جهل گیس طراحی سفره عقد
کارواش خانگی


در تالار گفتگوی چهل گیس عضو شوید و جایزه بگیرید

جوان عاشق پیشه کرجی ، مادر و خواهرش را كشت + عکس

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در ژانویه 6, 2012 – 9:09 ب.ظ -

پسر 19 ساله‌ كرجي كه مادر و خواهرش را به قتل رسانده بود، توسط كارآگاهان جنايي اداره آگاهي ملارد دستگير شد.

به گزارش «جام‌جم»، ساعت 19 روز شنبه همين هفته پسر جواني سراسيمه از خانه‌شان در سرآسياب ملارد، خيابان دانش غربي بيرون آمد و فرياد زد كمكم كنيد، مادر و خواهرم كشته شده‌اند.
در پي فريادهاي او، همسايه‌ها از خانه‌هايشان بيرون آمدند و پسر جوان را كه وحشت‌زده بود، آرام كردند و خواستند وارد ساختمان شوند، اما پسر جوان كه پيمان نام داشت، مانع از ورودشان شد.
در همين موقع يكي از همسايه‌ها با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 ملارد كرج تماس گرفت و موضوع را خبر داد.
دقايقي پس از اين حادثه، ماموران كلانتري ملارد عازم محل شدند و با مشاهده جسد زن صاحبخانه و دختر 14 ساله‌اش معصومه، با هماهنگي قضايي اجساد را به پزشكي قانوني منتقل كردند.
همچنين پسر خانواده (پيمان) را براي تحقيقات به اداره جنايي پليس آگاهي ملارد انتقال دادند.

عوض كردن لباس قاتل، او را لو داد

ماموران در تحقيق از همسايه‌ها متوجه شدند زن صاحبخانه به نام ملاحت به بيماري ام‌اس مبتلا بوده و پسرش پيمان به عناوين مختلف با مادرش درگيري داشته است.
روز حادثه نيز همسايه‌ها صداي مشاجره و درگيري آنها را شنيده‌اند و پس از فريادهاي كمك‌خواهي پيمان، او را در خيابان با لباس خون‌آلود ديده‌اند، اما او به محض حضور ماموران، لباسش را عوض كرده است.
با اطلاعات به دست آمده از همسايه‌ها، ماموران به يقين رسيدند پيمان در مرگ دو عضو خانواده‌اش نقش دارد.

كشف لباس قاتل در محل حادثه

ماموران با هماهنگي بازپرس مسلمي، رئيس شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب ملارد، محل حادثه را بررسي و لباس خون‌آلود پسر خانواده را كنار پمپ آب پيدا كردند.
پيمان ـ متهم جوان ـ بازجويي شد و ادعا كرد، وقتي به خانه بازگشته، با اجساد مادر و خواهرش رو‌به‌رو شده است.
با اين حال تحقيق از او ادامه يافت تا اين كه او روز گذشته به اين جنايت هولناك اعتراف كرد.

اعتراف به جنايتي هولناك

متهم 19 ساله در اظهاراتش به پليس گفت: من هميشه با مادرم اختلاف داشتم.
مدتي پيش در پي علاقه به دختري، تصميم به ازدواج گرفتم. اما خانواده‌ام مخالفت مي‌كردند.
وي افزود: مادرم مي‌گفت بايد ادامه تحصيل داده و خدمت سربازي‌ام را به پايان برسانم و بعد از آن كاري براي خود پيدا كنم. اما من بدون توجه به اين حرف‌ها، مدام با مادرم درگير مي‌شدم.
متهم جوان درباره روز جنايت گفت: آن روز مثل هميشه با مادر و خواهرم درگير شدم. مادرم خواست آرام شوم، اما من در اوج عصبانيت ابتدا ضربه‌اي به سر مادرم زدم كه بد حال شد و زمين افتاد.
وي افزود: خواهرم بشدت ترسيده بود و جيغ مي‌زد. به سمت مادرم آمد تا او را نجات دهد كه او را داخل حمام انداخته و در حمام را قفل كردم.
در اين هنگام از آشپزخانه چاقويي برداشته و با آن چند ضربه به مادرم زدم. او التماس مي‌كرد رهايش كنم و فقط فرياد زد خدايا به دادم برس.
متهم گفت: دقايقي بعد صداي ناله‌هاي مادرم خاموش شد. خواهرم به در حمام مي‌كوبيد تا بيرون بيايد و مادرمان را نجات دهد. در همين موقع در حمام را باز كرده و او را به درون يكي از اتاق‌ها پرت كردم و پس از كتك زدن، با همان چاقو ضربه‌هايي به او زدم. خواهرم با التماس مي‌خواست رهايش كنم، اما من سنگدل او را هم كشتم.
وي افزود: با صحنه‌سازي مي‌خواستم از محل حادثه فرار كنم، اما خون آن دو بي‌گناه دامن مرا گرفت. متهم با قرار قانوني از سوي بازپرس شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب ملارد روانه زندان شد.
تحقيقات تكميلي از او ادامه دارد تا طي چند روز آينده صحنه جنايت را بازسازي كند.
خواهر 14 ساله ام را در يك لحظه كشتم

خبرنگار جام جم در پي اين حادثه با اين متهم 19 ساله گفت‌وگو كرده است كه مي‌خوانيد.

