رفت و به من گفت آنقدر عاشق است كه هر چه بگويم قبول مي‌كند و هيچ چيز نمي‌تواند باعث شود بهنام در زندگي با من بدرفتاري كند. من هم به اين حرفش اعتماد كردم و ديگر به تصميم پدر و مادرم شكي نداشتم.

بر عكس بسياري از دختران، تو مهريه‌اي بسيار رويايي در نظر گرفتي و در مورد اين‌كه حتما مهريه سنگيني داشته باشي هيچ اصراري نكردي. چرا؟

زماني كه بهنام و خانواده‌اش به خواستگاري من آمدند پدرم به آنها گفت از آنجايي كه مهريه واجب است فقط يك سكه طلا به عنوان مهريه من در نظر مي‌گيرد و نه بيشتر. هر چقدر آنها اصرار كردند پدرم قبول نكرد و گفت كه نمي‌خواهد دخترش را بفروشد و بايد همه چيز بر صداقت دو طرف استوار باشد. مادر بهنام از من خواست حالا كه پدرم تا اين حد خيرخواهانه جلو رفته است من هم چيزي در مورد مهريه بگويم و آنچه دلم مي‌خواهد را به آن اضافه كنم. من هم 1360 شاخه گل به مهريه‌ام اضافه كردم تا صداقت و عشقم را در زندگي به همسر آينده‌ام نشان دهم. مي‌خواستم آنها بدانند اگر من و خانواده‌ام اين وصلت را پذيرفته‌ايم به خاطر دارايي‌هاي آنها نبوده است.

مراسم عروسي هم تا اين حد ساده برگزار شد؟

خانواده بهنام به خاطر رفتار پدرم مراسم بسيار مفصلي برگزار كردند. پدر بهنام هيچ چيز برايمان كم نگذاشت و براي ما عروسي ترتيب داد كه من حتي در خواب هم نمي‌ديدم. بعد هم يك مسافرت عالي رفتيم و همه چيز به خوبي تمام شد و زندگي مشتركمان را آغاز كرديم.

تو كه بعد از 90 روز تقاضاي طلاق كردي پس چطور در ماه عسل متوجه نشدي كه با شوهرت تفاوت اخلاقي داريد؟

2 هفته‌اي كه در مسافرت بوديم سعي مي‌كردم همه چيز را با خوشبيني بگذرانم و اصلا به اين فكر نمي‌كردم كه ممكن است بهنام از رفتارهايش قصدي داشته باشد، اما زماني كه به خانه برگشتيم متوجه شدم بهنام رفتارهاي بيمارگونه دارد.

مگر بهنام چه مي‌كرد كه تو رفتارهاي او را بيمارگونه توصيف مي‌كني؟

بهنام زماني كه مي‌خواست از خانه خارج شود همهچيز را چك مي‌كرد و زماني كه وارد خانه مي‌شد به همه جا سركشي مي‌كرد مبادا چيزي تغيير كرده باشد. اگر من چيزي را بدون اطلاع وي جابه‌جا مي‌كردم من را متهم به روابط نامشروع مي‌كرد، اما همه چيز به اين مساله خاتمه پيدا نمي‌كرد. بهنام تلفن‌هاي من را چك مي‌كرد. اجازه نداشتم بيشتر از يك بار در روز تلفن كنم و فقط مي‌توانستم با مادرم صحبت كنم و اگر با كس ديگري حرف مي‌زدم بايد به بهنام توضيح مي‌دادم.

براي رفت و آمد به خانه مادرت مشكلي نداشتي؟

البته كه داشتم بهنام اجازه نمي‌داد تنها به خانه مادرم بروم. حق نداشتم بيشتر از 2 ساعت در هفته در خانه مادرم باشم. بهنام خانواده‌ام را متهم به دخالت در زندگي‌مان مي‌كرد و دعوا به راه مي‌انداخت. او حتي به من اجازه نمي‌داد خريد كنم و همه خريد‌ها را خودش انجام مي‌داد.

در مورد رفتارهاي شوهرت با خانواده‌اش صحبت كردي؟

بله آنها بارها با بهنام صحبت كردند اما هيچ تغييري در رفتارهايش به وجود نيامد و به كارهاي گذشته‌اش ادامه مي‌داد. اين 90 روز مثل كابوس در زندگي من بود.

