<

شوهر خسیسم ماهی فقط یک میلیون تومان خرجی به من میدهد!

نوشته شده توسط الهام اکبری در ژوئن 14, 2010 – 12:50 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com: همسر یک فوتبالیست لیگ برتري به‌خاطر اینکه وی ماهانه تنها یک میلیون تومان نفقه و خرجی می‌پردازد به دادسرا شکایت کرد. این زن ناراحت است که شوهر ورزشکارش برای وی خودروی گرانقیمت نخریده در حالی‌که قول داده بود این کار را بکند.

زن جوان با حضور در شعبه پنجم دادسرای شمیرانات به اتهام ترک انفاق از شوهر فوتبالیستش به طرح شکایت عجیبی دست زد و به بازپرس نیک صفت گفت: شوهرم در یکی از تیم‌های سرشناس فوتبال بازی می‌کند و در سال 200 میلیون تومان قرارداد می‌بندد.

وی افزود: با توجه به درآمدی که همسرم دارد، تنها ماهی یک میلیون تومان به من خرجی می‌دهد! این در حالی است که با توجه به حقوق سالانه و پاداش‌هایش باید ماهانه 3 میلیون تومان به من نفقه بدهد! همسر این بازیکن سرشناس ادامه داد: شوهرم مرد خسیسی است وهرچه درآمدش بالا می‌رود کمتر خرج من و خانه می‌کند. پیش از این قرارداد هر سال به سفرهای اروپایی می‌رفتیم اما اکنون مرا به یک سفر کوچک هم نبرده است.

خانه مجللی در شمال پایتخت داریم اما همسرم قول داده بود که بزودی برایم یک خودروی شاسی بلند می‌خرد. من هم به همه دوستان و فامیل گفته بودم که شوهرم بزودی یک خودروی گرانقیمت برایم می‌خرد اما شوهرم فقط یک پراید برایم خرید! آبرویم نزد همه رفته است و دیگران فکر می‌کنند شوهرم خسیس است و برای دیگران خرج می‌کند. نمی‌دانم با پول‌هایش چه کار می‌کند، به همین خاطر تصمیم گرفتم از شوهرم به اتهام ترک انفاق شکایت کنم.

بعد از شکایت عجیب این زن، بازپرس دستور احضار فوتبالیست جوان را صادر کرد و وی که باور نداشت همسرش از او شکایت کرده است، گفت: قرارداد من در سال 100 میلیون است که علاوه بر اینکه ماهی یک میلیون تومان به همسرم می‌دهم. خرج زندگی و خرج کلاس‌هایش را هم می‌پردازم. نمی‌دانم چرا همسرم می‌گوید من خسیس هستم.

هرچه می‌خواهد برایش فراهم می‌کنم. در این مدت هم که به سفر نرفتیم، من هم تمرین داشتم و هم مسابقه به همین خاطر فرصت نکردیم به سفر برویم. بازپرس با شنیدن اظهارات فوتبالیست جوان و همسرش، شکایت عجیب زن جوان مبنی بر ترک انفاق را نپذیرفت.

http://irupload.ir/images/f9c908609lcfyi6dx4nz.gif


مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،خانواده،مسائل زندگی |

طلاق بگيرم شوهرم مرا با چاقو مي‌زند

نوشته شده توسط الهام اکبری در مارس 15, 2010 – 12:02 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com: زن جوان در حضور قاضي دادگاه گفت: شوهرم بارها تهديدم كرده ‌است كه اگر طلاق بگيرم، صورت من را با چاقو «خط‌ خطي» مي‌كند تا زيبايي‌ام را از دست بدهم.

به گزارش فارس ، زني ساعت 9:30 امروز با حضور در دادگاه خانواده شهيد محلاتي به شعبه 240 مراجعه كرد.

اين زن در حضور قاضي مدعي شد با شوهرم يك‌ سال زندگي كردم و حدود 3 سال است كه در خانه پدر و مادرم به دور از وي زندگي مي‌كنم.من به دليل دهن‌بيني، فحش و دست به بزن داشتن همسرم كه به طور غير‌قابل تحملي بود، او را ترك كردم.