به چه اتهامي دستگير شده‌اي؟

پس از چند لحظه سكوت مي‌گويد، قتل مادر و خواهر 14‌ساله‌ام. هنوز باور نمي‌كنم آنها را در يك لحظه كشته‌ام.

از شب حادثه بگو؟

روز حادثه پس از مشاجره با مادرم او و خواهرم را به طرز هولناكي كشتم.با صحنه‌سازي به خيابان آمده و ادعا كردم آنها كشته شده‌اند. لباس خون‌آلودم را نيز پنهان كردم.

آيا بر سر موضوع خاصي با خانواده‌ات اختلاف داشتي؟

من سرباز هستم و سواد درست و حسابي ندارم. مدتي بود دلبسته دختري شده و قصد ازدواج با او را داشتم، اما خانواده بخصوص مادرم با اين وصلت مخالفت مي‌كردند. همين موضوع باعث اختلاف‌هايمان شده بود. مادرم بيماري ام‌اس داشت و به جاي اين كه من غمخوار او باشم، جان وي و خواهر بي‌گناهم را گرفتم.

اكنون چه احساسي داري؟

دچار عذاب وجدان شده‌ام و هر لحظه از خدا مرگ مي‌خواهم. چگونه به چشمان پدرم نگاه كنم، به مادربزرگ، خاله و دايي‌ام چه بگويم.
من مستحق مرگ هستم. از دادگاه مي‌خواهم هر چه زودتر مرا اعدام كنند، ديگر حاضر به ادامه اين زندگي نيستم.


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،حوادث،مصاحبه |

قتل به خاطر دفاع از دختر / گفت‌وگو با مادری که در دفاع از دخترش جوانی را کشت

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در دسامبر 15, 2011 – 2:13 ب.ظ -

پوران رضایی زن ۴۵ ساله‌ای است که دو سال قبل در دفاع از دخترش مرتکب قتل شد. او وقتی فهمید پسری قصد دارد به زور وارد خانه‌اش شود، جلو او را گرفت و در این کشمکش پسر جوان با ضربه چاقو جان باخت.

پوران که ساکن شهرستان ارسنجان است پس از آن بازداشت و بعداز محاکمه در دادگاه کیفری استان فارس به قصاص محکوم شد اما دیوان‌عالی کشور عمل وی را از مصادیق دفاع مشروع دانست و رأی صادره را نقض کرد. پوران که روز دوم آبان سال ۸۸ روانه زندان شده بود، روز ۲۳ آبان سال‌ جاری آزادشد.

او در گفت‌وگویی جزییاتی از حادثه را شرح داد؛

مقتول را از قبل می‌شناختی؟

باب کدو سال بود که مزاحم دخترم سارا می‌شد. در راه مدرسه او را دیده بود و چند بار شماره تلفن داده بود. سارا هم که آن موقع ۱۳سال بیشتر نداشت یک‌بار به او تلفن زده و شماره خانه‌مان روی موبایل بابک افتاده بود. او از آن به بعد مزاحم دخترم می‌شد.

موضوع فقط مزاحمت بود یا اینکه سارا با بابک رابطه دوستانه داشت؟

سارا آن موقع کم‌سن و احساساتی بود و بابک که ۲۱‌سال داشت، حرف‌هایی به او زده و دخترم را گول زده بود بعد از آن هم سارا را تهدید می‌کرد و می‌گفت اگربه خواسته‌هایم عمل نکنی موضوع را به دوستان برادرت می‌گویم. سارا هم از آبروریزی می‌ترسید. من بعداً فهمیدم شش‌ماه قبل از قتل، بابک یک روز سارا را به جنگل کشانده و از او عکس گرفته بود و بعد از آن تهدید می‌کرد که عکس‌ها را منتشر می‌کند.

شما چطور در جریان این ماجرا قرار گرفتید؟

بابک مزاحم تلفنی خانه‌مان بود. یک روز سارا حقیقت را گفت از آن به بعد شوهرم صفر تلفن را بست تا سارا نتواند به بابک تلفن کند. خودم هم حواسم به دخترم بود و هیچ‌ وقت او را در خانه تنها نمی‌گذاشتم و گفته بودم اگر از شماره ناشناس زنگ زدند تلفن را جواب ندهد.

روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟

آن روز بعد از ظهری بود برای من یک خرید واجب پیش آمد و برای حدود نیم ساعت ازخانه بیرون رفتم، وقتی برگشتم دیدم بابک روی دیوار خانه‌مان است. ساختمان کناری ما نیمه‌کاره بود و بابک با دیدن من به آنجا پرید و رفت. من نمی‌دانستم او در نبود من وارد خانه‌مان شده است، در حالی که ترسیده بودم داخل رفتم و از سارا پرسیدم بابک چه کار داشت. او هم گفت نمی‌داند و بابک اصلاً وارد خانه نشده است. بعد از آن سرگرم خرد کردن سبزی شدم هنوز چاقودستم بود که زنگ در به صدا درآمد چون آیفون‌ مان خراب بود به دخترم گفتم در را باز کند. از پشت پنجره دیدم بابک پشت در است بدون اینکه حواسم به چاقوی در دستم باشد، بیرون دویدم و سعی کردم در را ببندم تا بابک وارد نشود. من می‌خواستم آسیبی به دخترم نرسد اما بابک به در فشار می‌آورد با اینکه نامحرم بود دوبار دستم را روی سینه‌اش گذاشتم و هلش دادم ولی او پایش را لای در گذاشته بود و نمی‌گذاشت در را ببندم. دفعه سوم که هلش دادم یک‌ دفعه فریادی زد در را ول کردم. او داخل آمد و جلو اتاق پسرم به زمین افتاد.خیلی ترسیده بودم به اورژانس و داروخانه محل کار شوهرم تلفن زدم چون صفر تلفن قفل بود نتوانستم به ۱۱۰ زنگ بزنم. ۱۰ دقیقه طول کشید تا اورژانس آمد. شوهرم هم رسیده بود. ما بابک را به بیمارستان بردیم قبلش با کلانتری تماس گرفته و ماجرا را شرح داده و گفته بودیم ما به بیمارستان می‌رویم چون بیمارستان و کلانتری ارسنجان روبه‌روی هم است از همان‌جا من را به کلانتری بردند و ۲۰ دقیقه بعد بابک به‌ خاطر زخمی‌ شدن ریه‌ اش فوت شد.

چرا با چاقو به سینه او فشار آوردی؟

من اصلاً حواسم به چاقو نبود و نمی‌دانستم آن دستم است.

مگر چنین چیزی امکان دارد؟

آنقدر ترسیده بودم که به هیچ‌چیز فکر نمی‌کردم. من فقط به فکر این بودم که دخترم آسیبی نبیند. اصلاً انگار در این دنیا نبودم و متوجه رفتارم نمی‌شدم.بعداً در دادگاه فهمیدم در همان چند دقیقه‌ای که من خانه نبودم بابک ازدیوار حیاط وارد خانه‌مان شده و به سارا تعرض کرده بود.

چرا قبل از آن سعی نکردی جلو رابطه دخترت با بابک را بگیری؟

وقتی فهمیدم سارا را کتک زدم بعد او را پیش مشاور بردم. بابک برای او یک سیم‌کارت اعتباری خریده بود تا با هم در تماس باشند ولی من مواظب دخترم بودم حتی یک‌بار هم از بابک شکایت کردیم. آن روز دخترم به کلاس والیبال رفته بود و چون دیر به خانه برگشت، من خیلی پرس‌وجو کردم. سارا یک‌ دفعه ازخانه فرار کرد. من و شوهرم هم به آگاهی رفتیم و با توضیح‌دادن ماجرا ازبابک شکایت کردیم اما چون یک ساعت بعد سارا به خانه آمد دیگر شکایت‌مان راپیگیری نکردیم. یعنی به ما گفتند باید به دادگاه برویم، ما هم به‌خاطر آبرویمان این کار را نکردیم. بعداً فهمیدم سارا آن روز همراه بابک به جنگل رفته و آن مشکل پیش آمده بود.

ادعا می‌کنی در دفاع از دخترت مرتکب قتل شدی. آیا می‌دانی دفاع مشروع چیست؟

شرع این اجازه را داده که آدم از خودش و دخترش و ناموسش دفاع کند.

شرایط دفاع مشروع را می‌دانی؟

نه.

زمان قتل از وجود چنین قانونی خبر داشتی؟

آن موقع نمی‌دانستم بعداً فهمیدم. در زندان فرصت داشتم ترجمه قرآن را بخوانم، آن موقع بود که این چیزها را فهمیدم.

یکی از شرایط دفاع مشروع این است که شرایط دفاع نداشته باشی ولی تو می‌توانستی از خانه فرار کنی.

نمی‌توانستم بابک از من بلندقدتر و هیکلش درشت‌تر بود او جلو در ایستاده و راه فرار را بسته بود، ضمن اینکه دخترم در خانه بود و نمی‌خواستم اتفاقی برایش بیفتد.

ولی می‌توانستی با جیغ و فریاد همسایه‌ها را خبر کنی.

نمی‌خواستم آبروریزی راه بیفتد فقط می‌خواستم بابک را دور کنم. من قصد نداشتم او را بکشم.

تو به‌خاطر آبرویت از بابک شکایت نکردی و به خاطر آبرویت روز حادثه از همسایه‌ها کمک نخواستی این منطقی به‌نظر نمی‌رسد.

