عکسهای قسمت آخر سریال وسوسه / آخر سریال وسوسه
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در دسامبر 15, 2011 – 10:01 ب.ظ -خلاصه متنی قسمت آخر سریال وسوسه
در قسمت آخر ایون جی یک آرایشگر بسیار معروف و موفق میشود و حتی اری هم در خواست میکنه که در آرایشگاه او کار کند اما ایون جی قبول نمی کند. ایون جی میره و خونه گیون ووشون زندگی میکنه و مادر گیون وو یا همون مادر سوهی زن اول پدر جیوبین هستش و عمه در اصل خواهر پدر جیوبین نیست بلکه دختر آن ها هست.جیوبین عاشق ایون جی میشه و ایون جی هم میگه که کل ثروتت را باید بد به من اون هم این کار را میکنه و خانواده ایون جی پولدار میشن اما در عوض خانواده جیوبین فقیر میشن. ایون جی میخواد با گیون وو ازدواج کنه که همون موقع سوهی سروکلش پیدا میشه و مادر سوهی هم به گیون وو میگه که باید با سوهی ازدواج کنی و اگه این کار را نکنی زندگی ایون جی را تباه می کنم اما این بار سوهی خودش قبول نمیکنه که با گیون وو ازدواج کنه و در نتیجه گیون وو با ایون جی ازدواج میکنه.و جیوبین و اری هم خودکشی میکنن میرن.
مطالب مرتبط سینمای جهان،عکس،فارسی 1،فيلم و سينما،پربازدید،گزارش تصویری |
عکسهای سریال وسوسه در قسمتهای بعدی
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در دسامبر 13, 2011 – 12:22 ق.ظ -
مطالب مرتبط عکس،فارسی 1،فرهنگ و هنر،فيلم و سينما،گزارش تصویری |
عکسها و خلاصه قسمت اول سریال پشت درهای بسته
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در دسامبر 12, 2011 – 4:53 ب.ظ -گونسالو ایبانیس، وکیل موفق، با ایگناسیا کنده که به تازگی شوهرش را از دست داده است ازدواج میکند. مادر ایگناسیا از این جشن عروسی خرسند نیست چون معتقد است هنوز زمانی از مرگ آدولفو (شوهر قبلی ایگناسیا) نگذشته است.
خاویر روییس (همکار گونسالو) و همسرش پیلار در همسایگی خانواده کنده زندگی میکنند. خاویر همسرش را به گونسالو معرفی میکند.
گونسالو از طریق برادر ایگناسیا،امیلیو، مطلع میشود که برادر معلول آدولفو که نامش لئوناردو است در خانه خانواده کنده زندگی میکند.
وقتی گونسالو برای دیدن لئوناردو به طبقه بالا می رود باغبان خانه او را تنها گیر میآورد و به او هشدار میدهد که در این خانه هیچ چیزی آن طور که به نظر میرسد نیست و او باید هر چه زودتر از آن خانه فرار کند. قبل از این که باغبان بتواند حرف بیشتری بزند ایگناسیا سر میرسد و او را دور میکند.
ایگناسیا گونسالو را پیش لئوناردو میبرد و آن ها را به هم معرفی میکند. لئوناردو آشفته میشود و ایگناسیا میکوشد او را آرام کند.
گونسالو و ایگناسیا درباره موضوع لئوناردو بحث میکنند. به نظر گونسالو قابل قبول نیست که برادر شوهر سابق ایگناسیا با آنها زندگی کند. ایگناسیا به او می گوید که لئوناردو معلول است و هیچ کس و هیچ جایی را ندارد و آنها باید از او مراقبت کنند. گونسالو از ایگناسیا درباره مرگ آدولفو میپرسد و میخواهد بداند که او چطور مرده است.
ایگناسیا توضیح میدهد که وقتی او و پدر و مادرش در حیاط نشسته بودند آدولفو ناگهان از بالکن طبقه بالا سقوط می کند و کشته میشود. یادآوری این خاطره ایگناسیا را منقلب میکند.
در خانه خاویر و پیلار هم اوضاع ناآرام است. دیهگو پسر پیلار ناگهان وحشتزده مادرش را صدا می کند و ایمیل تهدیدآمیزی را که دریافت کرده به او نشان میدهد.