وكيل اين زن گفت: زن جوان در سن 17 سالگي ازدواج كرده است و او در حال حاضر 20 ساله و همسرش 32 ساله است.بارها موكلم با چوب و تركه و آهن از سوي شوهرش به بدترين شكل كتك خورده است ضمن اينكه نامه پزشكي قانوني را هم داريم.من از دادگاه مي‌خواهم كه در خصوص كتك‌هاي وحشيانه اين مرد رأيي را صادر كند تا اين مرد درس عبرتي بگيرد.

قاضي خطاب به زن گفت: آيا مهريه خود را به اجرا گذاشته‌ايد؟

زن پاسخ داد: مهريه بنده 15 ميليون تومان است كه همسرم ماهي 150 هزار تومان پرداخت مي‌كند البته پرداخت مهريه بنده را به غير از بار نخست هر بار به تعويق انداخته تا من از اصفهان در كنار خانواده به تهران بيايم تا اخطار و بعد حكم جلبش را بگيرم.

اين زن گفت: هر بار كه من به تهران مي‌آيم تا مهريه‌ام را بگيرم، شوهرم به من مي‌گويد پول دارم كه مهريه تو را بدهم ولي مي‌خواهم تا به تهران بيايي تا حضوري به تو فحش بدهم و از اين امر لذت ببرم.دادخواست طلاق داده‌ام ولي وي 3 سال است كه طلاقم نمي‌دهد و خواهان ازدواج مجدد با كسي ديگري هم نيست.

وكيل اين زن هم گفت: شوهر موكلم بارها همسرش را تهديد كرده است كه اگر طلاق بگيري روزگارت را سياه مي‌كنم و نمي‌گذارم با فرد ديگري زندگي كني.

قاضي دادگاه حكم صادر كرد تا جلسه‌اي با حضور زن و مرد جوان در آينده برگزار شود تا تعهداتي از اين زوج گرفته و پس از آن حكم طلاق صادر شود.


مطالب مرتبط اخبار ایران،حوادث،خبر،زنان و جامعه |

کتک زدن شوهر برای دریافت مهریه و طلاق

نوشته شده توسط الهام اکبری در مارس 3, 2010 – 1:29 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com: - زنی که در جریان اختلاف‌های خانوادگی با شوهرش، وقتی فهمید او حاضر به جدایی نیست و مهریه‌اش را نمی‌پردازد ، به دفعات او را مورد ضرب و شتم قرار داد.

هفته گذشته ساکنان مجتمعی در شمال غرب تهران با شنیدن صدای ناله و فریادهای کمک‌خواهی یکی از همسایه‌ها از خانه‌هایشان بیرون آمدند.

آنها در کمال تعجب مشاهده کردند یکی از همسایه‌ها که زن جوانی است، با جارو و دمپایی به جان شوهرش افتاده و او را بشدت کتک می‌زند و مرد جوان نیز در حال التماس کردن به اوست. همسایه‌ها با دیدن این صحنه، مرد صاحبخانه را از زیر دست زنش بیرون کشیدند و به همسرش اعتراض کردند. زن جوان که بشدت عصبانی شد، بار دیگر با برداشتن چوبدستی از داخل یکی از اتاق‌های خانه، به سوی شوهرش و همسایه‌ها حمله‌ور شد.

در همین موقع، یکی از همسایه‌ها با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 تهران تماس گرفت و از حمله زن خشمگین به سوی ساکنان مجتمع خبر داد.

زن خشمگین وقتی فهمید همسایه‌ها با پلیس تماس گرفته و تقاضای کمک کرده‌اند، با تهدید به قتل شوهرش، محل را ترک کرد.

دقایقی بعد وقتی ماموران به محل حادثه رسیدند، معلوم شد که زن خشمگین آن محل را ترک کرده و شوهرش که بشدت کتک خورده بود، به خانه یکی از همسایه‌ها انتقال یافته است.

بنابراین، ‌مرد همسایه برای درمان به بیمارستان انتقال یافت و چند روز بعد، به مرکز پلیس تهران مراجعه و از همسرش شکایت کرد.