ارسنجان شهر کوچکی است و همه همدیگر را می‌شناسند، آنجا آبرو خیلی مهم است. ما تاقبل از این ماجرا پایمان به کلانتری باز نشده بود ضمن اینکه آن موقع مدرکی علیه بابک نداشتیم که بخواهیم از او شکایت کنیم، سارا هم ماجرای جنگل را از ما پنهان کرده بود. من اصلاً فکر نمی‌کردم کار به اینجا بکشد.

روز اولی که به زندان رفتی چه اتفاقی افتاد؟

آنروز خودم را می‌زدم، باور نمی‌کردم این اتفاق برایم افتاده باشد. خیال می‌کردم کابوس می‌بینم. من را به بند زندانیان مالی بردند تا چشمم به تلفن افتاد، خوشحال شدم و پرسیدم چطور می‌توانم تلفن بزنم. گفتند باید کارت بخرم و یک روز درمیان پنج‌دقیقه حق تلفن دارم.

در زندان چه کار می‌کردی؟

بازندانیان دیگر کاری نداشتم، خیلی آرام بودم و در کلاس‌های مختلف شرکت می‌کردم. کلاس تابلو فرش، آرایشگری، کوبلن‌دوزی و… شرکت در این کلاس‌ها باعث شد زمان تلفنم زیاد شود و روزی ۱۰دقیقه حق تلفن داشتم.

در دادگاه، خانواده مقتول چه رفتاری با تو داشتند؟

رفتار بدی نداشتند. من حتی خجالت می‌کشیدم به آنها سلام کنم بالاخره حلالیت خواستم و گفتم من را ببخشند. خانواده مقتول گفتند آن روز پسرشان برای خواستگاری آمده بود اما این حرف درست نبود، خواستگاری که تنهایی و آن هم از روی دیوار نمی‌شود. آنها برایم قصاص خواستند.

اگر معتقد هستی کار درستی کردی چرا عذرخواهی کردی و بخشش خواستی؟

به هر حال جان یک آدم را گرفته بودم. من از قبل برای این قتل برنامه نداشتم اگر می‌خواستم کاری کنم در آن دو سال می‌کردم. مرگ بابک یک حادثه بود اما آنها پسر و برادرم را متهم کردند که ثابت شد آنها بی‌گناه هستند.

از پرونده‌ات خبر داری؟

دردادگاه اول، پنج قاضی بودند که چهار نفر قصاص دادند و یکی‌شان من را تبرئه کرد. در دیوان‌عالی کشور دو قاضی حکم را نقض کردند و یکی‌شان گفت قصاص درست است در نهایت حکم نقض شد و من بعد از دو سال و ۲۳‌روز با وثیقه سیصد میلیون تومانی از زندان آزاد شدم و حالا هم قرار است روز ۲۱ دی دوباره محاکمه بشوم.

در روز آزادی‌تان چه اتفاقی افتاد؟

خانواده‌ام جلو زندان آمده بودند. آنها را دیدم، گریه کردم بعد به زیارت شاه چراغ رفتم سپس به دفتر وکیلم آقای رفوگران رفتم که تا آن روز او را ندیده بودم.

فکر می‌کنی در دادگاه دوم چه اتفاقی بیفتد؟

ممکن است قصاص بدهند شاید هم تبرئه شوم. من از قصد بابک را نکشتم از دخترم دفاع کردم و اصلاً هم حواسم به چاقو نبود اگر قاتل بودم بعد از آزادی فرار می‌کردم اما مانده‌ام تا بگویم بی‌گناه هستم.


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،حوادث |

قصاص قاتل پل مدیریت فردا در محل وقوع قتل

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در سپتامبر 12, 2011 – 1:53 ب.ظ -

وکیل مدافع عامل قتل در پل مدیریت گفت: حکم قصاص کوشا سحرگاه فردادر محل وقوع جنایت اجرا میشود.

آغاسی وکیل مدافع عامل قتل در منطقه پل مدیریت اظهار داشت: در دادسرای امور جنایی تهران حاضر شده و متوجه شدم که سحرگاه فردا حکم قصاص کوشا اجرا خواهد شد.

وی در پاسخ به این سوال که کوشا و خانواده وی از زمان اجرای حکم اطلاع دارند یا خیر گفت: به طور قطع کوشا به خاطر اینکه شرایط اجرای حکم مهیا می‌شود در زندان از زمان اجرای حکم باخبر می شود اما درباره خانواده وی ترجیح می‌دهم شخصا این خبر تلخ را به آنها ندهم.

آغاسی درباره اینکه چگونه از زمان اجرای حکم باخبر شدید گفت: صبح امروز دوشنبه به دادسرای امور جنایی رفتم و توسط مسئول واحد اجرای احکام دادسرا از زمان اجرای حکم مطلع شدم.