چه شد كه تصميم گرفتي از شوهرت جدا شوي؟

يك روز به خانه آمد و من را متهم كرد كه با مرد ديگري رابطه دارم. به او گفتم چه مدركي براي اثبات حرف‌هايش دارد. به من گفت چون سراميك‌هاي خانه را تميز كردي حتما رد پاي او روي سراميك‌ها بوده و تو خواستي آن را از بين ببري. داشتم از شنيدن حرف‌هايش ديوانه مي‌شدم و نمي‌دانستم بايد چه كنم. به او گفتم اشتباه مي‌كند و اگر به اين حرف‌هايش ادامه دهد من حتما او را ترك مي‌كنم. با عصبانيت به من گفت تنها زني شوهرش را ترك مي‌كند كه با كس ديگري رابطه داشته باشد و حتما تو با كسي رابطه داري. خلاصه من هر رفتاري مي‌كردم او مرا متهم مي‌كرد. بعضي شب‌ها كه از خستگي زود خوابم مي‌برد به من مي‌گفت حتما با كسي بيرون بودي كه خسته شدي. كارهاي شوهرم مرا به شدت افسرده كرده بود. زماني كه او مرا به طور مستقيم متهم به رابطه نامشروع كرد چاره‌اي بجز ترك او نديدم.

خانواده‌ات از اختلافات شما خبر داشتند؟

بله آنها مي‌دانستند كه بهنام مرا اذيت مي‌كند. البته پدرم سعي مي‌كرد در زندگي ما دخالتي نكند و مي‌گفت كه خودتان بايد مشكلتان را حل كنيد اما زماني كه خانه بهنام را ترك كردم و به خانه پدرم رفتم او قول داد كه از من حمايت كند.

شوهرت با اين جدايي موفق است؟

به من گفت تحت هيچ شرايطي حاضر نيست مرا طلاق دهد. او همچنان فكر مي‌كند كه من با مردي رابطه دارم به همين خاطر هم مي‌گويد مرا طلاق نمي‌دهد، اما من حاضر نيستم با كسي كه تا اين حد آزارم مي‌دهد زندگي كنم و اگر هم مجبور شوم سال‌ها به دنبال پرونده طلاقم باشم حتما از او جدا مي‌شوم.

مريم عفتي

نظر كارشناس

قاضي حسن عموزادي
افرادي كه به همسرانشان مشكوك مي‌شوند و سعي دارند بيش از حد آنها را كنترل كنند از نوعي بيماري رنج مي‌برند كه روان‌شناسان به آن پارانويا مي‌گويند، اين افراد به دليل گذشته‌اي كه داشته‌اند به ديگران مشكوك و هميشه در فكر خنثي كردن توطئه ديگران هستند و در هر رفتاري به دنبال يك سوءنيت يا نيتي پليد مي‌گردند. اين افراد به شدت عرصه زندگي را بر خود و همسرانشان تنگ مي‌كنند و لحظه‌هاي عذاب‌آوري را براي آنها رقم مي‌زنند. البته شك و ترديد اين افراد فقط در مورد همسرشان نيست بلكه آنها در مورد خواهر، مادر و حتي دخترشان نيز اين سوءظن را دارند و با كنار هم گذاشتن برخي رفتارها و كارهاي جزيي به اين نتيجه مي‌رسند كه قصد توطئه و خيانت در طرف مقابل وجود دارد و بايد با آن مبارزه كرد.

افرادي كه مبتلا به شك و بدبيني هستند رفتاري بسيار عادي دارند و به همين خاطر هم تا زماني كه از نزديك با آنها در ارتباط نباشيم نمي‌توانيم به درستي به اين مشكل پي ببريم. البته شك و بي‌اعتمادي در 2 سال اول زندگي براي زن و شوهر تا حدودي عادي است اما زماني كه اين بي‌اعتمادي تبديل به يك رفتار آزاردهنده و غيرقابل تحمل مي‌شود، بايد آن را بيماري تلقي كرد. افرادي كه به دليل عدم شناخت همسر و زندگي مشترك دچار شك و ترديد مي‌شوند بعد از مدتي كوتاه و پس از اين‌كه روابط در زندگيشان عادي مي‌شود اين شك هم از بين مي‌رود البته آنها اين ترديد‌ها را بيشتر در ذهن خود دارند و همسرشان را آزار نمي‌دهند اما زماني كه شخصي همسر خود را آزار مي‌دهد و شك، هر روز در او بيشتر از روزهاي قبل مي‌شود قطعا دچار پارانويا است و بايد با او همانند يك بيمار رفتار شود.