این مرد در اظهاراتش به پلیس گفت: چندی پیش به دنبال اختلاف‌هایی که با همسرم پیدا کردم، او تصمیم به جدایی گرفت ولی من خواهان این جدایی نبودم، اما او از وقتی که فهمیده من حاضر به پرداخت مهریه‌اش و جدایی از او نیستم، بنای ناسازگاری گذاشته و به دفعات مرا کتک زده است؛ به گونه‌ای که آخرین بار به کمک همسایه‌ها نجات یافتم.

با شکایت این مرد و تشکیل پرونده قضایی در این خصوص، همسر وی تحت تعقیب قرار گرفت و پس از دستگیری به مرکز پلیس منتقل شد.

زن جوان – متهم -در اظهاراتش به پلیس گفت: 3 سال قبل ازدواج کردم. چندی پیش، او به بهانه اضافه‌کاری و ماندن در محل کارش با دوستانش به گردش و تفریح می‌رفت و نیمه شب به خانه بازمی‌گشت و هر شب با دروغی جدید، دیر آمدن خود را توجیه می‌کرد و بنای ناسازگاری را می‌گذاشت.

متهم ادامه داد: شوهرم پس از مشاجره، به بهانه قهر خانه را یک هفته ترک می‌کرد و به خانه پدری‌اش می‌رفت و من هر بار برای حفظ کانون خانوادگی، از او عذرخواهی می‌کردم تا او به خانه بازگردد.

وی تصریح کرد: وقتی رفتارهای نامناسب شوهرم همچنان ادامه یافت، تصمیم گرفتم با دادخواست طلاق در دادگاه، او را مجبور کنم که اخلاق و رفتارش را تغییر دهد اما چون بی‌فایده بود و او به شرط گذشت از مهریه و حق و حقوق قانونی‌ام، تقاضای طلاقم را می‌پذیرفت، تصمیم گرفتم او را تنبیه کنم. به همین دلیل، هر بار به خاطر ناملایمات و بدرفتاری‌هایش، او را کتک می‌زدم.

زن متهم گفت: هر بار که شوهرم مرا اذیت می‌کرد، با چوبدستی، جارو و دمپایی به جان او می‌افتادم و کتکش می‌زدم تا او با تغییر رفتار گذشته به زندگی بازگردد که آخرین بار همسایه‌ها به داد او رسیدند و او از کتک خوردن نجات یافت.

بنا بر این گزارش، بازپرس مومنی، رئیس شعبه هفتم دادسرای ناحیه 2 تهران برای زن جوان قرار قانونی صادر کرد و تحقیقات از وی ادامه دارد.

tag : طلاق همسر شوهر زن مهریه میزان مهریه مهریه بالا کتک زدن شوهر جدایی


مطالب مرتبط اخبار ایران،حوادث،زنان و جامعه،مسائل زندگی،گزارش |

چرا خانم ها نباید با آقایون متاهل ارتباط برقرار کنند؟

نوشته شده توسط الهام اکبری در ژوئن 28, 2009 – 8:18 ب.ظ -

چرا خانم ها نباید با آقایون متاهل ارتباط برقرار کنند؟
برخی از خانم ها تمایل دارند که با مردهای متاهل ارتباط برقرار کنند و این کار را تنها به خاطر ریسک و هیجانی که در بردارد انجام می دهند. واقعاً تاسف آور است. گاهی اوقات این افراد اصلاً متوجه نیستند که تا چه اندازه ضرر و زیان به بار می آورند. بعضی وقت ها یک چنین خانم هایی تنها به برقراری رابطه ی ج ن س ی و پول فکر می کنند. در برخی موارد دیگر هم کار به جایی می رسد که یکی از طرفین نسبت به دیگری احساس پیدا کرده و به او علاقمند می شود. این برای همسر اول انصاف نیست که یک نفر دیگر از راه برسد و شوهر او را با خود ببرد. همسر اول در کل این ارتباط بی گناه است.