مطالب مرتبط اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،حوادث |

چاقو کشی مقابل قاضی

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در سپتامبر 8, 2011 – 12:43 ب.ظ -

شامگاه جمعه گذشته ماموران گشت پلیس اصفهان در یكی از خیابان‌های شهر به زن و مرد جوانی مشكوک شدند و وقتی اظهارات ضد ‌و نقیض آنها را درباره اینكه چه نسبتی با هم دارند شنیدند، هردوی آنها را دستگیر كردند.

ماموران بعد از انتقال مظنونان به كلانتری، با خانواده زن جوان تماس گرفتند و ماجرا را به آنها اطلاع دادند اما خانواده این زن به‌علت دیروقت بودن و دوری راه، تصمیم گرفتند صبح روز بعد برای پیگیری ماجرا به كلانتری مراجعه كنند.

صبح شنبه، ماموران كلانتری زن و مرد جوان را سوار خودروی پلیس كردند و آنها را برای اظهارنظر قضایی به دادسرا انتقال دادند. این در حالی بود كه خانواده زن جوان نیز راهی دادسرا شدند تا از دلیل دستگیری دخترشان باخبر شوند. یكی از كسانی كه همراه پدر و مادر زن جوان وارد دادسرا شد، برادر این زن بود كه نقشه شومی در سر داشت.

هنگامی كه نوبت رسیدگی به پرونده زن و مرد دستگیر شده فرا رسید، ماموران آنها را وارد یكی از شعبه‌های دادسرا كردند و زن و مرد جوان مقابل قاضی پرونده قرار گرفتند. آنها در حال توضیح علت دستگیری‌شان بودند كه ناگهان اتفاق وحشتناكی افتاد. برادر زن دستگیر شده كه تا آن لحظه پشت در اتاق قاضی ایستاده بود، ناگهان به داخل شعبه دوید و با چاقویی كه در دست داشت چند ضربه به بدن مردی كه همراه خواهرش بازداشت شده بود، وارد كرد.

به‌دنبال این ماجرا، قاضی پرونده و ماموران حاضر در دادسرا پسر جوان را دستگیر و مرد مجروح را به بیمارستان انتقال دادند اما شدت خونریزی به حدی بود كه این مرد جان خودش را از دست داد.

با مرگ مرد جوان، عامل جنایت به اداره آگاهی انتقال یافت و در بازجویی‌ها گفت: جمعه شب وقتی از كلانتری خبر دادند كه خواهرم را به همراه مردی غریبه دستگیر كرده‌اند، خیلی عصبانی شدم. خواهرم مدتی بود كه با شوهرش قهر بود و به همین دلیل خانه‌اش را ترک كرده و به خانه ما آمده بود. برای همین صبح روز بعد چاقویی زیر لباس‌هایم جاسازی كردم و همراه خانواده‌ام، برای پیگیری ماجرا به كلانتری رفتیم.

در آنجا به‌‌خاطر اینكه ماموران زیادی حضور داشتند، نتوانستم نقشه‌ام را عملی كنم و به همین دلیل منتظر ماندم تا خواهرم و آن مرد را به دادسرا ببرند. در داخل دادسرا بود كه از فرصت استفاده كردم و با حمله به مردی كه همراه خواهرم دستگیر شده بود، او را به قتل رساندم.

بعد از اظهارات پسر جوان، بازپرس پرونده برای او قرار بازداشت صادر كرد و وی تا انجام تحقیقات تكمیلی در اختیار اداره آگاهی قرار گرفت.


مطالب مرتبط حوادث |

حکم قصاص قاتل روح الله داداشی به صورت قطعی صادر شد

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آگوست 7, 2011 – 12:30 ب.ظ -

علی داداشی برادر روح الله داداشی پس از برگزاری دادگاه قاتل برادرش به خبرنگار ورزشی برنا گفت: دقایقی پیش دادگاه قاتل روح الله تمام  و حکم قصاص برای این جنایتکار به صورت قطعی صادر شد.

وی افزود: دیگر دادگاهی برگزار نمی شود؛ چرا که حکم قصاص قطعی است و تنها زمان اجرای این حکم را قضات مشخص خواهند کرد که مطمئنا طی روزهای آتی این حکم اجرایی خواهد شد.

علی داداشی در پاسخ به این سوال که “در دادگاه امروز چه گذشت؟”، گفت: امروز مردم بسیار زیادی به دادگاه آمده بودند که بسیاری از آنها نیز مقابل قوه قضاییه تجمع کردند تا هرچه زودتر این جنایتکار به سزای اعمالش برسد. قاتل روح الله امروز هیچ دفاعیه ای نداشت و تنها وکیلش مطالبی را مطرح کرد که هیچکدام قابل قبول نبود. وکیلش مدعی بود که سن قاتل هنوز به 18 سال نرسیده، اما هیچکدام از این حرف ها مورد قبول قاضی دادگاه واقع نشد. قاتل نیز تمامی اتهامات را برعهده گرفت و قبول کرد که با هوشیاری کامل دست به چنین کاری زده است.