مطالب مرتبط اخبار ایران،ازدواج و خانواده،خانواده،خبر،زنان،زنان و جامعه،مسائل زندگی،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی |

اصول برقراري ارتباط با افراد مشكل‌دار

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 1, 2009 – 7:46 ب.ظ -

 
چهل گیس40gis.com : خويشاوندان همسر كه در كارها دخالت مي‌كنند (فاميل فضول‌)‌، رئيس ارباب منش‌، بچه‌اي كه دائما گريه مي‌كند‌ همسايه بد چشم، همكار غرغرو، نمونه‌اي از افراد نامتعارف هستند كه شما ترجيح مي‌دهيد همه آنها را به‌عنوان آدم‌هاي بي‌مصرف تلقي كنيد. اين ليست افراد بي‌خاصيت در زندگي زياد است.خوشبختانه اصول و نكاتي وجود دارند كه كمك مي‌كنند تا با اين افراد ارتباط بر قرار كنيم‌.اگر شما چنين افرادي در زندگي خود داريد احتمالا فكر مي‌كنيد كه ارتباط با اين افراد غيرممكن است. اما در واقع اين افراد صخره غيرقابل نفوذ نيستند‌، انسان هستند‌. و انسان‌ها از قواعد روان‌شناسي و رفتارهايي پيروي مي‌كنند كه شما مي‌توانيد از آنها بهره ببريد‌.

 اين مقاله اصولي را ارائه مي‌دهد كه روابط غيرممكن اين افراد را به نكاتي براي ارتباط مؤثر تبد‌يل مي‌كند. دنيا پر از افراد مشكل‌دار است كه البته اين افراد هم ممكن است كه فكر كنند شما هم افراد مشكل‌داري هستيد‌. نكاتي كه در ادامه آمده است به شما كمك مي‌كند تا در زندگي روزمره خود با اين افراد ارتباط برقرار كنيد.

چه روش‌هايي در ارتباط با افراد مشكل‌دار مؤثر نيست‌؟

راه حل دادن‌‌: عبارت معمولي كه نشان‌دهنده راه‌حل هستند‌، شامل: چه مي‌شود اگر تو…
 اين كار را نكن…و اين كار را بكن… 

و اينكه به افراد بگويي چه بايد بكني مؤثر نيست‌. خود اين راه‌حل‌ها ايجاد مشكل مي‌كند. هرچه بيشتر به افراد راه حل بدهيد، از شما و پيشنهادات شما بيشتر دور مي‌شوند.
موعظه كردن‌: عبارت معمولي كه موعظه كردن را نشان مي‌دهد مانند: تو مي‌بايست…
براي تو خوب است كه…

اين عبارات را مي‌توان چنين تعريف كرد: كاربرد آنچه درست و غلط است‌، خوب وبد‌، سياه و سفيد‌، براي كمك و ترغيب ديگران.‌

البته احساس گناه و ديگر احساساتي كه در نتيجه عبارات موعظه‌كننده حاصل مي‌شود‌، افراد مشكل‌دار را تغيير نمي‌دهد (حتي يك نفر را )

شكايات: كاشكي او آنقدر مزاحم نبود.

انتقاد: از انتقاد پرهيز كنيد زيرا كه ترغيب برانگيزاننده‌اي نيست‌. انتقاد تعارض را تشديد مي‌كند‌. افرادي كه مورد انتقاد قرار مي‌گيرند احساس نقصان‌، بي‌ارزشي و بي‌اهميتي مي‌كنند.