این حق خانم نیست که آسیب های عاطفی شدیدی را تحمل کند و شاهد آن باشد که همسرش با زن دیگری ارتباط برقرار کرده. زمانیکه یک زن با احتساب به این امر که طرف مقابل دارای زن و زندگی می باشد، باز هم با او ارتباط برقرار می کند، فقط در پی رسیدن به نیات پلید و شیطانی خودش است. اصلاً برایش اهمیتی ندارد که ممکن است همسر اول این آقا چه آسیب هایی را متحمل شود. این زن فقط نیتش این است که زندگی او را از هم بپاشاند. یک چنین زن هایی معمولاً سعی می کنند رفتارهای خودشان را به طرق مختلف توجیه کنند و خیانت موجود را پیش برده و زندگی زن و شوهر را از هم بپاشند.

اکثر خانم هایی که خیانت پیشه می کنند و با مردهایی که دارای همسر هستند ارتباط برقرار می کنند این کار را تنها به دلیل احساس قدرت انجام می دهند. با این کار احساس می کنند که قدرت آن را دارند تا مرد را از همسرش جدا سازند. البته گاهی اوقات این کار جواب نمی دهد و در اکثر موارد مرد از همسر اولش جدا نمی شود. در چنین حالتی معمولاً مرد دوباره با احساس شرمندگی به سوی همسر اولش باز میگرد


مطالب مرتبط اخبار ایران،ازدواج و خانواده،خانواده،زنان،زنان و جامعه،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی،مسائل مربوط به زنان و دختران |

چهار مرحله مرگ عاطفی در روابط زناشویی

نوشته شده توسط الهام اکبری در می 11, 2009 – 2:53 ب.ظ -

چهل گیس40gis.com : زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفقند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند ؛ به خواسته های هم ارج می نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می رسند. این طرز فکر شما ، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می ریزد. هر چه فکر می کنید نمی توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. همه گوشه و زوایای مغزتان را می کاوید تا نشانه ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید. اما به نتیجه خاصی نمی رسید .
چه اتفاقی می افتد که روابط عاطفی و پیوند های خانوادگی و اجتماعی از بین می روند و جدایی جای آنها را می گیرد ؟ حتما دلیلی هست . ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید.

مراحل چهار گانه مرگ عاطفی
زوال و مرگ روابط عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد :

1- مخالفت
2- رنجش و عصبانیت
3- عدم پذیرش و طرد
4- سرکوبی

در اینجا به سیر و روند این فرایند نابود کننده روابط عاطفی خواهیم پرداخت :

1-مخالفت
در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضادهای فکری و رفتاری جزیی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند.
اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد. مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار. صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حال تعریف خاطره ای از شما می باشد که اصلا دوست ندارید دیگران چیزی درباره آن بدانند ؛ مضاف بر اینکه این چندمین باری است که همسرتان این داستان را با آب و تاب تعریف می کند. شما شروع به خودخوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان توسط وی نیستید. این درجه خفیفی از مخالفت است در برابر اینکه شما با صدای بلند وی را از گفتن داستان منع کنید. راه دیگری هم وجود دارد ؛ سعی می کنید خود را آدم متمدنی نشان بدهید که این موضوعات کوچک برایش مهم نیست و از مطرح شدن آنها در جمع حتی لذت هم می برد !!
اگر کمی به زندگی روزانه خود دقت کنید متوجه می شوید که در زمینه ابراز مخالفت های بجا و به موقع تا چه حد فعال هستید. آیا حفظ ظاهر می کنید و در درون خود خوری ؟ آیا مستقیما ناراحتی خود را به شخص مقابل انتقال می دهید ؟
بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند. آنچه در اینگونه موارد افراد به خود می گویند این است : « این مسأله بزرگی نیست ، اینقدر ایرادگیر نباش ، هیچکس کامل نیست ، فراموش کن چرا دردسر درست می کنی ؟ »
در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله مخالفت به کرات اتفاق می افتد. زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است.
اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده ، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید ، این مخالفت های کوچک جمع شده و کم کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود. حال کمی به زندگی با شریک عاطفی خود فکر کنید و اتفاقات هفته گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختلاف داشتید بیاد آورید.
طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است ؟ طرز برخورد شما با این مخالفت ها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد.