داداشی با اشاره به یکی از شاهدهای عینی ماجرای کشته شدن بردارش خاطر نشان کرد: داریوش اصلانی یکی از شهروندانی بود که در طول ماجرا از نزدیک شاهد این قتل بود و در دادگاه نیز اعلام کرد این سه جوان ابتدا با روح الله درگیر شدند و پس از آن حدود 6- 7 کیلومتر با تعقیب ماشین قوی‌ترین مرد جهان مقابل او پیچیدند و این اتفاق هولناک رخ داد.

برادر قوی‌ترین مرد ایران و جهان عنوان کرد: من هیچ کدام از اعضای خانواده قاتل را در دادگاه ندیدم و تنها وکیل قاتل مطالبی را برای قاضی عنوان کرد.

داداشی در پایان گفت: از تمامی قضات و مسوولانی که تا به امروز پیگیر دادگاه روح الله بوده‌اند، تشکر می کنم و امیدوارم هرچه زودتر حکم قصاص اجرایی شود تا دیگر چنین اراذل و اوباش هایی این کارها را انجام ندهند.

گفتنی است؛ دادگاه قاتل روح الله داداشی قوی‌ترین مرد ایران و جهان صبح امروز برگزار شد و تعداد بی‌شماری از مردم خواهان اجرای اشد مجازات برای این فرد شدند.


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،حوادث |

دستگیری 2 مظنون در پرونده قتل پیشکسوت وزنه‌برداری

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در آگوست 1, 2011 – 11:48 ق.ظ -

در پی قتل یکی از پیشکسوتان وزنه‌برداری در شهریار، پلیس موفق به دستگیری 2 مظنون مرد در ارتباط با این جنایت شد.

به گزارش جام جم، ساعت 30 / 21 شامگاه دوشنبه هفته گذشته یکی از پیشکسوتان وزنه‌برداری به نام یعقوب محبوب‌وند مقابل خانه‌اش در شهرک وایین خیابان توسلی کوی مینای دهم شهریار از سوی 3 مرد مهاجم مورد حمله قرار گرفت و یکی از آنها با زدن ضربه چاقو به قلب وی، او را کشت. مهاجمان با این جنایت 2 مرد را نیز زخمی کرده و از محل متواری شدند. با تشکیل پرونده قضایی در این باره در شعبه هشتم بازپرسی دادسرای شهریار، کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی با اطلاعات به دست آمده از شاهدان حادثه و چهره‌نگاری رایانه‌ای از ضارب اصلی و 2 همدستش تلاش برای دستگیری آنها را آغاز کردند.

همسر مقتول شاهد حادثه بود

در جریان این حادثه همسر مقتول که یکی از شاهدان حادثه بود، گفت: شب حادثه من همراه یکی از دخترانم و برادرزاده‌ام برای خرید بیرون از خانه بودیم. ساعت 30 / 21 همان شب وقتی با خودرو به خانه‌مان نزدیک شدیم از دور چند مرد را دیدم که در حال درگیری با هم هستند ابتدا گمان کردم همسایه‌ها به شوخی در حال کشمکش با یکدیگرند.

وی اضافه کرد: خودرویم را کناری متوقف کرده و همراه دخترم و برادرزاده‌ام از آن پیاده شدیم. کمی که جلوتر رفتم، دیدم شوهرم در حالی که یک بیل باغبانی در دستش است به دیوار تکیه زده و مردی جوان چاقو و شوکر همراه دارد و در چند قدمی شوهرم ایستاده است.

وی خاطرنشان کرد: شوکه شده و فریادزنان به سمت شوهرم رفتم. لباس او خون‌آلود بود. هرچه گفتم چه اتفاقی افتاده پاسخی نمی‌داد. در همین موقع متوجه شدم شوهرم چاقو خورده و پسردایی‌اش کمی دورتر از وی با چاقو زخمی شده و به زمین افتاده است.

همسر مقتول اضافه کرد: مرد ضارب در یک متری من ایستاده بود.فریادزنان از همسایه‌ها درخواست کمک کردیم. همسایه‌ها با شنیدن صدای فریادهایمان بیرون آمدند، اما کسی کمکمان نمی‌کرد.

وی با اشاره به درگیری‌اش با عامل حادثه گفت: متهم قصد حمله به ما را داشت که بچه‌ها را به سمتی کشاندم. دیدم یک راننده پژو آن سوی خیابان توقف کرده است.

متهمان، شوهرم را اشتباهی کشتند

همسر مقتول اضافه کرد: دقایقی بعد مردی که به نظر می‌رسید دوست مرد مهاجم است با نزدیک شدن به وی نام یکی از مردان همسایه‌مان را به زبان آورد و با دیدن شوهر زخمی‌ام فریاد زد علی اشتباه کردی، او آن مرد نبود. بعد هر دو نفر فرار کردند. آنها را تعقیب کردم اما بی‌فایده بود با سوار شدن به یک موتورسیکلت از محل دور شدند و راننده پژو بعد از آنها به سرعت محل را ترک کرد.