10 اصل در ارتباط با افراد مشكل‌دار 

1- جهان را همانطور كه خودتان مي‌خواهيد مي‌بينيد. اكثر مقالاتي كه نكاتي را براي ارتباط با افراد مشكل دار ارائه داده‌اند‌، متمركز بر افراد هستند‌، بنابر اين مشكل اصلي را ناديده گرفته‌اند. آنها خود، مشكل هستند. اما شما نقش مؤثري را در رفتار اين افراد بازي مي‌كنيد‌. مشكلات از ادراك شما ماهيت مي‌گيرند. سپس از عكس‌العمل شما‌. كارل يونگ معتقد است كه ما شخصيت‌هاي مورد تنفر خود را سركوب مي‌كنيم، كه اين امر با از خود راندن افراد ‌ نمايان مي‌شود‌.

ادوارد ويتمونت يكي از روان‌شناسان و دستيار يونگ، مي‌نويسد: از چند نفر بخواهيد كه توضيحي در مورد نوع شخصيتي كه براي آنها غيرقابل تحمل‌، مورد نفرت و مطرود آنها بوده و نمي‌توانند با او ارتباط برقرار كنند، ارائه دهند. مطمئنا آنها توصيفي از خصوصيات شخصيتي سركوب شده خود را ارائه خواهند داد. يك توصيف از خود كه كاملا ناآگاهانه است و بنابراين همواره و همه جا به اين دليل كه اثر آن‌را از ديگران دريافت مي‌كنند‌، عذاب خواهند كشيد‌.

اين خصوصيات براي آنها غيرقابل‌قبول هستند زيرا كه بخش سركوب شده وجود آنها را نشان مي‌دهد.   در واقع  تصوير خود شما افراد را سرسخت و مشكل‌دار مي‌كند‌. قويا شما را تشويق مي‌كنيم تا در حد امكان به آنچه در خود انكار مي‌كنيد‌، توجه كنيد زيرا كه مي‌تواند تصوير سركوب شده خو‌د شما باشد. سايه‌اي كه در ديگران مي‌بينيد‌، آن چيزي است كه در گذشته از آن غافل بوده‌ايد.

2- فكر كامل بودن و درست بودن خود را كنار بگذاريد. هنگامي كه با كسي وارد گفت‌وگو مي‌شويد اين فكر را كه او را درست كنيد باعث مشكل‌دار شدن خود شما مي‌شود.

3- قلب خود را پاك كنيد، ذهن خود را بگشاييد. اغلب، تجربيات گذشته ما در مورد افراد باعث مي‌شود كه در رفتار كنوني خود نيز با آنها برخورد داشته باشيم (حتي اگر آنها تغيير كرده باشند). ممكن است شخصي كه در ذهن شما فردي منفي تلقي مي‌شده‌، به مرور زمان به فردي مثبت تغيير كند‌. ببخشيد؛ قلب خود را به روي ديگران بگشاييد، آنگاه ذهن خود را در مورد چرايي مشكل ديگران پاك كنيد.از نتيجه‌گيري رفتار ديگران به‌عنوان فرد مشكل‌دار بپرهيزيد. شما حقيقت واقعي را نمي‌دانيد و حقيقت را با قضاوت‌ها و ترس از خود‌تحليلي‌‌، سد مي‌كنيد‌.

4- از افراد مشكل‌دار در‌خواست‌هايي بكنيد‌. اين ترسناك است‌، اما درخواست كردن از افراد سرسخت و آزار‌دهنده به شما كمك مي‌كند و تعارضي كه در آنها وجود دارد در شما ايجاد تغيير مي‌كند‌. اگر موجودات زنده با چالش‌ها مواجه نشوند‌، رشد نمي‌يابند‌. اينگونه افراد موجب چالش شما شده و باعث رشد در شما مي‌شوند.

5- فعال باشيد‌، نه منفعل‌. افراد منفعل از كليه شرايط موجود مي‌نالند‌. و رفتارهاي بد را مقابله به مثل مي‌كنند‌. و سعي در تغيير ديگران دارند. گوناگوني طبيعت آدمي باعث سر سختي و مشكل دار شدن آنها مي‌شود.  افرادي كه فعال هستند بدون توجه به محدوديت شرايط آنچه را مي‌خواهند ايجاد مي‌كنند.