2-رنجش و عصبانیت
عصبانیت و رنجش ، نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می شود . در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آنرا باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید.
از اثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد. عصبانیت با فشار روحی زیادی همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد.
اگر رنجش و عصبانیت ، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیرنده آن ، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید.

3- عدم پذیرش و طرد
بعد از یک دعوای مفصل ، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید در حالیکه احساس یاس و پوچی سراسر وجودتان را فرا گرفته است . این در حالی است که از جار و جنجال و دعوا هم خسته اید و منزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید . در حقیقت از همسر خود فرار کرده اید. این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید. در واقع وی را هم از دیده و هم از دل بیرون می کنید. این مرحله می تواند یک ساعت به طول بیانجامد و لی تا چند روز و چند هفته هم ممکن است طول بکشد. بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می باشد.
در طرد و عدم پذیرش ، آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می کند و اینگونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده ، میدان مبارزه را ترک می کند در حالیکه پیوندهای عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد.
اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی ، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد.

4- سرکوب
گوشه ای از رستوران ، ساکت و تنها و عبوس نشسته اید و زندگی خود را مرور می کنید. به زندگی مشترک با همسرتان و تمام زحماتی که برای این زندگی مشترک متحمل شده اید فکر می کنید. تمام لحظات شیرین زندگی زناشویی خود و نظرات خانواده و فامیل درباره زندگیتان را از خاطر عبور می دهید و به حرف های آنها بعد از جدایی خود فکر می کنید. در این لحظه در یک عکس العمل طبیعی ، شما نمی خواهید در نظر دیگران آدم شکست خورده ای به نظر برسید. پس باید کاری بکنید و همه این زندگی خوب را نجات دهید. به یکباره همه چیز مرتب می شود و کدورت ها از وجودتان رخت می بندند.
اینجاست که شما در دام سرکوبی افتادید و همه احساسات منفی و عصبانیت و رنجش و طردهای مداوم خود را سرکوب کردید تا آبرویتان حفظ شود و خانوادتان پابرجا بماند. در این لحظات شما با خود می گویید : « بیشتر از این ارزش جنگیدن ندارد ؛ بگذار همه چیز را فراموش کنم ؛ خسته تر از آنم که بتوانم با موضوع سر و کله بزنم.»
سرکوبی نوعی احساس کرخی و بی حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید. اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر ، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت آور زندگی خود ادامه می دهید. ماسکی از لبخندها و احترامات ساختگی به چهره می زنید و دیگر شور و نشاط سابق را ندارید. زندگیتان قابل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستگی مزمن جسمی به سراغتان می آید.
آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند ؛ اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت های عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و خبر بد این است که در این مرحله خود فرد هم احساس می کند که خوشبخت است و زندگی خوبی دارد ، غافل از اینکه بسیاری از قسمت های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد . هر دو طرف در این مرحله یاد گرفته اند چه انتظاراتی داشته باشند و چه انتظاراتی را نداشته باشند.
در انتهای سخن
عده زیادی از ما در مراحلی یا در همه زندگی خود درگیر این مرگ عاطفی می شویم. اما علاج کار در کجاست ؟
مسلما در روراست بودن با خود و دیگران و بیام مخالفت ها در همان زمان شکل گیری و ابراز ناراحتی و رنجش ها در مرحله بعد. در کنار پرورش این عادت پسندیده ، فراگیری و تمرین مهارت های حل مسأله و گفتگوی معطوف به نتیجه عینی و مؤثر نیز باید در دستور کار قرار گیرد. اگر در حال حاضر در گیر این مرحل هستید ، وضعیت خود را کامل تشریح کنید و با در نظر گرفتن هدف های کوچک و دست یافتنی قدم به قدم از مرگ عاطفی خود فاصله بگیرید. مهمترین قدم ، پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگیتان است. زیرا بزرگی می گوید : « زمانی که آگاهی به وجود می آید ، تغییر آغاز می شود . »


مطالب مرتبط ازدواج و خانواده،خانواده،روانشناسی،زنان،زنان و جامعه،عشق،مسائل زندگی،مسائل مربوط به روابط جنسي و زناشویی،مسائل مربوط به زنان و دختران |