وی ادامه داد: به بالای سر شوهرم رفتم، او گفت با مردان مهاجم آشنایی ندارد و آنها قصد داشته‌اند به‌زور به درون خانه‌مان بیایند و از ترس این‌که به دختر دیگرمان که در خانه بود، حمله نکنند و آسیبی نرسد با آنها مقابله کرده است.با پلیس تماس گرفتیم و شوهر زخمی‌ام را به بیمارستان منتقل کردیم اما او در میانه راه روی دستانم جان باخت. در مرحله بعدی تحقیقات پلیس معلوم شد، متهمان چند ساعت پیش از حادثه به خانه یکی از همسایگان مقتول که قبلا با آنها اختلاف داشته‌اند، رفته و کارگر او را کتک زده‌اند، بعد به خانه مقتول مراجعه کرده و حادثه را رقم زده‌اند.در پی این حادثه جستجوهای پلیسی ادامه داشت تا این‌که ظهر روز گذشته 2 مرد که پیش از حادثه درگیری را در محل حادثه رقم زده بودند و از دوستان ضارب اصلی بودند، شناسایی و دستگیر شدند. تحقیقات از آنها در حالی ادامه دارد که ماموران در جستجوی ضارب اصلی و همدستانش هستند. هنوز از نتیجه تحقیقات از 2 فرد مظنون گزارشی منتشر نشده است.

توقف خودروی بی‌ام‌و با سرعت 210 کیلومتر در زنجان

راننده متخلفی که سوار بر یک دستگاه خودرو سواری بی‌ام‌و بود، و با سرعت مرگبار 210 کیلومتر حرکت می‌کرد، توسط مامواران پلیس راه زنجان متوقف شد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی پلیس، سرهنگ رشتیانی رئیس پلیس راه استان زنجان درباره جزئیات این خبر گفت: ماموران پلیس راه زنجان حین کنترل سرعت خودرو‌ها متوجه حرکت مرگبار یک دستگاه سواری بی‌ام‌و در محور اتوبان زنجان ـ قزوین شدند. وی با بیان این‌که این خودرو با سرعت 210 کیلومتر در حرکت بود، خاطرنشان کرد: هر لحظه احتمال وقوع حادثه توسط این خودرو، متصور بود.

رئیس پلیس راه استان زنجان تصریح کرد: بلافاصله هشدار‌های لازم برای توقف این خودرو توسط ماموران پلیس راه صادر شد. سرهنگ رشتیانی افزود: راننده متخلف این خودرو بدون توجه به هشدار پلیس همچنان با سرعت به راه خود ادامه داد که پلیس به تعقیب این خودرو پرداخت. این مقام مسوول تاکید کرد: هنگام تعقیب و گریز راننده این خودرو علاوه بر سرعت غیرمجاز، مرتکب جرایم دیگری از قبیل حرکت در خلاف جهت، مارپیچ و سرپیچی از فرمان پلیس شده بود که در نهایت متوقف شد.


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار ایران،حوادث |

جزئیات ‌قتل اشتباهی وزنه بردار پیشکسوت

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در جولای 30, 2011 – 3:52 ب.ظ -

همزمان با قتل قهرمان سابق وزنه برداری کشور چهره‌نگاری از متهمان آغاز شد. بررسی های اولیه حاکی از آن است که سه مرد مسلح به سلاح سرد و شوکر با حضور در مقابل منزل یعقوب محبوب وند با وی درگیر شده و با ضربات چاقو او را به قتل رساندند.

به گزارش مهر، عصر روز دوشنبه هفته گذشته ماموران پلیس شهرستان شهریار در جریان یک نزاع خونین قرار گرفتند. پس از اطلاع از موضوع بلافاصله اکیپی از ماموران به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی در محل حاددثه حاضر شدند. پس از بررسیهای اولیه مشخص شد سه مرد مسلح به سلاح سرد و شوکر با حضور در مقابل منزل یعقوب محبوب وند  ــ قهرمان سابق وزنه برداری ــ  با وی درگیر شده و با ضربات چاقو این فرد را به قتل رساندند.

با مشخص شدن موضوع جسد با دستور قاضی احمدی بازپرس شعبه 8 دادسرای شهریار به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات برای شناسایی متهمان حادثه آغاز شد.

یکی از اقوام مقتول در بازجویی ها گفت: سه راکب دو موتورسیکلت عصر دوشنبه هنگامی که مرحوم محبوب وند در خیابان حضور داشت به سمت وی حمله کرده و با ضربات چاقو وی را مجروح کردند. متاسفانه تلاش پزشکان نیز برای نجات جان وی موثر نیافتاد.

با مشخص شدن موضوع چهره نگاری از متهمان آغاز شد.

به گزارش مهر، برخی شواهد و بررسیهای تخصصی حاکی از آن است که مقتول به اشتباه به قتل رسیده است.