صبح گونسالو قبل از رفتن به سر کار به کارگاه نقاشی ایگناسیا میرود تا از او خداحافظی کند. وقتی گونسالو میخواهد نقاشی ایگناسیا ا ببیند ایگناسیا جلو او را می گیرد و میگوید که میخواهد وقتی نقاشی کامل شد گونسالو را غافلگیر کند.
در محل کار، رییس شرکت یعنی رناتو کنده (پدر ایگناسیا) به خاویر میگوید که قصد دارد قسمتی از کارهای او را به گونسالو بسپارد. این موضوع باعث دلخوری خاویر میشود.
پیلار به دفتر شوهرش میآید تا به خاطر مشکلی که در مدرسه پسرشان پیش آمده با هم به آن جا بروند. گونسالو پیلار را که می بیند یادش میآید درباره مرگ آدولفو از او بپرسد. پیلار قول میدهد که بعدا با هم صحبت کنند.
باغبان یک بار دیگر گونسالو را تنها گیر میآورد و باز درباره این خانواده عجیب به او هشدار میدهد. از او میپرسد که مثلا آیا می داند که همین الان همسرش ایگناسیا کجاست؟ این بار مادر ایگناسیا سر می رسد و باغبان را از گونسالو دور میکند.
کارولا (خواهر ایگناسیا) به گونسالو میگوید که مرگ آدولفو تصادفی نبوده است. او همچنین برگه اقامت آدولفو در یک هتل را به گونسالو نشان میدهد.
ایگناسیا در هتل با مردی که صورتش را نمیبینیم ملاقات میکند. گونسالو در جست و جوی ایگناسیا به کارگاهش میرود ولی او آن جا هم نیست. گونسالو پارچه روی نقاشیها را برمیدارد و میبیند که تمام آن ها نقاشی چهره آدولفو هستند.
مطالب مرتبط دانلود فیلم،سينما و تلويزيون،سینمای جهان،فيلم و سينما،گزارش تصویری |
سریال پشت درهای بسته به زودی …
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در دسامبر 12, 2011 – 1:41 ب.ظ -
سریال خانه همسایه در حال ساخت و پخش از تلهموندو
نام سریال به زبان اصلی : La Casa de al Lado
نام سریال به زبان انگلیسی : The House Next Door
تعداد قسمت : 130
سریال معمایی/جنایی/عشقی “خانه همسایه” (“خانه مجاور “یا “پشت درهای بسته”)، که از سری تولیدات جدیتر و پرخرج تر تلهموندو است از روی یک سریال شلیایی به نام “خانواده همسایه” اقتباس شده که فیلمنامه آن سریال هم از روی کتابی به همین نام نوشته شده .
از بازیگران آشنای این سریال میتوان به ماریانو و سیسیلیای سریال الیسا کجاست (در نقش زن و شوهر!)، سارای نقاب آنالیا و شوهر واقعی سیسیلیا، کامیلای نقاب آنالیا (در نقش خواهر کوچکتر سیسیلیا)، ایزابل نقاب آنالیا، (در نقش خواهر بزرگتر سارا) دکتر آرماندو (در نقش پدر سیسیلیا و کامیلا) اشاره کرد.
خلاصه داستان: در این خانه هیچ چیز آن طور که به نظر میرسد نیست!