6- مسئوليت احساسي را كه داريد‌، بپذيريد‌، قرباني نباشيد‌. افراد را به خاطر احساس بدي كه در شما ايجاد كرده‌اند سرزنش نكنيد‌. جلوي ورود و خروج افراد به حالات احساسي و عاطفي خود را بگيريد‌. دست از سرزنش كردن برداريد تا خود را از رفتار مشكل‌دار افراد رها كنيد‌.  شما نبايد بار مشكلات و رفتارهاي افراد را به دوش بكشيد. هنگامي كه از فكر كردن در مورد افراد به‌عنوان افراد پست و بد ذات دست برمي‌داريد و ذهنيت قرباني بودن را رها مي‌كنيد، سريعتر روي راه حل فكر كرده و كمتر از لحاظ احساسي خشمگين مي‌شويد.

7- مشكل مدار باشيد نه فرد‌مدار. افراد مشكل دار‌، يك مشكل سخت دارند و تلاش مي‌كنند تا از تنها راه ممكن‌، آن‌ را حل كنند‌. خود افراد مشكل نيستند‌. بر مشكل تمركز كنيد‌، نه بر فرد‌. يك نكته اساسي جدا كردن مشكل از فرد است‌. رفتار آنها‌، حتي رفتار شما‌، يا مسئله ديگر مشكل است.

8- نياز‌هاي بر آورده نشده را پيدا كنيد‌. اين افراد نياز‌هاي برآورده نشده‌اي دارند وقتي فردي عصباني، ناراحت، افسرده، يا عصبي است، تلاش مي‌كند تا نيازي را بر آورده سازد‌، اگرچه اغلب به خوبي بر آورده نمي‌شود. به نياز نهفته اين افراد توجه كنيد در اين حالت شما انسان ديگري خواهيد يافت اين شما را قادر خواهد ساخت كه با دلسوزي با او ارتباط برقرار كنيد‌.

9- مستقل باشيد وابستگي نوعي بيماري است‌. در اكثر افراد‌، استقلال‌، آزادي و قدرت وجود دارد. افرادي كه در موضع قدرت قرار دارند‌، خوشبختي و موفقيت خود را با استقلال آشكار و بيش از حد‌، از بين مي‌برند‌. چنين افرادي همه كارهاي خود را انجام مي‌دهند، وسواس زيادي به خرج مي‌دهند و برايشان دشوار است كه به كار فكر نكنند‌، و به راحتي از مخالفت ديگران با تصميم‌گيري‌هايشان‌ عصباني مي‌شوند.

10- انعطاف پذير باشيد. اگر از نكات و اصول ذكر شده شكست خورديد اين به اين معنا نيست كه اين اصول مؤثر نيستند. بلكه به اين دليل است كه به خوبي به آنها عمل نكرده‌ايد‌. اين اصول و نكاتي كه براي شما ارائه شده شكست نمي‌خورند زيرا كه اصول ارتباط مؤثر هستند‌. اغلب افراد كه با افراد مشكل‌دار وارد گفت‌وگو مي‌شوند، احساسي حق به‌جانب دارند ( اصل‌2 ) و يا اينكه سعي دارند فرد را تغيير دهند‌.

شروع مذاكره با اين نيت كه من مي‌توانم فرد را تغيير دهم شكست را تضمين مي‌كند. مي‌بايست خود را از پيامدها جدا بدانيد و منتظر نتايج خاصي نباشيد. اگر اين اصول و نكات باعث نتايج مطلوب شما نشد‌، بيشتر به مشكل فكر كنيد‌. با انجام اين كار شما قلب خود را پاك كرده و ذهن خود را مي‌گشاييد‌، ايجاد‌كننده وقايع بوده و مشكل‌مدار مي‌باشيد‌.

مشكلات سخت دير‌تر حل مي‌شوند. هر روز احتمالات مختلفي از وقايع وجود دارد‌. احساسات‌، تفكرات و نگرش‌ها طي زمان تغيير مي‌كنند.  يك اقدام ناموفق در ارتباط با افراد مشكل‌دار ممكن است مشكل را حاد‌تر كند‌، اما پيروي از اين اصول و نكات در برقراري با اين افراد مشكل را راحت‌تر مي‌كند


مطالب مرتبط روانشناسی،مسائل زندگی |

زنان ایرانی بیشتر از مردان طلاق می‌خواهند

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در می 17, 2009 – 6:36 ب.ظ -

هشتاد درصد موارد طلاق در ایران در پنج سال نخست زندگی به درخواست زنان اتفاق می‌افتد.