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،حوادث |

کشته شدن پیشکسوت وزنه برداری در یک نزاع خیابانی

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در جولای 30, 2011 – 12:55 ب.ظ -

بار دیگر نزاع خیابانی به کشته شدن یک وزرشکار پیشکسوت منجر شد. این بار یعقوب محبوب‌وند یکی از پیشکسوتان وزنه برداری در نزاعی خیابانی در مقابل درب منزلش به قتل رسید.

بر اساس گزارش برنا، این اتفاق در شهریار کرج  افتاده و مقتول با ضربات قمه دو فرد ناشناس به قتل رسیده است.

در اطلاعیه باشگاه سایپا نیز مرحوم یعقوب محبوب وند، دارای سابقه چند سال عضویت در تیم کارگری سایپا و قهرمان وزنه برداری کارگران کشور معرفی شده است.

 آپلود عکس


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار ایران،اخبار درباره افراد مشهور،حوادث |

پل مدیریت/دادگاه/پلیس صحنه را دید و محل را ترک کرد

نوشته شده توسط سایت چهل گیس در جولای 28, 2011 – 4:11 ب.ظ -

بخشی از دادگاه /قتل دانشجوی دختر توسط همکلاسیش در پل مدیریت تهران/
ادعای کوشا درباره ارتباط خاص مهسا با دانشجویان پسر کذب است

مرضیه درباره ادعای کوشا در بازپرسی مبنی بر اینکه مهسا با دانشجویان پسر زیاد خوش و بش می‌کرد، گفت: به هیچ‌وجه اینگونه نبود و ارتباط مهسا با دانشجویان دیگر یک رابطه عادی بود.

بعد از اظهارات مرضیه، اولین شاهد حادثه که موفق به دستگیری کوشا شده بود در جایگاه قرار گرفت و گفت: زمان حادثه کنار پل بودم که با فریاد کمک‌خواهی یک مرد و زن جوان به آنجا رفتم و دیدم متهم روی سینه دختری نشسته و با مشت او را می‌زند اما وقتی دستش بالا آمد، دیدم در دستش چاقویی است که از آن خون می‌ریزد.

وی ادامه داد: میله‌ای را از فردی که آنجا بود گرفتم و به سمت او حمله کردم اما موقعیت وی طوری بود که به همه راه‌های ورودی به پل اشراف داشت. به او نزدیک شدم و با میله به کتفش زدم که به سرعت از آنجا فرار کرد. او را دنبال کردم که در یک لحظه با میله محکم به دستش زدم که چاقو روی زمین افتاد. خودم را روی او انداختم تا مردم رسیدند و او را گرفتند.

این شاهد گفت: به سرعت خودم را بالای سر دختر جوان رساندم و با کمک بقیه مردم یک وانت را متوقف کرده و او را به بیمارستان رساندیم اما وقتی رسیدیم او تمام کرد.

* خودروی گشت پلیس در صحنه حادثه بود اما به سرعت آنجا را ترک کرد

وی در ادامه اظهارات خود درباره زمان حضور پلیس در صحنه گفت: همه شاهدان و حاضران در صحنه دیدند که یک خودروی گشت پلیس در محل بود اما به سرعت از آنجا رفت.

شاهد دیگری که مردی میانسال بود، در این باره گفت: یک خودروی پلیس در صحنه حضور داشت اما با دیدن صحنه به سرعت آنجا را ترک کرد؛ آنها حادثه را دیدند و رفتند. همه شاهدان برگه‌ای را مبنی بر اینکه خودروی گشت پلیس صحنه را ترک کرده است امضا کردند اما گویا این برگه در پرونده موجود نیست.

* متهم را مردم دستگیر کردند نه پلیس

این شاهد همچنین اظهار داشت: پلیس مدعی شده است که متهم را آنها دستگیر کرده‌اند اما فقط مردم بودند که دنبال او دویدند و موفق شدند او را دستگیر کنند. همه کسانی که آنجا بودند با پلیس و اورژانس تماس گرفتند اما نیامدند.

* مهسا جلوی چشم تمام مردمی فوت کرد که مشغول فیلم‌برداری بودند

در ادامه جلسه، دومین شاهد حادثه در جایگاه قرار گرفت و گفت: با طولانی شدن صدایی که از بالای پل می‌آمد، خودم را به آنجا رساندم و دیدم متهم با حالتی وحشیانه با دو چاقو به دو طرف بدن دختر جوان ضربه می‌زد. با کمک یکی از شاهدان و یک مأمور آتش‌نشانی که آنجا بود و بعد از فرار کردن متهم، مهسا را به پایین پل عابر پیاده آوردیم. حدود ۱۰۰ نفر در حال فیلم‌برداری بودند و مهسا جلوی چشم آنها تلف شد.


مطالب مرتبط اخبار اجتماعی،اخبار ایران،حوادث |

خرید سریال همسان