گونزالو ایبانیس (گابریل پوراس) وکیل موفق، با ایگناسیا کنده (کاترین سیاچوکه) که به تازگی همسرش را از دست داده ازدواج و به خانه خانواده کنده نقل مکان میکند؛ اما به زودی در این خانه بزرگ با موارد مشکوکی مثل حضور لئوناردو (برادر معلول و دوقلوی شوهر قبلی ایگناسیایعنی آدولفو) روبهرو میشود. گونزالو برای این که اطلاعات بیشتری راجع به این خانواده و بخصوص مرگ مشکوک شوهر قبلی ایگناسیا به دست بیاورد به سراغ همسایه یعنی پیلار (با بازی ماریتسا رودریگوئز) میرود. شوهر قلدر پیلار یعنی خاویر (با بازی میگل وارونی) که در عین حال همکار گونزالو و وکیل خانواده کنده هم هست از ملاقاتهای گونزالو و پیلار برآشفته میشود. اتفاقات عجیب و مشکوکی در راه است…
مطالب مرتبط سینمای جهان،عکس |
ماهی تنگ بلور قسمت آخر / پایان سریال ماهی تنگ بلور
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در اکتبر 18, 2011 – 7:11 ب.ظ -در قسمتهای پایانی بیماری در لی تائه یانگ بروز می كنه (همون بیماری كه مادرش داشته و در جوانی میمیره) . حالش رو به وخامت میره و هیون جی كه دیگه فهمیده هیچ راهی به دل تائه یانگ نداره و او هم حال مساعدی نداره ، دست از اون میكشه
هیون جو وقتی می فهمد كه تائه یانگ در یك خانه روستایی در ارتفاعات بسر می برد جی مین را برای ملاقات نزد او می برد در قسمت آخر دیگه همه كشمكش ها به پایان میرسد و دیگر مانعی ای برای با هم بودن جی مین و تائه یانگ نمی ماند اما تائه یانگ دیگر توان ادامه ندارد و ….. میمیرد.
مطالب مرتبط سينما و تلويزيون،سینمای جهان،فارسی 1 |
رواج خیانت به همسر در شبکه فارسی 1 / فارسی وان بیننده را به مرز تخیل جنسی می برد
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آگوست 12, 2011 – 7:19 ب.ظ -زهرا امین مجد عضو هیات عملی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان با بیان اینکه مشاوران خانواده شبکه فارسی وان را شبکه خیانت مینامند چون سعی دارد مساله خیانت در خانواده را نهادینه و تئوریزه کند تصریح کرد:رسانه ای شدن و الگو پذیری خانواده ها تاثیر بسیاری در حوزه تربیت بویژه تربیت جنسی فرزندان داشته است. در مدل جدید خانواده،خانوادهها الگوهای اخلاق جنسی غربی را دریافت می کند. در این الگوها افراد بصورت حداکثری مجاز به تامین نیازهای جنسی خود هستند و تامین نیازهای جنسی به هیچ شکلی غیر اخلاقی نیست. بویژه در دوران پیش از ازدواج که افراد آزاد محسوب می شوند، مجاز به تامین همه نیازهای جنسی خود هستید و پای مساله خیانت در عشق هم مطرح نیست.
این مدرس حوزه و دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار برنا ادامه داد: هیچ حریم و مرزی هم در این مورد وجود ندارد. رسانه ها افراد را تحریک می کنند و افراد راسخ هستند که حق دارند به نیاز جنسی خود توجه کنند. غیر از این مورد سینگنال ها و پیام های متعددی را به افراد منتقل می کنند و مرتب شاهد هستیم که در رسانه ها؛ شبکه های پورنو که مستقیم پیام های جنسی را به افراد منتقل می کنند و رسانه هایی که از طریق بردن فرد تا مرز تحریک یا ارضاء و بعد رها کردن او پیش می روند،پیام هایی را به افراد منتقل می کنند. در همه فیلم و سریالهای غربی چنین صحنه هایی قابل مشاهده است که افراد را به مرز تخیل جنسی پیش می برند.
وی تصریح کرد: فرد به سوی تامین این نیاز می رود و شاید نیاز او با دیدن تامین نشود و این موضوع آسیب های دیگری مثل بی بندوباری جنسی، پیدا کردن شریک جنسی، بی حیایی و بی عفتی در همه سطوح و نداشتن حد و مرز برای نظامی مثل خانواده را در پی دارد و بعد قضیه فروپاشی خانواده در غرب که اساس آن برون همسری در خارج از خانه است، در ایران مجدد تکرار خواهد شد.
مطالب مرتبط پربازدید |
عکسهای سریال اوالونا در قسمت های بعدی / خلاصه قسمت آخر سریال اوالونا
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 26, 2011 – 3:00 ب.ظ -مطالب مرتبط 40گیس،سينما و تلويزيون،سینمای جهان،عکس هنرپیشگان،فارسی 1،فيلم و سينما |
رمز ساده ای به نام «من و تو» / چرا شبکه من و تو
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 20, 2011 – 11:26 ب.ظ -این قاعده بازی است که اگر شما حرفی برای گفتن نداشته باشید، مخاطب، به سرعت رسانه دیگری را انتخاب میکند و «دستهای پنهان و برنامههای پشتپرده و دسیسههای در سایه» حکم «مارادونا»ی بازی افت مخاطب را دارد و همواره «غضنفر»ها عامل ریزش مخاطب بومی بودهاند، بویژه در عصر حاضر که دیگر رسانهها «مرز»ی برای جذب مخاطب متصور نمیشوند.