چهل گیس40gis.com : پژوهش‌هايی که در دانشگاه «شهيد بهشتی» تهران انجام شده نشان دهنده آن است، که هشتاد درصد درخواست‌های ارايه شده برای طلاق در میان زوج‌های جوان توسط زنان صورت می‌گيرد.

به گفته دکتر «مجيد ابهری» رئيس گروه پژوهشی اين دانشگاه، تحقيق ياد شده در مدت يک سال و از طريق مراجعه به دادگاه‌های خانواده، مصاحبه با زوج‌های مطلقه و تماس با مراکز حمايتی انجام شده است.

وی با اشاره به تمايل زنان به داشتن حق طلاق گفته است، تقريباً تمام زنانی که در جريان اين پژوهش مورد مصاحبه قرار گرفته‌اند، خواستار برخورداری از چنين حقی شده‌اند.

پيشتر خانم الهام فهيمی، کارشناس حقوق زنان اعلام کرده بود، در پنج سال گذشته شمار زنانی که به جای مهريه به دنبال گرفتن حق طلاق هستند، به ميزان قابل توجهی افزايش يافته است.

وی با اشاره به تمايل بيشتر زنان دارای استقلال مالی برای برخوردار شدن از چنين حقی در ازدواج گفته بود: «مهريه به عنوان يک مساله مالی برای اين گروه از زنان در درجه دوم اهميت قرار می‌گيرد.»

اين درحالی است که آقای «مجيد ابهری» معتقد است، اصرار زنان به داشتن حق طلاق از نظر آسيب‌شناسی اجتماعی نشان دهنده عدم اعتماد آنها به تداوم زندگی است.

اما خانم فهيمی بر اين باور است که داشتن وکالت در طلاق به زنان حس استقلال می‌دهد که اين امر موجب احساس امنيت و همين طور احساس برابری بيشتر در ميان زنان می‌شود.

مهم‌ترين دلایل طلاق

بر اساس آخرين آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال کشور، در سال گذشته خورشيدی ۵۱ هزار و ۴۸ مورد طلاق در ميان مردان زير سی سال و ۷۲ هزار و ۸۷ مورد در ميان زنان زير سی سال روی داده است.

در اين مدت بيشترين موارد طلاق در ميان مردان جوان به گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال با ۳۱ هزار و ۷۷۵ مورد و بيشترين ميزان طلاق در ميان زنان جوان نيز با ۲۹ هزار و ۸۱۲ مورد به گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ مربوط می‌شود.

دکتر «مجيد ابهری» از کوتاه بودن مدت آشنايی قبل از ازدواج، توجه به معيارهای مادی و ظاهری در گزينش همسر، عدم توجه به شباهت‌های فرهنگی، مادی و مذهبی، گرايش به زندگی لوکس و عدم آموزش مهارت‌های زندگی به زوج‌های جوان به عنوان مهم‌ترين دلايل شيوع طلاق در ميان اين زوج‌ها نام برده است.

بر اساس پژوهش‌های انجام شده توسط دانشگاه «شهيد بهشتی»، بيکاری، فقر و اعتياد از جمله مهم‌ترين عوامل بروز اختلاف در ميان زوج‌های جوان به شمار می‌آيد، هر چند عدم تفاهم جنسی نيز از عوامل مهم سردی روابط اعلام شده است.

پيشتر دکتر مصطفی اقليما رئيس انجمن مددکاری کشور گفته بود، يکی از اصلی‌ترين دلايل افزايش ميزان طلاق در ميان جوانان اجرای سياست‌های نادرستی نظير پرداخت حساب نشده وام ازدواج بدون فراهم آوردن زيرساخت‌ها و درآمد پايدار برای جوانان است.


مطالب مرتبط اخبار ایران،ازدواج و خانواده،خانواده،خبر،زنان،زنان و جامعه،مسائل زندگی،مسائل مربوط به زنان و دختران |

خرید سریال همسان