دو شب پیش (شنبه 28خرداد)، تلویزیون در گزارشی خودش را به آب و آتش زد که فضای معنوی دانشجویان و جوانان در اعتکاف را به تصویر بکشد اما از آنجا که نه هنرش را داشت و نه سواد رسانهایاش را، تنها توانست روی اعصاب مخاطب رژه برود و باعث بالارفتن آمار بینندگان «منوتو» شود.
داستان خیلی سادهاست، یک خبرنگار به دانشگاه تهران میرود، منتظر مینشیند تا یک دانشجو گریهکند یا گریهاش را در میآورد و بعد…«چه حسی دارین الان؟» و یا یک سوال دیگر که «برای چی به اعتکاف آمدین؟»…این ها یعنی حوزه «دین و آیینهای دینی» در رسانه ملی، رسما یتیم است و برنامهریزان(؟!) این حوزه نهایت زحمتی که به خود میدهند، آمادهکردن بیلان کاری است برای ارائه به مقامهای بالاتر!
خدا بر درجات(!) بیبیسی فارسی بیافزاید که به خوبی از کاه، کوه میسازد و ما هم در عوض از کوه، کاه هم نمیتوانیم بسازیم!
سالهاست که تبلیغ آیینهای دینی – انقلابیمان را با «غم و غصه و گریه» گره زدهایم. حال آنکه «اعتکاف و یا مراسم شب قدر» فصل بینظیر نشاط انسانهایی است که عشقبازی را از خاک به افلاک میرسانند و خود را در آغوش مهربان حضرت دوست، رها میکنند. چنین ارتباط و مرتبهای، نیازمند نمایش تصویری گریان و غمبار است؟ کاش میشد به همکاران رسانهای خود بگوییم، کلا در برخی حوزهها کار نکنند، اینطوری خیال همهمان راحت است که حداقل «دافعه» ایجاد نمیشود.
اینکه چه زمانی قرار است ما در فعالیتهای رسانهای مان، شادی جمعی و نشاط دینیمان را هم به خوبی تصویر کنیم، الله اعلم! به هر حال باید اعتراف کرد که مخاطب امروز، با هیچ رسانهای «عقد اخوت» نبسته، به محض آنکه احساس کند اولا «خود»ش در رسانه جایی ندارد ـ منظور نیازها، حرفها، نقدها و انتظارات و… است ـ و ثانیا «شعور» او از سوی رسانه محترم شمرده نمیشود، به راحتی رسانهاش را عوض میکند.
و در این معامله، هنر استفاده از ابزار رسانهای، برگ برنده هر رسانه است و البته وجه تمایز رسانههای ما با رسانههای دنیا، یدککشیدن نام و البته یاد «اسلام عزیز» است وگرنه کپیکاری و تقلید از رسانههای دیگر که برای تولید بومی (ملی – مذهبی) جواب نمیدهد.
«منوتو» یک رمز ساده است برای مدیران رسانه که به هوش باشند؛ رسانه یک جاده یکطرفه برای مدیران و ورود ممنوع برای مخاطب نیست، رسانه بزرگراهی است که هم برنامهساز و هم مخاطب در آن حضور دارند؛ وای به روزی که رسانهای تبدیل شود به «من و من»!
مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار ایران،سينما و تلويزيون،سینمای ایران،فيلم و سينما |
سریال تاوان به زودی از زمزمه / عکسهای سریال تاوان
نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژوئن 20, 2011 – 10:08 ب.ظ -مطالب مرتبط سينما و تلويزيون،سینمای جهان،فيلم و سينما |


















































































































